بعدازظهر عاشورا مراسم تعزیه و آتش گرفتن خیمه ها{آرتیمان 1392}

بعدازظهر عاشورا مراسم تعزیه و آتش گرفتن خیمه ها{آرتیمان 1392}


بین هفت تا هشت هزار سال پیش مراکز روستانشین در چند نقطه از ایران، در منطقه تمدن جیرفت در تمدن تپه سیلک نزدیک کاشان و در اطراف مرودشت و در فاصله کمی از شوش، قدیمیترین شهر موجود دنیا، وجود داشتهاست. شوش یکی از قدیمیترین سکونتگاههای شناخته شدهٔ منطقهاست، با وجود اینکه نخستین آثار یک دهکدهٔ مسکونی در آن مربوط به ۷۰۰۰ سال پیش از میلاد هستند.
در طول تاریخ، مهاجرتهای انسانی و جابجایی انسانها همواره به دلیل دستیابی به شرایط بهتر برای زندگی بودهاست، در دوران باستان این شرایط بهتر عبارت از آب فراوانتر و خاک حاصلخیزتر برای کشاورزی بودهاست. به عنوان نمونهای از اینگونه مهاجرتها میتوان از دو کوچ بزرگ نام برد: نخست، کوچ هندیان آریایی از پیرامون کوهستانهای هندوکش به سرزمینهای پنجاب و پیرامون رود سند و دیگری، کوچ ایلامیان و سومریان، به سرزمینهای باتلاقی تازه خشک شده خوزستان در ایران و میانرودان انجام شدهاست. از اینگونه مهاجرتها تمدنهای بزرگ یا گروههائی از تمدنهای بزرگ برخاستند. ویل دورانت، این آثار تمدن را کهنترین آثار تمدن بشر دانستهاست.
کهنترین نشانههای تمدن انسانی، مربوطه به ۵۰۰۰ سال ق. م. است که در ایران تمدن شهر سوخته در سیستان، تمدن عیلام در خوزستان، تمدن جیرفت در کرمان، تمدن تپهحصارِ در دامغان، تمدن تپه سیلک (در کاشان)، تمدن اورارتو (در آذربایجان)، تپه گیان نهاوند، تمدن کاسیها (در لرستان امروز)، پیدا شدهاست. از روی یک قسمت از آثار تمدن تپه سیلک، که گمان میرود مربوط به هزاره چهارم پ. م. باشد، پیدا شدهاست که اهالی آنجا به بافندگی و کارکردن با فلزات و استعمال مهر و چرخ کوزه گری پی برده بودند.
ایران نخستین سرزمینی است که در آن مردم به استخراج و استعمال فلزات پی بردهاند. تعدادی از نخستین کورههای ذوب مس در تل ابلیس کرمان مربوط به هزاره پنجم ق. م. بدست آمد و اشیاء مسی شامل سنجاق و درفش، مهر و دستبند و حلقه انگشتر از آنها کشف گردید. قدیمیترین فلزی که مورد استفاده انسان قرار گرفته مس بودهاست. این فلز در ۴۵۰۰ ق. م. در آسیای غربی مورد استفاده بودهاست.
از اواسط دوران فلز، بجز مس، فلزات دیگری چون قلع، طلا، نقره در چرخه فناوری مردمان آن عصر پدیدار شدند و شاید به این دلیل است که این دوره را دوره فلز نام نهادهاند نه دوره مس. برنزهای مشهور به لرستان اهمیت ایران را بهعنوان یک مرکز فلزکاری بطور روشن نشان میدهد. رویدادی مهم در هزاره سوم پ. م. که تأثیرگذار در زندگی ساکنان فلات ایران و خصوصاً دشت خوزستان است عبارت است از کشف فلز آلیاژی مفرغ. از مراکز مهم فرهنگهای عصر مفرغ ایران غرب ایران و حوزه زاگرس مرکزی (لرستان پیشکوه و پشتکوه) بودهاست. مفرغ ساخته شده در کوهپایههای زاگرس به سومر و عیلام صادر میشدهاست.اولین بانک در عصر هخامنشی
پیداست
كه با فرمانروایی كورش اقتصاد ایران وارد مرحله ی نوین و جهانی خود شد، كه
تا فروپاشی حكومت ساسانیان، روند عمومی آن كم و بیش دست نخورده ماند.
