نقشه متحرک ایران در گذر تاریخ از ابتدا تا کنون - www.taknaz.ir

b861007_IMG_0485.jpg

روستای آرتیمان؛ آفاق خاکش را با محبت سرشته است/زادگاه رضی، شاعر صفوی

روستای آرتیمان؛ آفاق خاکش را با محبت سرشته است/زادگاه رضی، شاعر صفوی

همگان می دانند کم نیستند مردان بزرگی که در روستاها زاده شده و پا به عرصه گیتی گذاشته اند و تحولات بزرگی در سطح شهرستان و حتی کشور داشته اند و از این میان می توان به عارف شاعر پیشه عصر صفوی میررضی آرتیمانی اشاره کرد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به  نقل از رودآور، امروز ۱۵ مهرماه ، روز روستا نامگذاری شده است. در شهرستان تویسرکان ۱۰۸ روستا وجود دارد و در این روستاها مردان بزرگی زاده شده و پا به عرصه گیتی گذاشته اند که تحولات عمیقی در سطح شهرستان و حتی کشور داشته اند.

برای نمونه می توان به روستای فرهنگی کهنوش اشاره کرد.از این روستا در حدود ۷۰۰ معلم در جای جای کشورمان به شغل معلمی مشغول هستند.

و اما امروز سایت خبری تحلیلی رودآور به بهانه روز روستا، زادگاه عارف شاعر پیشه عصر صفوی رضی آرتیمانی که روستای آرتیمان است برای خوانندگان خوب خود معرفی می کند.

میررضی آرتیمانی از مشاهیر مدفون در تویسرکان است که در آرتیمان متولد شد.

?????? ? ????? ? ????? ? ???? ? ??? ? ???????? ? ???? ????? ????? ? ??? ? ?????? ? ????? ? ???? ????? ????? ??? ? ???? ? ??? ? ???? ? ?? ? ??? ? ??? ? ??? ??? ? ??? ? ????? ???? ???????? ???? ? ???? ???????? ? ?????? ? ???? ???? ? ??? ? ????? ???? ? ???????? ? ????? ? ????? ??? ? ???? ??? ? ?????? ? ?????? ? ????? ????? ? ?????? ? ???????? ? ????? ??????? ? ???? ? ???? ? ????????? ? ???? ? ???? ? ???? ? ????? ? ???? ? ????? ? ????? ? ????? ? ???????? ? ??? ????? ?????? ? ????? ? ???? ???? ? ??????? ? ????? ???? ? ??????? ? ???? ? ?? ?? ? ???? ? ???????? ? ??????? ? ???? ? ????? ??????? ? ????? ? ???? ? ???? ? ????? ???????? ? ???? ?????? ? ???? ????? ?????? ?????? ? ??????? ? ?????? ? www.roodavar.ir ? ????? ??? ? ????? ? ???????? ? ????????? ????? ????? ???? ??? ???????????????????? ??????? ????? ???? ????? ???? ????? ???? ????????? ???? ??? ????? ??? ????? ????? ????? ????? ???? ?????? ?????? ???????? ??? ?????? ??? ?????? ???? ??????? ??????? ?????? ??? ???? ?????? ???? ???? ???????????????????? ????????وی در۳۰ سالگی به دربار شاه عباس صفوی راه می یابد و دارای عزت و احترام بوده است تا آنجا که داماد خاندان صفوی شده اما تشریفات درباری به مذاقش سازگار نیامد و دم و دستگاه شاهنشاهی را رها کرد و به وطن برگشت و در شمال شهر تویسرکان خانقاهی برای خود رو به راه کرد که هم اکنون هم مزار و مقبره او مورد زیارت اهل دل و عشاق دل سوخته است.

آرامگاه میر رضی در دامنه کوهی مشرف به شهر جایی بسیار باصفا به نام همینه یا هیمنه قرار گرفته و سال های دور مقبره آن که به نحو بسیار تاثر برانگیزی رو به ویرانی نهاده بود، مرمت شد.اکنون این تپه را به دلیل آنکه مدفن پنج شهید گمنام است، تپه نورالشهدا نام نهاده اند.

?????? ? ????? ? ????? ? ???? ? ??? ? ???????? ? ???? ????? ????? ? ??? ? ?????? ? ????? ? ???? ????? ????? ??? ? ???? ? ??? ? ???? ? ?? ? ??? ? ??? ? ??? ??? ? ??? ? ????? ???? ???????? ???? ? ???? ???????? ? ?????? ? ???? ???? ? ??? ? ????? ???? ? ???????? ? ????? ? ????? ??? ? ???? ??? ? ?????? ? ?????? ? ????? ????? ? ?????? ? ???????? ? ????? ??????? ? ???? ? ???? ? ????????? ? ???? ? ???? ? ???? ? ????? ? ???? ? ????? ? ????? ? ????? ? ???????? ? ??? ????? ?????? ? ????? ? ???? ???? ? ??????? ? ????? ???? ? ??????? ? ???? ? ?? ?? ? ???? ? ???????? ? ??????? ? ???? ? ????? ??????? ? ????? ? ???? ? ???? ? ????? ???????? ? ???? ?????? ? ???? ????? ?????? ?????? ? ??????? ? ?????? ? www.roodavar.ir ? ????? ??? ? ????? ? ???????? ? ????????? ????? ????? ???? ??? ???????????????????? ??????? ????? ???? ????? ???? ????? ???? ????????? ???? ??? ????? ??? ????? ????? ????? ????? ???? ?????? ?????? ???????? ??? ?????? ??? ?????? ???? ??????? ??????? ?????? ??? ???? ?????? ???? ???? ???????????????????? ????????دیوان اشعار این میر رضی آرتیمانی به کوشش محمدعلی امامی یکی از فرهنگیان چاپ و منتشر شده است، وی علاوه بر دیوان شعر، ساقی نامه معروفی نیز دارد.

اغلب بازماندگاه رضی به کیایی و میررضی مشهورند تنها اثر بجای مانده از میر رضی الدین آرتیمانی ۱۲۰۰ بیت شعر است که ساقی نامه و سوگند نامه او در دنیا بی نظیر می باشد فرزند او ابراهیم ادهم است که در هند مدفون شده است که او نیز شاعری را از پدر به ارث برده است این بنا در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است و زیر نظر سازمان میراث فرهنگی نگهداری و حفاظت می شود.

ابیاتی از ساقی نامه اثر ماندگار میر رضی‌الدین آرتیمانی:
رضی روز محشر علی ساقی است

مکن ترک می ‌تا نفس باقی است

و نیز در ابتدای ساقی نامه آمده است:

الهی به مستان میخانه ات

به عقل آفرینان دیوانه ات

و اما اینک هر چه درباره زادگاه این شاعر بیاد دانست در ذیل به آن پرداخته شده است.

سر سبزی اراضی و فراوانی آب ها و لطافت هوای روستای اؤتیمان بر همگان مشهود است. سرسبزی دربند ها و کوهها و دره ها و چمنزار های خیال انگیزش که به برکت آب و برف کوهها زیبایی و جمال یافته است.