گشودن لیدی، كشور ثروتمندی كه مردمش به مبتكران ضرب سكه شهرت دارند و گشودن
بابل، یكی از معدود باراندازها و بازارهای كهن بین المللی، ایران را، از
سند تا مدیترانه، به بزرگترین مركز اقتصادی جهان باستان تبدیل كرده بود.
یک لوح باستانی بابلی که یک سال پس از
فتح بابل توسط کوروش، در همدان مورد بازدید و بازیابی قرار گرفت نشان
میدهد که 537 سال قبل از میلاد مسیح(ع) شخصی به نام «تادانو» که گویا از
مسئولان مالی شهر هگمتانه (پایتخت همدان در دوره مادها) بوده است مبلغ یک
پوند و نیم نقره به ارزش سکههای نیم سیکلی به شخصی به نام «ایتی مردوک
بالاتو» پسر شخصی به نام «بنواهه» وام داده است که او موظف بوده است چند
ماه بعد- به نرخی که آن زمان در بابل رواج داشت- به همراه 39 قنطار
شاخههای خشک خرما و یک سیکل سیم دوازده (قا) خرما- این وام و بهره محاسبه
شدهاش را پس بدهد.
البته شواهد و اسناد و مدارک دیگری که
شبیه همین لوحهای گلی است نیز حکایت از اوضاع مرتب اقتصادی و مالی و نوعی
نظم بانکی در این شهر دارد.
سندی که نشانگر اهدای یک وام بانکی به شخصی
است در شهر «آگاماتو» یا همان اکباتان نوشته شده و بنابر شواهد تاریخی،
«آیتی مردوک بالاتو» خود رئیس بزرگترین بانک بابل بوده که شرکت مالی و
اقتصادی هم به نام شرکت «اگیبی و پسران» را داشته است. این اسناد مربوط به
زمان کوروش کبیر و کمبوجیه است.
بانکهای پیش از میلاد مسیح(ع)
با
استناد به این شواهد میتوان یادآور شد، بانکداری قرنها پیش از میلاد
حضرت مسیح(ع) در بسیاری از نقاط جهان رونق داشته است، گرچه بسیاری بر این
عقیدهاند که آغازگر حرفه بانکداری در جهان، صرافان بودهاند که با تعیین
عیار فلزات قیمتی، موجب سهولت مبادله آنها با کالاها شده یا با جلب اعتماد
مردم و صدور اسناد تعهد توانستند امانتدار اموال تجاری مردم شوند.
تداوم این نوع تجارت مردمی به یاری و حمایت همان صرافان امکانپذیر شد، اما مبادله کالا و رواج دادوستد نیاز به ابزارهایی برای پرداختن داشت که در تعیین ارزش و امکان سنجش انواع کالاها و خدمات، مورد قبول همه باشد و مردم مطمئن باشند که در صورت وقوع خطرات ناشی از جابهجایی فلزات قیمتی، سرمایه آنها امن باشد و کمکم روشهایی متداول شد که براساس آن، سهولت در عملیات صرافیها ایجاد کرد و نیز زمینه کسب وام و حمایتهای اعتباری را توسط صنف صرافان ایجاد کرد و این موضوع در واقع سرآغاز بانکداری و ایجاد موسسات بانکداری در جهان است.
البته برخی منابع تاریخی نوشتهاند، مردم یونان باستان، روم، بابل و چین نیز اموال خود را در معابد و اماکن مقدس خودشان به افرادی که مورد اطمینان و اعتماد آنها بود، میسپردند و گاه حفظ و نگهداری از اموال آنها به عهده روحانیون معابد بود و به همین دلیل، عدهای در جوامع باستانی آن روزگار به این صرافت افتادند، جایگاهی امن و مورد اعتماد برای حفظ و نگهداری اموال آنها فراهم کنند؛ جایی که بتوان در قبال سپردهها به آنان سود نیز بپردازند.