خطه ای است دلگشا وروضه ای است جانفزا و از روستاهای معروف است و در نزهت هوا و لطافت فضا سالم،آفاق خاکش را با محبت سرشته است و آبش را با مودّت آغشته، هوایش چون دم عیسی روح افزاست و فضایش مانند ید بیضای موسی معجز نما، شمیم صبا در بر نسیم شمالش مایه عجز و نیاز در کف آورده، سبزه ی مرغزارش نمونه ای از خط بنفشه رویان است و صفای دشت و کوهسارش رخسار فرشته رویان می باشد .

هوایی که از مجاورات اشجار می گذرد و آبهای کثیر آن به طوری مفرّح و نشاط آور است که قابل توصیف نیست ، حبوبات در اراضی آن به قدر کفایت به عمل می آید ولی به علّت سردی هوا در بعضی سالها دچار خسارت میگردد.

حمد الله مستوف» در دائرة المعارف خود جلد ۵ درباره آرتیمان می نویسد :

بین توی و سرکان دهکده ای است موسوم بهآرتیماندر دره ای که به واسطه ی کثرت اشجار و طبقات بیوتات وضعی دارد که از اماکن متنزهه ی دنیا به شمار می آید. در حوالی این دهکده دره هایی متعدد و با صفا موجود می باش.اعتماد السلطنه» در کتاب مرآت البلدان می نویسد:

تقریبا به فاصله ی شش هزار قدم مسافت از قصبه توی و سرکان دهکده ای است موسوم به آرتیمان واقع در دره ای که به واسطه کثرت اشجار و طبقات بیوتات تشکیل وضعی می دهد که نهایت قابل سیر و سیاحت است .

مرحوم شیروانیدر کتاب بستان السیاحه صفحه ۱۹۲و ۱۹۳می نویسد :

قریه آرتیمان که از قرای تویسرکان و نیم فرسخی آن است و محلی مسرت مرفور است……الحق قریه آرتیمان: روضه من ریاض الجنان است.

موقعیت و وسعت

آرتیمان با مساحت   بین ۳۴ درجه و  ۳۴دقیقه و ۵۵ ثانیه عرض جغرافیایی از خط استوا و ۴۸ درجه و ۲۶ دقیقه و ۵۵ ثانیه طول جغرافیایی از نصف النهار گرینویچ قرار دارد.از شمال و شمال غرب به سرکان و کوه سرافراز اشتوار- از جنوب به تویسرکان و شهرک قائم- از غرب به روستای ریواسیجان و تپه آن و از شرق به سلسله کوههای بلند محدود می باشد بلند ترین نقطه ی آرتیمان کوه خاکو میباشد که از ارتفاعات متصل به کوه الوند همدان است و این کوه بین آرتیمان و همدان قرار دارد ارتفاع آرتیمان از سطح دریاهای آزاد جهان۱۹۲۳ متر است.

مهاجرت از آرتیمان به شهر و اطراف آن از نظر کشاورزی لطمه بزرگی وارد آورده است و عوامل عمده ومهم مهاجرت در سالهای قبل عبارتند بودند از :کمبود ماشین جهت رفتن به شهر- کمبود آب-گاز و مواد سوختی- عوامل فرهنگی مانند مدرسه ابتدائی – راهنمائی – دبیرستان و هنرستان ، خرابی کوچه ها و کوچک بودن آنها و … می توان نام برد به این جهت خوب است که مسؤلین هر چه سریعتر با ایجاد امکانات لازم در این روستا باعث جلوگیری از این مهاجرتها شوند.

ویژگیهای تاریخی و وجه تسمیه آرتیمان

درباره آرتیمان فعلی قدماء گفته اند که نام قبلی آن علی آباد بوده است و علی آباد دهکده ای بود بین توی و سرکان و نزدیک به ریواسیجان فعلی، ویرانه هایی که از علی آباد باقی مانده است هم اکنون در کنار زمینها ی صحرا (تقریبا با بررسی اینجانب در زیر باغ حاج مجتبی زاهدی پور) بر اثر شخم زدن زمینها خشتها و آجر های سفالی از زمین بیرون می آید.

درباره ی ویرانی آن نوشته اند : علی آباد دهی بود حد واسط سرکان و مشکان و توی ، زمینهایش مرتفع بود و در آنجا هم مثل رودآور ، زعفران بسیار می کاشتند بعدها در نتیجه زلزله شدید که قصبات رودآور و مشکان نابود شدند علی آباد نیز ویران گردید . باقیمانده مردم علی آباد که جان سالم به در بردند به دره ای بالاتر و در کنار کوه آتشبار(اشتوار) روی آورده و بنای آرتیمان فعلی را بنیاد نهادند و چون مردم از ایمان زیادی برخوردار بودند نام این قصبه را آورد ایمان نهادند که به مرور زمان به آن آرد ایمان و آرتیمان گفتند . این گفته های قدماء است و اثبات تاریخی آنچنانی ندارد .

بافت آرتیمان

از آنجایی که آرتیمان قدیمی و کهنسال است کوچه ها و محله های قدیمی که در اکثر روستاهای ایران دیده می شود در آن وجود دارد . علاوه بر این کوچه های قدیمی آرتیمان دارای مجتمعهای مسکونی در شمال و شمال غرب و جنوب و شرق می باشند و شکل نقشه ای آن به صورت خطی می باشد. از لحاظ بافت آرتیمان دارای کوچه های پیچ در پیچ می باشد و به جز چند کوچه تقریبا وسیع که محل رفت و آمد تعدادی از ماشینهای سبک می باشد کوچه ی وسیعی دیگر ندارد و از نظر محل به دو محله ی بالا و پایین تقسیم شده و در این محله ها نیز تقسیماتی بنام های راه باغا- مصلی راه باغا- میان ده- مصلی پایین- زیر جو- پادشاهی – مصلی بالا- سرسنگها- کوچه مِچی- بریاء – چال آسیابها – پشت بغچاء و غیره وجود دارد و این دو محله مانند دیگر روستا ها از قدیم الایام دارای روابط نسبتا تیره به هم بوده اند و اکثرا بچه ها در مدارس با هم به نزاع می پرداختند ولی اکنون به علت رواج فرهنگ مقدس اسلام در مدارس و مساجد و به برکت جمهوری اسلامی ایران این دو محله با هم روابطی دوستانه برقرار نموده اندو از عوامل یاد شده به حمد اله کمتر اتفاق می افتد.

آثار و بنا های تاریخی

۱- قبرسیّد میر معین جده میر معین ها مشهور به قبر آقا که درپای کوه معروف به خاله خمیره واقع شده است.

۲- امام زاده عبد الله که درکنار پیاده رو و جاده سرکان – آرتیمان و درپای کوه مدفون و دارای ساختمانی آجری و قدیمی و زیارتگاه عموم است . در حال حاضر هیئت امناء امامزاده و اوقاف در حال احداث مسجد امام مهدی (عج) در کنار آن میباشند .

۳-مسجد حاج حیدر حاجی زین العابدینی هفتمین جده اینجانب که در راه باغها و محل پایین است و دردهه ۱۳۶۰باز سازی شده است و بنای اولیه آن متعلق به حدود ۵۰۰ سال پیش می باشد .

۴- حمام محله پایین : که بنای اولیه ی آن حدودا” متعلق به سالهای۱۲۰۰می باشدو در حال حاضر مخروبه شده است .

۵- پلهای سر رود خانه محله پایین و محل بالا که در سال ۱۳۵۱ بازسازی شده است.

آثار

۱- توت درب حمام مصلی که قطر تنه آن حدود ۵ متر و ۵۸ سانتی متر است و قدمت آن به۵۷۰ سال می رسد و از کهنترین درختان منطقه تویسرکان مانند چنار باغوار است و لی توجه کافی به آن نشده و در حال از بین رفتن است.

۲- سنگ پنجعلی در مسیر گردشگاه گانه زارسنگ بزرگی در کنار جاده وجود دارد که به سنگ پنجه علی معروف است جای پنج انگشت دست به صورت فرو رفته در روی سنگ قابل مشاهده است.طبق گفته قدیمی های روستا جای دست مربوط به حضرت علی (ع) است که با فریاد زنی در زمانهای قدیم که فرزندش درمسیر افتادن این سنگ ازکوه بوده است  نام علی را برای نجات فرزندش به زبان اورده که با  دست ان حضرت سنگ در بالای سر کودک از حرکت می ایستد وجای دست حضرت در روی سنگ میماند.

 «ناهمواریها»

آرتیمان محله ای کوهستانی است کوههای شمالی وشرقی آن جزء رشته کوههای زاگرس می باشد و این کوهها در دوران مزوزوئیک از نفوذ توده ی عظیمی مواد آذرین به داخل رسوبات قدیمی تر ایجاد شده و فرسایش در دوران های ترشیاری و کواترنری در آنها عمل کرده و رسوبات قدیمی فرسایش یافته و سنگهای گرانیتی در معرض دید قرار گرفته اند .

همزمان با ناهمواری الوند و زاگرس مرکزی با حرکات کوهزایی دوران ترشیاری(سوم)کوههای آرتیمان پدیدار گشته و بیشتر از سنگهای آذرین و دگرگونی می باشند.

مهمترین ارتفاعات آرتیمان عبارتند از:

۱- ارتفاعات شمال شرقی شامل: خاکو- نخودزار- بنفشه در- کوسه در- چرخ خدایی و غیره می باشد

۲- ارتفاعات شمالی شامل : کوه اشتوار و خاله خمیره که تماما پوشیده از سنگهای گرانیتی سخت می باشد- کوه اشتوار که قدماء به آن آتشبار می گفتند و در باره اش میگویند در میلیونها سال پیش آتشفشانی بوده است و هم اکنون شکل کله قندی دارد و منبع آب آشامیدنی آرتیمان در دامنه آن قرار دارد.

۳- ارتفاعات جنوبی شامل :کوه جلیندرو نصار می باشد.

۴- ارتفاعات شمال غربی شامل:  یک کوهپایه و تپه می باشد. در دامنه های کوههای خاله خمیره- اشتوار جلیندره و کوهپایه غربی خانه های مسکونی بنا شده است ودر کل باید گفت آرتیمان کوهستانی بوده و اکثریت خانه های مسکونی در این دامنه کوهها بنا گردیده است.

گانه زار

یکی از گردشگاههای زیبا که در بین کوهستان وجودداردکه با وسائط نقلیه هم می‌توان تا آنجا رفت (گانه زار)است که الحق و الانصاف جائی دیدنی با محیطی فرحبخش و چمنزار و آب زلال رودخانه می‌باشد. محیطی زیبا با درختان بید و توت و سرویس بهداشتی برای گردشگران دراین محل وجوددارد.تا از این محل دیدن نکنید به زیبائی طبعت خدادادی پی نخواهید برد

آب وهواو شرایط جوی

آرتیمانبه علت کوهستانی بودن و ارتفاع زیاد از سطح دریا و قرار گرفتن در منطقه معتدله از آب و هوای سرد کوهستانی برخوردار است. آرتیمان به طور نسبی دچار کمبود آب جهت آبیاری و آشامیدن می باشد و این کمبود از سالی به سالی دیگر متغیر است و عوامل مهم کم آبی را می توان : شیب زیاد  زمین- کمی ضخامت لایه های رسوبی خاک- کمی بارش- ومهار نکردن آبهای سطحی و نبود سد دانست . آب آرتیمان از چشمه ها – چاهها- ذوب برف کوهها در ماههای گرم سال تامین میگردد.

رود مهم و دائمی آرتیمان بنام آرتیمان رود همان رودخانه محلی است که پس از انشعاب از سه دره ی بزرگ در باغهای بالا به یک رودخانه تبدیل شده و از زیر آبادی و از کنار ایستگاه ماشینها به سوی باغات و صحرا و از آنجا به روستای قلعه آقابیک سرازیر می گردد و تنها منبع مهم آب جهت آبیاری باغات و صحرا می باشد و پس از گذشتن از راهی طولانی با کرزان رود – سرکان رود – سرابی رود، رود مهم تویسرکان یعنی قلقل رود را تشکیل داده و پس از این در کنار روستای گردیان نهاوند به گاماسیاب می پیوندد که این رود به کرخه که یکی از رود های مهم ایران می باشد پیوسته و بالاخره به خلیج فارس میریزد.

پوشش گیاهی

کوههای آرتیمان در گذشته های دور دارای جنگلهای وسیعی از جمله بلوط- گز- انجیر- سماق- بادام کوهی- عناب و غیره بوده است . در حال حاضر باقی مانده درختهای سماق و عناب که قسمت کوچکی از باغهای بالا را پوشانده جنگلی وجود ندارد ولی مراتع در این کوهها از وسعت قابل چشمگیری برخوردار است. به علت کمی بارش که قبلا نیز ذکر شد آرتیمان فاقد پوشش گیاهی جنگلی است و گیاهان خودرو اغلب از نوع استپ و از تیره های مختلف از جمله : گند میان- گون- شیتیجه- گیاهان تیغ دار- بادام کوهی و گیاهان خشکی پسند و گیاهان مهم داروئی مانند بومادران- شیرین بیان- بادام کوهی- آذروه – کاکوتی (تیغ دوراغ) می باشد . فضای سبز آرتیمان را درختان دست کاشت انسان مانند : گردو- توت- زرد آلو- آلبالو- آلو- انگور- سیب- گیلاس- هلو- گلابی و غیره تشکیل می دهد که گردو در رأس همه درختان و بیشترین مقدار را تشکیل می دهد.

 

برگرفته از وبلاگ مهدی زین العابدینی

 

 

خاطرات دیروز, تصاویر خاطره انگیز, عکس های قدیمی, جلد کتاب قدیمی, خاطره, خاطرات, تصاویر قدیمی, old pic


آنچه براي آگاهي هم وطنان ارجمند ايراني در ذيل مي آيد متن ترجمه نامه عمر خليفه دوم به یزدگرد سوم ساسانی و پاسخ یزدگرد به عمر می باشد. نسخه اصلی این نامه ها در موزه لندن نگهداری می شود. زمان نگاشته شدن این نامه ها مربوط می شود به پس از جنگ قادسیه و پیش از جنگ نهاوند که حدوداً چهار ماه به طول انجاميد .