این عده در واقع میخواستند با معابد رقابت کنند و به این دلیل است که نوشتهاند قدمت بانکداری در چین به شش قرن پیش از میلاد برمیگردد و بعدها با اختراع کاغذ در 105 سال پس از میلاد مسیح، وارد مرحله جدیدی از بانکداری شد.
در ایران نیز پیش از آغاز سلسله هخامنشی، بانکداری به طرز ابتدایی مرسوم شد، البته در انحصار شاهزادگان و معابد بود، اما همزمان با اوج سلسله هخامنشیان، اقتصاد ایران وارد مرحله جدیدی شد که عواملی نظیر فتح «لیدی»- کشوری ثروتمند که مردمانش در آن روزگار به ضرب سکه شهرت داشتند- و نیز فتح بابل بهعنوان یکی از بازارهای بینالمللی آن روزگار که در «قوانین حمورابی» مقرراتی ویژه برای پرداخت وام و قبول سپردههای تجاری داشت، در آن بیتاثیر نبود. در این روزگار، بازرگانی ایران رونق و پول مسکوک رواج یافت و ایران را- از سند تا مدیترانه- به بزرگترین مرکز اقتصادی جهان باستان تبدیل کرد.
هربرادری که از منافع برادر خودمانند نفع خویش حمایت کرد به کار خود سامان داده است
اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنین به دوستان خود محبت کنید
گزنفون در کوروشنامهي خود، مرگ وي را در رامش و در پاسارگاد مي نويسد که به باور بيشتر گاهشناسان، از روي احترامي بوده است که وي نسبت به کوروش بزرگ داشته است؛ اين داستان شبيه داستان مرگ کيخسرو است. گزنفون در فصل هفتم از کتاب هشتم کوروشنامه، سخناني از کوروش در بستر مرگ را خطاب به فرزندان و دوستان و بزرگان قوم نقل مي کند؛ بخشي از اين گفتار کوروش را سيسرون، سخنران نامي رومي نيز آورده است:
« فرزندان و دوستان من، بدانيد که عمر من به پايان رسيده و ديگر مدت مديدي در ميان شما نخواهم بود. در زندگي خوشبخت بودم؛ در کودکي از همهي مزايايي که کودکان نيک بدان آراسته اند، برخوردار بودم و چون به جواني رسيدم، مزاياي جواني را بدست آوردم و در اوان پيري ام نيز از هيچ موهبتي محروم نماندم. هر آرزويي که داشتم برآورده شد و دست به هر کاري زدم، پيروز شدم. دوستان ويارانم از حسن تدبير من برخوردار شدند و دشمنانم همگي فرمانم را گردن نهادند. پيش از من، ميهنم سرزمين کوچک و گمنامي در آسيا بود و اکنون در دم مرگ، آنرا بزرگترين و نيرومندترين و شريفترين کشور بدست شما مي سپارم. بهياد ندارم در هيچ نبردي براي عزت و افتخار پارس، مغلوب شده باشم. همهي آرزوهايم برآورده شد و سير زمان، پيوسته به کام من بود؛ ولي از آنرو که پيوسته از شکست در هراس بودم، خود را از خودپسندي بر حذر مي داشتم و حتي در پيروزي هاي بزرگ خود، پا از جاده اعتدال بيرون ننهادم و بيش از اندازه شادمان نگشتم. اکنون که واپسين روزهاي زندگي ام فرارسيده، خود را بسي خوشبخت مي بينم که فرزنداني که خدا به من مرحمت نموده، همه سالم و در عين نشاط و عقل اند و ميهنم از همه جهت توانگر و پرشکوه ويارانم شادمان و محتشمند. آيا با اين همه کاميابي نمي توانم بدين اميد چشم برهم گذارم کهيادگار جاوداني از خود به جا گذارده ام و آيندگان، مرا مردي خوشبخت و کامياب خواهند شمرد؟ اي پسران عزيزم، شما را سوگند مي دهم و ميهن عزيزم را به شما مي سپارم و از شما مي خواهم که اگر خواهان خشنودي من هستيد، دست دوستي ويگانگي بهيکديگر بدهيد ويار وياور هم باشيد. اميدوارم اين خواستهي مرا به کار گيريد و پس از اينکه از اين زندگاني رخت بربستم، مرا پيوسته ناظر کارهاي خود بدانيد و در جلب رضايتم کوشا باشيد...