                                               نامه تازیان                  

از عمر بن الخطاب خلیفه مسلمین به یزدگرد سوم شاهنشاه پارس

"بسم الله الرحمن الرحیم"

{ یزدگرد، من آینده روشنی برای تو و ملت تو نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا بپذیری و با من بیعت کنی. تو سابقا بر نصف جهان حکم می راندی ولی اکنون که سپاهیان تو در خطوط مقدم شکست خورده اند و ملت تو در حال فروپاشی است. من به تو راهی را پیشنهاد می کنم تا جانت را نجات دهی.

شروع کن به پرستش خدای واحد، به یکتا پرستی، به عبادت خدای یکتا که همه چیزرا او آفریده. ما برای تو و برای تمام جهان پیام او را آورده ایم، او که خدای راستین است.

از پرستش آتش دست بردار !!!! و به ملت خود فرمان بده که آنها نیز از پرستش آتش که خطاست دست بکشند، بما بپیوند الله اکبر را پرستش کن که خدای راستین است و خالق جهان.

الله را عبادت کن و اسلام را بعنوان راه رستگاری بپذیر. به راه کفر آمیز خود پایان بده و اسلام بیاور و الله اکبر را منجی خود بدان.

با این کار زندگی خودت را نجات بده و صلح را برای پارسیان بدست آر. اگر بهترین انتخاب را می خواهی برای عجم ها ( لقبی که عربها به پارسیان می دادند به معنی کودن و لال) انجام دهی با من بیعت کن.

الله اکبر

خلیفه مسلمین

عمربن خطاب

 

                                           نامه پارسیان 

از شاه شاهان، شاه پارس، شاه سرزمینهای پرشمار، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها، شاه پارسیان ونژادهای دیگر از جمله عربها، شاه فرمانروایی پارس،یزدگرد سوم ساسانیبهعمربن الخطابخلیفه تازیان( لقبی که پارسیان به عربها می دهند به معنی سگ شکاری )

" به نام اهورا مزدا آفریننده زندگی و خرد  "

{ تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را به راه راست هدایت کنی، به راه خدای راستینت، الله اکبر، بدون اینکه هیچگونه آگاهی داشته باشی که ما که هستیم و چه را می پرستیم.

این بسیار شگفت انگیز است که تو لقب فرمانروای عربها را برای خودت غصب کرده ای آگاهی و دانش تو نسبت به امور دنیا به همان اندازه عربهای پست و مزخرف گو و سرگردان در بیابانهای عربستان و انسانهای عقب مانده بیابان گرد است.

مردک، تو به من پیشنهاد می کنی که خداوند یکتا را بپرستم در حالیکه نمی دانی هزاران سال استکه ایرانیانخداوند یکتارا می پرستند و روزی پنج بار به درگاه او نماز می خوانند. هزاران سال است که در ایران، سرزمین فرهنگ و هنر این رویه زندگی روزمره ماست.

زمانیکه ما داشتیم مهربانی و کردار نیک را در جهان می پروراندیم و پرچم پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک را در دستهایمان به اهتزاز درمی آوردیم تو و پدران تو داشتند سوسمار میخوردند و دخترانتان را زنده بگور می کردید.

شما تازیان که دم از الله می زنید برای آفریده های خدا هیچ ارزشی قائل نیستید ، شما فرزندان خدا را گردن می زنید، اسرای جنگی را می کشید، به زنها تجاوز می کنید، دختران خود را زنده به گور می کنید، به کاروانها شبیخون می زنید، دسته دسته مردم را می کشید، زنان مردم را میدزدید و اموال آنها را سرقت می کنید. قلب شما از سنگ ساخته شده است. ما تمام این اعمال شیطانی را که شما انجام می دهید محکوم می کنیم. حال با اینهمه اعمال قبیح که انجام می دهید چگونه می خواهید به ما درس خداشناسی بدهید؟

تو بمن می گویی از پرستش آتش دست بردارم، ما ایرانیان عشق به خالق و قدرت خلقت او را در نور خورشید و گرمی آتش می بینیم. نور و گرمای خورشید و آتش ما را قادر می سازد که نور حقیقت را ببینیم و قلبهایمان برای نزدیکی به خالق و به همنوع گرم شود. این بما کمک می کند تا با همدیگر مهربانتر باشیم و این نور اهورایی را در اعماق قلبمان روشن می سازد.

خدای ما اهورا مزداست و این بسیار شگفت انگیز است که شما تازه او را کشف کرده اید و نام الله را بر روی آن گذارده اید. اما ما و شما در یک سطح و مرتبه نیستیم، ما به همنوع کمک می کنیم ، ما عشق را در میان آدمیان قسمت می کنیم، ما پندار نیک را در بین انسانها ترویج می کنیم، ما هزاران سال است که فرهنگ پيش رفته خود را با احترام به فرهنگ های دیگر بر روی زمین می گسترانیم ، در حالیکه شما به نام الله به سرزمینهای دیگر حمله می کنید، مردم را دسته دسته قتل عام می کنید، قحطی به ارمغان می آورید و ترس و تهی دستی به راه می اندازید، شما اعمال شیطانی را به نام الله انجام می دهید. چه کسی مسئول اینهمه فاجعه است؟

آیا الله به شما دستور داده قتل کنید، غارت کنید و ویران کنید؟

یا اینکه پیروان الله به نام او این کارها را انجام می دهند؟ و یا هردو ؟

شما می خواهید عشق به خدا را با نظامی گری و قدرت شمشیر هایتان به مردم یاد بدهید. شما بیابان گردهای وحشی می خواهید به ملت متمدنی مثل ما درس خداشناسی بدهید. ما هزاران سال فرهنگ و تمدن در پشت سر خود داریم، تو بجز نظامی گری، وحشی گری، قتل و جنایت چه چیزی را به ارتش عربها یاد داده ای؟ چه دانش و علمی را به مسلمانان یاد داده ای که حالا اصرار داری به غیر مسلمانان نیز یاد بدهی؟ چه دانش و فرهنگی را از الله ات آموخته ای که اکنون می خواهی به زور به دیگران هم بیاموزی؟

افسوس و ای افسوس ... که ارتش پارسیان ما از ارتش شما شکست خورد و حالا مردم ما مجبورند همان خدای خودشان را این بار با نام الله پرستش کنند و همان پنج بار نماز را بخوانند ولی اینکار با زور شمشیر باید عربی نماز بخوانند چون گویا الله شما فقط عربی می فهمد.

من پیشنهاد می کنم که تو و همدستانت به همان بیابانهایی که سابقا عادت داشتید در آن زندگی کنید برگردید. آنها را برگردان به همان جایی که عادت داشتید جلوی آفتاب از گرما بسوزند، به همان زندگی قبیله ای ، به همان سوسمار خوردن ها و شیر شتر نوشیدنها.

من تو را نهی نمی کنم از اینکه این دسته های دزد را ( ارتش تازیان) در سرزمین آباد ما رها کنی ، در شهر های متمدن ما و در میان ملت پاکیزه ما.

این چهار پایان سنگدل را آزاد مگذار تا مردم ما را قتل عام کنند، زنان و فرزندان ما را بربایند، به زنهای ما تجاوز کنند و دخترانمان را به کنیزی به مکه بفرستند. نگذار این جنایات را به نام الله انجام دهند، به این کارهای جنایتکارانه پایان بده.

آریایها بخشنده، خونگرم و مهمان نوازند، انسانهای پاک به هر کجا که بروند تخم دوستی، عشق ، آگاهی و حقیقت را خواهند کاشت بنابراین آنها تو و مردم تو را بخاطر این کارهای جنایتکارانه مجازات نخواهند کرد.

من از تو می خواهم که با الله اکبرت در همان بیابانهای عربستان بمانی و به شهرهای آباد و متمدن ما نزدیک نشوی ، بخاطر عقاید ترسناکت و بخاطر خوی وحشی گریت.}

یزدگرد سوم ساسانی

سرچشمه : ماهنامه باستانی دیروز ما خورداد ماه ۱۳۸۵

حال با این خشونت و بی فرهنگی تازیان همواره باید بر خلیفه دوم درود بفرستیم!!!!!!( ای عمر پست دنی  .........)

نمونه بازر تجاوز به فرزندان و زنهای ایرانیان که نمیدانم در کجای یک دین اهورایی ممکن است باشد به اجبار به اسارت بردن دختر یزدگرد سوم شهربانو و بسیاری دیگر است. اگر کسی این مسایل را اغراق میپندارد باید در آگاهی تاریخی او شک کرد که در بین ...ها این مورد کم نیست. تعصب را دور بریزید ما با کیش فعلی ایران کاری نداریم اما  تجاوز بسیار حقیرانه تازیان را محکوم می کنیم .

ما هم پیرو یزدگرد و افکار او در مورد تازیان می مانیم و به ایرانی بودن خود می بالیم . شناسنامه هر ایرانی زرتشتی بودنش است و ما به این افتخار می کنیم که بهدین هستیم .

 

عجب رسمیه رسم زمونه

قصه ی برگ و باد خزونه

میرن آدما ازونا فقط

خاطرهاشون بجا می مونه

کجاست اون کوچه

چی شد اون خونه

آدماش کجان

خدا می دونه

بوته ی یاس باباجون هنوز

گوشه ی باغچه توی گلدونه

عطرش پیچیده تا هفت تا خونه

خودش کجاهاست

خدا می دونه

تسبیح و مهر بی بی جون هنوز

گوشه ی تاقچه توی ایوونه

خودش کجاهاست

خدا می دونه

پرسید زیر لب یکی با حسرت

از ما آدم ها چی یادگاری می خواد بمونه

خدا می دونه

به گزارش ایکنا از همدان، محمد مهدی مفتح نماینده مردم تویسرکان در مجلس شورای اسلامی در همایش گردو، مبل و منبت و فرش دستباف تویسرکان ضمن تشکر از میهمان کشوری و استانی گفت: قابلیت های شهرستان تویسرکان باید به کشور نشان داده شود.

وی گفت: برگزاری این همایش در زمینه گردو فرش و منبت دوسال است که به این صورت برگزار می شود اما همایش گردو چند سال هست که در حال برگزاری است.

وی به ظرفیت بالای گردشگری در تویسرکان اشاره کرد و گفت: مابرای اینکه چرخه اقتصادی شهرستان را به حرکت در آوریم باید ظرفیت های گردشگری تویسرکان را افزایش داده و بشناسانیم.

وی تصریح کرد: یکی از مهمترین ظرفیتهای کشور گردشگری است که تویسرکان یکی از نقاط مهم گردشگری در استان است.

مفتح همچنین با اشاره به صنعت مبل و منبت تویسرکان گفت: ما در حوزه مبل و منبت تعداد بالایی شاغل داریم.

وی افزود:با وجود اینکه آمار بیکاری در شهرستان بالاست اما در روستاهایی که صنعت مبل و منبت رونق دارد بیکاری به حداقل رسیده است.

نماینده مردم تویسرکان گفت: در زمینه گردو که به طلای سبز معروف است تویسرکان در راس کشور است با پروژه سرشاخه کاری که پروژه بسیار مهم برای افزایش کمیت و کیفیت این محصول انجام شد در صدد جهانی کردن آن هستیم.

وی تاکید کرد: گردو برای ثبت جهانی پیگیری می‌شود و هدف ثبت جهانی شدن در سازمان فائو( سازمان ملل) به ثبت جهانی به نام تویسرکان است.

وی افزود: باغ مادری گردو از دیگر فعالیتهای مهم شهرستان در این زمینه بوده است.

مفتح گفت: تویسرکان همچنین در زمینه سیر از فعالان بخش کشاورزی است که با توجه به کشت بالای امسال سیر و متاسفانه قیمت پایین ان در حال تلاش و رایزنی برای رفع مشکل اقتصادی کشاورزان هستیم تا زیان ناشی از ان به حداقل برسد.

مفتح نقل، نبات، شاطه حلوایی و سماغ را از دیگر محصولات شهرستان برشمرد.

تویسرکان؛ ماوایی از خصوصیات برجسته

محمد ناصر نیکبخت استاندار همدان نیز در این همایش با اشاره به پیشرفت تویسرکان در همه زمینه ها گفت: گردوی تویسرگان باید ثبت جهانی شود.

وی با توجه به اهمیت طرح سر شاخه کاری گردو گفت:تویسرکان ماوایی از خصوصیات برجسته است. مبل و منبت بی نظیر پایتخت طلای سبز ایران و جهان، فرش تویسرکان علی الخصوص مردم شهید پرور شهرستان که شهدای زیادی در راه انقلاب داده است.

نیکبخت ادامه داد: از شخصیتهای برجسته تویسرکان از جمله حضرت حیقوق نبی (ع) که وجود آرامگاه حضرت در این شهرستان، صادق آیینه وند، میررضی الدین آرتیمانی را می توان نام برد.

وی با تاکید براینکه ایران زیر بار ذلت نمی رود گفت: شاهد تحقیر عربستان به دست آمریکا هستیم اما عربستان باز این تحقیر را می پذیرد، ایران زیر بار ذلت نمی رود و ما با کمک خدا و تدابیر رهبری و پشتیبانی مردم این تحریم را هم می گذرانیم.

وی در پایان گفت: شاهد بودیم همدان ۲۰۱۸ میزبان گردشگران جهانی در شهریور بود و اجلاس ملی گردشگری باحضور ۱۸۰ کشور در همدان برگزار شد.

انتهای پیام

مقدمه:

در یونان قدیم و در مصر باستان در معبد ‍ژوپیتر برای کسانی که تازه ازدواج می کردند، برگ و شاخه های گردو را زیر پایشان می انداختند وبر این باور بودند که عروس و داماد از قید جادو و طلسم رها شده و خوشبخت زندگی خواهند کرد.
برابر بررسی های دیرین شناسی گیاهی و گرده شناسی در روی کره ی زمین، گونه های مختلف گردو از زمان های بسیار قدیم به ویژه از دوران سوم زمین شناسی وجود داشته است.
و از دوران چهارم زمین شناسی به بعد آثار درخت گردو از جمله گرده ی آن در کشورهای اروپای شرقی به دست آمده است .
منشاء درخت گردو را اسیای غربی و نواحی هیمالیا می دانند . در ایران نیز گردو در جنگلهای شمال از استارا تا گلی داغ در جلگه و ساحل تا ارتفاع۲۲۰۰ متر از سطح دریا انتشار دارد و به طور پراکنده یا کم و بیش انبوه در جنگلها از جمله جنگلهای غرب و در راه سنندج به مریوان به طور خودرو دیده می شوند ولی وحشی بودن آن در ایران مشکوک است.