ياران من، اگر کردارتان پاک و برابر با حق و دادگري باشد، نيروي شما رونق خواهديافت؛ ولي اگر ستم روا داريد و در اجراي داد تسامح ورزيد، ديري نمي کشد که ارزش شما در نظر ديگران از ميان خواهد رفت و خوار و زبون خواهيد شد. بدانيد که اگر شما نسبت به آنکس که بايد او را از همه بيشتر در دل خود محبوب و عزيز بشماريد، ستم روا داريد؛ کسي حاضر نيست از صميم قلب به شما پناه بياورد و در هنگام نياز شما راياري کند. اگر به وصايايم عمل کنيد، مي توانيد در کمال نيکبختي بايکديگر وظايف خطير خود را انجام دهيد. از سرگذشت هاي پيشينيان خود پند گيريد. در اين آيينهي گذشتگان، چه بسا پدراني که مهر فرزندان را در دل خويش پروده اند و چه بسا فرزندان که پدران خود را پيوسته گرامي داشته اند و چه بسيار برادران که از راه اتفاق ويگانگي، خدمت هاي بزرگ انجام داده و خوشبخت شده اند. همچنين در اين آيينه خواهيد ديد که افراد از راه نفاق و دشمني به خواري فروافتاده اند و چه بسا فرمانروايي ها و خاندانها که به علت ستم يا از روي کينه توزي و دشمني نابود شده اند. هميشه سرمشق خود را از ميان مرداني برگزينيد که با دادگري ويگانگي، پيروز و رستگار شده اند و از امثال آنان پيروي کنيد و بکوشيد تا نام نيک از خود بيادگار گذاريد.
ديگربس است، گفتارم به دارازا کشيد. فرزندان من، هنگامي که مردم، تنم را در زر و سيم و مانند آن نپوشانيد. زودتر آنرا در آغوش خاک بسپاريد. چه سعادتي از اين بالاتر که تن آدمي در دل خاکي که منشا اين همه ثروت هاي زيبا و چيزهاي نيک و دلپسند است، سپرده شود. من زندگي خويش را درياري به مردم بسر بردم. نيکي بديگران در من خوشدلي و آسايشي فراهم مي ساخت که از همهي شاديهاي جهان برتر است. حس مي کنم که روانم رفته رفته از تنم دور مي شود. همهي جانداران به اين سرنوشت مي رسند و پس از فراغ روح، خاک مي شوند. اگر از ميان شما کسي بخواهد دستم را لمس کند يا فروغ چشمم را ببيند، نزديک شود؛ ولي چون روان، از تنم برفت، راضي نيستم ديگر کسي به آن چشم بدوزد. حتي به شما فرزندانم اجازه نمي دهم تن بي روانم را نظاره کنيد. همهي پارسيان را بر سر مزار من بخوانيد، چه در آن حال در مامني آسوده بسر خواهم برد. هرکس بنا بر آيين کهن بر خاک من حاضر شود، از او پذيرايي کنيد. مي خواهم همه بدانند که من به سعادت بزرگي نايل شده ام. بازهم مي خواهم واپسين سخنم را بار ديگر بگويم که بهترين ضربتي که به دشمنانتان وارد خواهيد ساخت، اين است که با دوستان خود به مدارا و رافت رفتار کنيد.
پس از پايانيافتن سخنانش، دست حضار رايک يک فشرد. آنگاه روي خود را پوشاند و جان به جان آفرين تسليم نمود.
روانش شاد باد
دشوارترین قدم همان قدم اول است
کوروش بزرگ
همواره
نگهبان کیش یزدان باش، اما هیچ قومی را وادار مکن که از کیش تو پیروی کند و
پیوسته به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیش که میل
دارد پیروی کند.
لرستان هر ساله در عزای امام حسین (ع) رخت سیاه بر تن می کند و این جامه سیاه رنگ را با گل متبرک روز عاشورا آذین می بخشد.
برای نوشتن از آئین های عاشورایی در لرستان باید محرم در لرستان باشی تا بتوانی عمق اندوه مردمان این سرزمین را در غم سرور و سالار شهیدان احساس کنی. اینجا زن و مرد و پیر و جوان ندارد، همه در غم و ماتم حسین(ع) سیاه پوشند و سوگوار.