همه چیز در مورد گردو و درخت آن در ادامه مطلب.

احتمالا کهن ترین درخت گردو در ایران در “اورگان” شهر کرد وجود دارد. برابر نوشته ای که از نزدیک این درخت از زیر خاک بدست آمده است، تاریخ کاشت آن به زمان یزدگرد ساسانی و حدود۱۴۰۰ سال پیش می رسد.

گردو گیاهی درختی یا درختچه ای است که ارتفاع آن تا ۲۵ متر هم می رسد.دارای تنه صاف با رنگ نقره ای و در برخی گونه ها , خاکستری,برگ ها به شکل مرکب شانه ای بوده و معطر می باشد. گردو یک پایه و جدا گل می باشد و گل آذین نر آن شاتون بوده که به صورت آویزان بوده و طول آن ۸ الی ۱۰ سانتی متر است.

گل های نر از قاعده شاخه های سال قبل به وجود می آیند.گل های ماده در دستجات ۲ الی ۳ تایی و در شاخه های سال جاری به وجود می آید. گامت های ماده گردو دگر گشن است گرده افشانی آن به وسیله باد انجام می شود و حشرات در آن نقشی ندارند. گل دهی در اوایل بهار قبل از ظهور برگ ها اتفاق می افتد.میوه ان به صورت شفت می باشد یعنی دارای درون بر سخت و چوبی می باشد.

تاریخچه:

طبق افسانه های باستان زمانی که خدایان متولد شدند غذایشان گردو بود و همچنین از دیرباز به خواص دارویی آن نظیر خواص ضد عفونی کنندگی و ضد قارچ بودن آن اطلاع داشتند. دم کرده برگ آن برای رفع سرماخوردگی , خستگی , بیماری پوستی و همچنین رفع ورم پلک های چشم استفاده می شود.پوست میوه(قسمت گوشتی) ان سرشار از تانن می باشد که در درمان اسهال های مزمن, درمان کم خونی و همچنین پوست آن حاوی اسید های آلی و مواد معدنی بالایی می باشد.

مغز گردو دارای پروتئین،قند ،آب و ویتامین، املاح معدنی و همچنین مواد چربی است. مقدار فسفر موجود در گردو با ماهی و برنج و حتی تخم مرغ نیز برابری میکند. برگ و پوست گردو مقوی و تصفیه کننده خون است . برگها و پوست آن بخصوص بخاطر مادهءتلخ و تانن آن در مداوای بیماریهای جلدی و خنازیر مفید واقع می شوند .

تاریخچه پرورش گردو به زمانهای بسیار دور و نامعلوم بر می گردد. گفته می شود که گردو در باغ شاه سلیمان پرورش داده می شد. در ایران قدیم گردو در معامله پایاپای بکار برده می شد که از این طریق به کشورهای مصر بیزانس ، ایتالیا و حتی کشورهای اروپائی و دنیای جدید انتشار یافته است. پایه های وحشی گردوی ایرانی در منطقه کوههای کارپاتیان (Carpathian mountains) در شرق اروپا، سرتا سر ترکیه ، عراق ، ایران ، روسیه جنوبی و افغانستان تا شمال غربی هیمالیا یافت شده است. بنابراین می توان گفت منشاء گردو ایران و مناطق اطراف آن می باشد که سپاه اسکندر در بازگشت خود آنرا به اروپا برده است. گردو درختی یک پایه و دارای برگهایی مرکب از برگچه های فردو بزرگ است. سنبله گلهای نر آن وضع آویخته دارد. ولی گلهای ماده آن دارای وضع قائم بر روی شاخه ها است. هر گل نر آن دارای پوششی مرکب از ۳ تا ۴ قطعه فلس مانند است که تعداد زیادی پرچم را از خارج فرا می گیرند در وسط پرچم ها نیز معمولاً اثر مادگی رشد نیافته دیده می شود. مجموعه گلهای ماده درخت گرد و هیچ وقت از ۲ تا۴ تجاوز نمی کند. هر گل ماده آن دارای پوششی کوچک از خارج می باشد این پوشش همراه با زوائد بزرگ و کوچک زیر گل (براکته و براکتئول) به تخمدان پیوسته است. گلهای ماده، مادگی ۲ برچه ای دارند که مجموعاً تخمدانی یک خانه و به وضع تحتانی به وجود می آورند. قسمت آزاد مادگی نیز به ۲ کلاله پهن و دور از هم ختم می شود. میوه آن شفت مانند و دارای میان برگوشتی و محتوی مواد تلخ است. میاه برگوشتدار میوه، فقط در گردوی تازه که همه قسمتهای میوه را در بر دارد، دیده می شود درون برگردو ، سخت و شکننده است و درون آن دانه مرکب از ۲ لپه حجیم با اندوخته فراوان از مواد روغنی‏، جای دارد. – ارقام گردو عبارتند از : رقم سر (Serr)، رقم فرانکوت (Franquette)، مایت (Mayette)، پاریزین (Parisienne)، سجنو (Sejnovo)، هارتلی (Hartly)، پاین (Payne) ، اشلی (Ashley) ، سان لند (Sunland) ، چیکو (Chico) ، وینا (Vina) ، هاوارد (Howard) ، پدرو (Pedro) ، چاندلر (Chandler)، ته هاما (Tehama)

طبقه بندی گیاهی:
گردو با نام علمیJuglans از خانواده ی Juglandaceae است. نام علمی این جنس از کلمه لاتین Jovis-Glans به معنی فندق ژوپیتر گرفته شده است.
انواع این درخت در چین ،ژاپن،فرانسه و آمریکا کشت می شود مهمترین گردوهای موجود دردنیا معروف به گردو ی ایرانی است . زیرا ابتدا از ایران به خاور میانه و از آنجا به یونان و روم و سپس به انگلستان و بعد به امریکا برده شده است. گردو ی ایرانی تنها گونه ای از این خانواده است که مغز آن از نظر خوراکی مصرف اقتصادی دارد .
گردوی معمولی درختی است یک پایه که بلندی آن از ۱۰ تا ۲۵ متر متغییر است،گردو دارای برگهای مرکب شانه ای است و درختی یک پایه است که گلهای نر و ماده روی یک درخت به صورت جدا گانه ظاهر می شوند.
گامت های ماده گردو دگر گشن است گرده افشانی آن به وسیله باد انجام می شود و حشرات در آن نقشی ندارند.
پراکنش جغرافیایی:

درخت گردو از درختان بسیار با ارزش و از پهن برگان است که در بسیاری از نقاط جهان در نیمکره شمالی از مرکز تا شرق اروپا و قفقاز و شمال و مرکز ایران تا دامنهای هیمالیا و کشور چین و ژاپن و همچنین گونه هایی از آن در آمریکای شمالی و جنوبی به طور طبیعی می رویند و کاشته می شوند. تنها جنگل طبیعی باقی مانده از این محصول در دنیا هم اکنون در قرقیزستان و در شرایط بسیار خوب موجود است .
در ایران کاشت گردو از دره گز و مغان در شمال کشور تا اقلید فارس در جنوب و از ارتفاعات جنوب غربی ارومیه تا کوه تفتان در جنوب شرقی بین طولهای جغرافیایی ۴۵تا ۶۵ درجه به خوبی می رویند ولی بهترین بازدهی مربوط به باغهایی است که در ارتفاعات دامنه های البرز، خراسان ، آذربایجان و دامنه های زاگرس ( به ویژه تفرش،گلپایگان و تویسرکان ) قرار دارند . همچنین اطراف کوههای لاله زار و جبال بارز منطقه ایاست که از مراکز عمده گردو کاری کشور به حساب می آید.

 ارقام:
گردوهایی که در نقاط گردو خیز ایران کاشته شده اند از گونه گردی معمولی یا Juglans هستند. رقم های این گونه از نظر باغبانی هنوز کاملاٌ مشخص نشده اند. این گردوها در نقاط مختلف ایران با نام های گونگون محلی نامیده می شوند.
با وجود تفاوت های ظاهری ،ممکن است برحی از انواع ،رقم واحدی باشند ولی نام های گوناگون داشته باشند. با این توصیف مهمترین انونع گردو که در ایران کاشته می شوند عبارتند از :
گردوی کاغذی ، سنگی ، ماکویی ، سوزنی ، نوک کلاغی ، ضیا آبادی ، خوشه ای ،سبزوار ،
آمیخته خراسان ،مازندران ، شهمیرزاد ، قزوین و طالقان ، آذربایجان ، همدان وتویسرکان ، سایر مناطق .
سطح زیر کشت گردو در جهان:
بر اساس اطلاعات سازمان خواربار جهانی (FAO) در سال ۱۹۷۷، سطح زیر کشت گرئو جهان ۵۱۸۴۹۰ هکتار بوده است که نسبت به سال گذشته یک درصد کاهش ونسبت به سال ۱۹۸۸(سال پایه) ۲۲درصد افزایش داشته است .
از سال ۱۹۸۸تا۱۹۹۷در یک دوره ده ساله سطح زیر کشت گردو در جهان بهطور کلی سیر صعودی داشته است . در آغاز دوره مورد بررسی (سال پایه) سطح زیر کشت گردو جهان ۴۲۳۲۷۱ هکتار بوده که در سال ۱۹۹۷به ۵۱۸۴۹۰ هکتار رسیده است. دراین دوره سطح افزایشی برابر ۲۲درصد و مقدار تولید افزایشی برابر ۲۷درص-د نشان می دهد.
در بین کشورهای جهان چین با دارا بودن ۱۶۰۰۰۰ هکتار اراضی زیر کشت گردو به تنهایی حدود ۳۱ درصد از کل اراضی زیر کشت گردو را به خود اختصاص داده ومقام اول را داراست . پس از آن آمریکا با ۶۸۸۰۰ هکتار ، ترکیه با ۵۷۴۵۰ هکتار وایران با ۴۱۷۶۶ هکتار به ترتیب مقام های دوم تا چهارم را به خود اختصاص می دهند .
سطح زیر کشت گردو در ایران:
براسا س آخرین اطلاعات موجود ، سطح زیر کشت گردو در ایران در سال زراعی ۷۶-۷۵ برابر ۴۱۷۶۶ هکتار بوده است که نسبت به سال زراعی گذشته حدود ۱۷ درصد ونسبت به سال پایه ۲۵۹ درصد افزایش نشان می دهد .
سطح زیر کشت گردو در ده سال مورد بررسی به طور کلی سیر صعودی داشته است ، در آغاز دوره (سال پایه) سطح زیر کشت گردو ایران ۱۱۶۴۴ هکتار بوده که درسال زراعی ۷۶-۱۳۷۵به ۴۱۷۶۶ هکتار رسیده است .
بر اساس آمار موجود در سا ل ۱۳۷۶ بیشترین سطح زیر کشت در استان کرمان با ۵۱۷۱ هکتار که ۴/۱۲ درصد از سطح زیر کشت گردو کشور می باشد پس از کرمان که مقام اول را از این نظر دارا است استان های همدان ، قزوین ف آذربایجان شرقی ، کرمانشاه ، خراسان و فارس به ترتیب دوم تا هفتم را به خود اختصاص داده اند. استان سیستان وبلوچستان با ۵ هکتار کمترین سطح زیر کشت گردو در کل کشور را دارد. کرمان ، همدان ، قزوین ، آذربایجان شرقی ،کرمانشاه ،خراسان و فارس جمعاٌ ۵۴ درصد از سطح زیر کشت گردو کل کشور را داشته و مهمترین مناطق کشت گردو به شمار می آیند .
تولید گردو در جهان:
بر اساس آخرین اطلاعات منتشر شده از سوی سازمانم خوار بار جهانی مقدار تولید گردو جهان درسال ۱۹۹۷ برابر ۱۰۹۷۰۶۴ تن بوده است که نسبت به سال قبل ۲/۲ درصد و نسبت به سال پایه (۱۹۸۸) ۲۷ درصد افزایش نشان می دهد .
در بین کشورهای جهان ، ده کشور هر یک بیش از ۲۰۰۰۰ تن گردو در سال ۱۹۹۷ تولید کرده اند که دربین آنها آمریکا با تولید ۲۴۴۰۰۰ تن ، رتبه اول راداراست. این کشور به تنهایی ۲/۲۲ درصد گردو جهان را تولید می کند. پس از آمریکا ، چین با تولید ۲۴۰۰۰۰ تن دومین کشور عمده تولید کننده گردو جهان به شمار می رود .
ایران با تولید ۱۲۴۸۷۲ تن ، ۴/۱۱ درصد از تولید گردو جهان را دارا است و مقام سوم را به خود اختصاص داده است.
در بین کشورهای عمده تولید کننده گردو جهان ، میزان تولید سال ۱۹۹۷ نسبت به سال گذشته در کشورهای آمریکا ، چین ، ایران و فرانسه افزایش و در کشورهای رومانی ، هند ویونان کاهش تولید وجود داشته و در بقیه کشورها تولید تغییری را نشان نمی دهد .
تولید گردو در ایران:
در سال زراعی ۷۶-۱۳۷۵ میزان تولید گردو در کشور ۱۲۴۸۷۲ تن است که نسبت به سال گذشته ۳/۱۰ درصد افزایش و نسبت به سال پایه ۲۳۰درصد افزایش داشته است .
میزان تولید گردو کل کشور در ده سال مورد بررسی از ۳۷۸۲۱ تن آغاز شده وبه ۱۲۴۸۷۲ تن رسیده است . کمترین میزان تولید گردو کل کشور در سال زراعی ۶۷-۱۳۶۶ بوده که این روند از ابتدای دوره مورد بررسی سیر صعودی داشته تا اینکه در سال ۷۶-۱۳۷۵ به رقم ۱۲۴۸۷۲ تن رسیده است.
براساس آمار موجود در سال ۱۳۷۶ بالاترین مقدار تولید در استان همدان با تولیدی برابر ۲۰۱۷۵ تن می باشد که ۱۶درصد از تولید کل کشور را به خود اختصاص داده است و پایین ترین مقدار با ۲۰تن از تولید کل کشور مذبوط به استان سیستان وبلوچستان است .
پس از همدان ، استان فارس از نظر تولید گردو در مقام دوم قرار دارد که با احتساب تولید استان های آذربایجان شرقی ، تهران ، کرمان ، قزوین ، کردستان ، کرمانشاه و خراسان جمعاٌ ۷۲درصد از تولید کل کشور را به خود اختصاص داده اند و مهمترین مناطق تولید به شمار می آیند.
عملکرد گردو در جهان:
درسال ۱۹۹۷ براساس اطلاعات به دست آمده از فائو ، متوسط عملکرد گردو در جهان ۲۱۱۶ کیلوگرم در هکتار بوده است که نسبت به سال قبل با ۷۲ کیلوگرم (۵/۳درصد ) ونسبت به سال ۱۹۸۸ (سال پایه) با ۷۲ کیلوگرم افزایش ، ۵/۳ درصد رشد داشته است .
در بین کشورهای عمده تولید کننده گردو در سال ۱۹۹۷ کشور رومانی با متوسط تولید ۱۴۱۳۶ کیلوگرم در هکتار بالاتریت عملکرد را به خود اختصاص داده است و نسبت آن به عملکرد جهانی ۶۶۸ درصد بالاتر است. پس از رومانی ، آمریکا با تولید ۳۵۴۷ کیلوگرم در هکتار در جایگاه دوم قرار دارد . کشورهای ایران و اکراین نیز به ترتیب با عملکردهای ۲۹۹۰ و۲۳۴۱ کیلوگرم در هکتار دررتبه های بعدی قرار گرفته اند که بالاتر از عملکرد جهانی بوده است .کشور هند با متوسط تولید ۸۶۸ کیلوگرم در هکتار پایین ترین عملکرد را در بین کشورهای عمده تولید کننده این محصول به خود اختصاص داده است .
در سال ۱۹۹۷ عملکرد در هکتار گردو ایران ۲۹۹۰ کیلوگرم بوده که نسبت به متوسط جهانی ۱۴۱ درصد بوده است.
عملکرد گردو در ایران:
عملکرد در هکتار گردو کل کشور در سال زراعی ۷۶-۱۳۷۵ ، ۲۹۹۰ کیلوگرم بوده که نسبت به سال گذشته ۵/۵ درصد و نسبت به سال پایه (۶۷) حدود ۸ درصد کاهش داشته است .
در دوره ده ساله مورد بررسی ، بیشترین مقدار عملکرد گردو با ۴۲۶۶ کیلوگرم به سال زراعی ۷۲-۷۱ وکمترین آن با ۲۹۶۱ کیلوگرم به سال زراعی ۶۸-۱۳۶۷ مربوط است .
دربین استان های کشور در سال زراعی ۷۶-۱۳۷۵ بالاترین تولید در واحد سطح با ۸۰۰۰ کیلوگرم مربوط به استان خوزستان وپایین ترین آن با ۶۰۳ کیلوگرم متعلق به استان قم بوده است.