با شروع ماه محرم در لرستان دستجات و هیئات عزاداری شبها با حضور در تکیه هایی موسوم به خیمه به عزاداری پرداخته و برخی از دستجات زنجیر زنی و سینه زنی نیز با حضور در خیابانهای شهر در حالی که در پیشاپیش این دستجات "چل چراغ" حرکت می کند به عزاداری می پردازند.
"چل چراغ " یا همان چهل چراغ شامل سی تا چهل چراغ توری است که به شکلی زیبا و دیدنی و با مهارت خاصی بر پایه ای مثلث شکل از جنس چوب یا فلز سوار می شوند و عزاداران حاجتمند هر کدام به نوبت آن را حمل می کنند.
آئین خاص گل مالی در لرستان دارای چند مرحله است که از روز هفتم محرم که به روز " تراش عباس" موسوم است، شروع می شود.
در روز هفتم محرم همه عزاداران حسینی به حمام رفته و پس از اصلاح سرو صورت و نظافت کامل، لباسهای تمیز می پوشند که این روز را "تراش عباس" می نامند.

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید .
باعرض تسلیت به همه عزاداران حسینی

.
من یاور
یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های بسیار خواهم آورد من
ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد، زیرا شادمانی او شادمانی من است
خداوندا دستانم خالی است ودلم غرق در آرزوها-یا به قدرت بی کرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را ازآرزوهای دست نیافتی خالی کن
سخنان کوروش کبیر
من یاور یقین و عدالتم ، من زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد، زیرا شادمانی آنها شادمانی من است.

.
.
افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند
خدایا...!!!
دستانم خالی و دلم پر از آرزوست....
خداوندا....
به قدرت بی کرانت یا دستانم را پر یا دلم را خالی از آرزو کن.....
(کورش کبیر)

دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا میکنند
............
متداول است که برای تبلیغ یا اثبات حقوق بشر در دوره هخامنشی به لوحههای گلی تختجمشید استناد میشود که در آنها از دستمزد کارکنان تختجمشید سخن رفته است. در چنین سخنانی این نکته مهم نادیده گرفته میشود و یا پنهان میگردد که آن دستمزدها «چه» بوده و «چقدر» بوده است. و یا آنکه میزان دستمزد صاحبمنصبان و ردههای بالا را به عموم کارکنان تعمیم میدهند.
برای اینکه تصور بهتری از وضعیت دستمزدها در عصر هخامنشی داشته باشیم (که شاید بهتر باشد بدان «جیره» بگوییم تا «دستمزد»)، نگاهی عمومی و کوتاه به چگونگی پرداختها میکنیم و از تحلیل آن صرفنظر میکنیم. چرا که اطلاعات موجود در لوحهها آشکارتر از آن است که نیاز به تحلیلهای پیچیده و شرح و تفسیر داشته باشند.
دستمزد اکثریت مردان: ۱۵ کیلو جو در ماه.
دستمزد اکثریت زنان: ۱۰ کیلو جو در ماه.
جیره زایمان زنان: ۱۰ کیلو جو برای فرزند پسر یا ۵ کیلو جو برای فرزند دختر (فقط یک بار).
حداقل دستمزد برای اشخاص بالغ: ۱۰ کیلو جو در ماه.
حداقل دستمزد برای اطفالی که به بیگاری گرفته می شدند: نیم کیلو جو در ماه.
پاداش ویژه شاهانه: نیم کیلو آرد جو یا نیم کیلو گردو در هر سه ماه، یا یک کیلو انجیر در ماه.
دستمزدهای غیر از جو اعم از گوشت و شراب: فقط برای حدود یک درصد افراد (شامل رؤسا، ردههای بالا و صاحبمنصبان حکومتی).
حداکثر دستمزد صاحبمنصبان حکومتی: ۲۵۰۰ کیلو جو و ۲۷۰۰ لیتر شراب و ۶۰ رأس گوسفند در ماه.
اختلاف بین کمترین و بیشترین دستمزدها: ۱ به ۲۰٫۰۰۰ (یعنی بالاترین دستمزد
صاحبمنصبان برابر با دستمزد بیست هزار نفر از دریافت کنندگان حداقل دستمزد
بوده است).
در همین زمینه پییر بریان آورده است: اگر اسناد را بصورت عام تجزیه و تحلیل کنیم، به این نتیجه میرسیم که ۸۳ درصد مردان در ماه ۱۶٫۵ کیلوگرم و ۸۷ درصد زنان در ماه ۱۱ تا ۱۶٫۵ کیلوگرم جیره غلات داشتهاند. هاید ماری مخ نیز نوشته است: با دستمزد یک کارگر مرد به زحمت میشد نیم کیلو نان در روز پخت.
بطور خلاصه، دستمزد متوسط کارگران در حکومت آرمانی هخامنشی عبارت بوده است از یک تا دو قرص نان جو در روز.
برای آگاهی بیشتر بنگرید به: بریان، پییر، تاریخ امپراتوری هخامنشیان، ترجمه مهدی سمسار، جلد دوم، تهران، ۱۳۷۷، صفحه ۹۰۰ تا ۹۰۴؛ کخ، هاید ماری، از زبان داریوش، ترجمه پرویز رجبی، تهران، ۱۳۷۶، صفحه ۶۰ تا ۶۹٫
زیور آلات در ایران باستان
زیورآلات ایران باستان امروز در نقاط بسیاری از دنیا چشم بینندگان را خیره می کند اما شما چقدر از تاریخچه آنها خبر دارید
آثار
هنری بسیار ارزشمند و گرانبهائی كه امروزه موزه های معتبر داخلی و خارجی و
مجموعه های خصوصی كلكسیونر های معروف دنیا را در سراسر جهان زینت بخشیده
است، بیان گر این حقیقت می باشد كه طلاسازان و جواهرسازان ایرانی در ادوار
مختلف تاریخی چه پیش از اسلام و چه بعد از آن در ساختن اشیاء تزئینی و زیور
آلات گرانبها، از مهارت خارق العاده ای برخوردار بوده اند و امروزه هر
بیننده ای كه آنها را در موزه های معروف بین المللی مشاهده می نماید،
خلاقیت و توانمندی حیرت برانگیز سازندگان ایرانی این اشیاء را تحسین می
كند.
مجسمه مشهور بز بال دار، جام طلای افسانه زندگی، جام طلای مارلیك و ده ها
اثر تاریخی دیگر اصیل ترین اسناد تاریخ فرهنگی و هنری صنعت گران ایرانی در
گذرگاه زمان و كارنامه درخشان پیشینیان ما به شمار می روند.
انسان
کهن در ابتدا برای زینت و آراستگی خود از نشانه هایی كه از طبیعت الگو
برداری كرده بود كمك می گرفت. اعتقاد بر این است كه در ابتدا مردان خود را
می آراستند و با رنگ كردن بدن و یا مجروح كردن خود به شكل های متفاوت جلب
توجه می كردند. مجروح كردن بدن در مردان برای تزیین یك امر عادی بوده و
گاهی میزان جراحت ها باعث مرگ می شده است. شكافتن پوست و رنگ كردن آن،
خالكوبی و... هنوز هم در بین مردان رایج تر از زنان است.
لباس در ابتدا
برای تزیین استفاده می شد، به جای نقوشی كه برای یك عمر بر بدن نقش بسته
بود با استفاده از تن پوش های رنگی، تنوع پیدا كرده و شكل های متفاوتی به
آن می دادند.
در بین آراستنی ها هر چه اهمیت پیدا می كرد شكلی به آن
داده شده و در قسمت های مختلف بدن مورد استفاده قرار می گرفت. از استخوان
حیواناتی كه صید می شدند و تأمین كننده غذا بودند تا گیاهان و سنگ ها و...
در تزیین بدن استفاده می شد.
تحقیقات باستان شناسی حاكی از آن است كه
نخستین زیورهای مورد استفاده بشر دندان ها و پنجه های حیواناتی بوده كه صید
می كرده است. این قطعه های كشف شده با یك رشته لیف طبیعی به هم متصل می
شدند و تشكیل مجموعه ای بدیع را می دادند كه بسیار زیبا جلوه می كردند.