نیاز های اکولوژیکی:
آب وهوا:
درخت گردو درطول تابستان و زمستان نسبت به گرما و سرمای بیش از حد حساس است. در طول دوره خواب زمستانه ، گردو می تواند سرمای ۱۱- درجه سانتی گراد را بدون خسارت جدی تحمل کند ولی پس از شروع رشد ، سرمای ۲- تا ۳- درجه سانتی گراد موجب از بین رفتن برگها ، شاخه ها و گلها شده ودر نتیجه محصول کاهش می یابد. به علاوه شاخ و برگ درختانی که تا اواخر پاییز به رشد خود ادامه می دهند در معرض خسارت سرما قرار می گیرد. مقاومت ارقام مختلف گردو نسبت به سرما متفاوت است.
دمای بالاتر از ۳۸ درجه سانتی گراد موجب آفتاب سوختگی پوست سبز و چروکیدگی مغز گردو می شود و گاهی اوقات نیز میوه ها پوک می شوند. در رطوبت نسبی کم و دمای بالاتر از ۴۰ درجه سانتی گراد ، به گردو خسارت جدی وارد می شود. دمای پایین تابستان نیز مناسب نیست زیرا موجب می شود میوه ها به اندازه کافی پر نشود . هوای خنک در طی فصل رشد ، برداشت محصول را به تاخیر انداخته و در نتیجه باغداران متضرر می شوند. بنابراین هوای خنک و فصل رشد کوتاه از عوامل محدود کننده پرورش گردو هستند. گردو نیز مانند سایر میوه ها مناطق معتدله در زمستان به مقدار سرمای معینی نیاز دارد تا خواب آن برطرف شود که به این ترتیب در بهار رشد رویشی و گلدهی کافی خواهد داشت. در صورت عدم وجود سرمای کافی ، بازشدن جوانه ها و گلدهی نامنظم شده وبه تاخیر می افتد واین موجب کاهش محصول و خشک شدن سر شاخه ها می شود. نیاز سرمایی ارقام مختلف گردو متفاوت است.
بارندگی:
بارندگی و رطوبت در اواخر فصل بهار و در تابستان موجب افزایش شیوع بیماری بلایت گردو می شود ولی ارقامی که برگهای آنها دیرتر ظاهر می شود ، معمولاً ا ز آلودگی مصون می مانند. در صورتی که میزان بارندگی سالیانه حدود ۸۰۰ میلی متر باشد می توان درخت گردو را با موفقیت کاشت ولی در مناطق خشک تر آبیاری تکمیلی نیز ضروری است. در شرایط آب وهوایی بسیار خشک احتمال دارد که درختان رشد مطلوبی داشته باشند ولی میوه ها به خوبی پر نمی شوند. درختان گردو نسبت به شرایط نامطلوب سازگار هستند. مشاهده شده است که در شرایط نامساعد محیطی ، پرورش درختان گردو به صورت درختچه از نظر سازگاری مناسب بوده است.
خاک:
قبل از کاشت گردو ابتدا باید خاک رویی ، خاک زیرین ، زهکشی ، واکنش شیمیایی خاک (pH) و قابل استفاده بودن عناصر مختلف مورد آزمایش قرار گیرد. تجزیه خاک رویی وخاک زیرین اطلاعات مفیدی در مورد وضعیت خاک به دست می دهد. خاک رویی باید حاصلخیز بوده و زهکشی خوبی داشته باشد. گردو در مقایسه با سایر میوه های معتدله که معمولاً در خاک هایی با اسیدیته کم رشد می کنند ، به خاک خنثی نیاز دارد. میزان اسیدیته خاک در قابل جذب بودن مواد معدنی مؤثر است.
اکثر عناصر معدنی در دامنه اسیدیته ۶ تا ۷ برای گیاه قابل جذب است. معمولاً در مناطق سرد واکنش شیمیایی خاک اسیدی است که با اضافه کردن آهک ، می توان آنرا افزایش داد. غیر از خاک رویی ، وضعیت خاک زیرین نیز برای گردو اهمیت دارد زیرا ریشه های آن تا عمق ۳ متری خاک نفوذ می کنند. خاک زیرین باید عاری از سنگ ، رس سفت و لایه های غیر قابل نفوذ که رشد ریشه را محدود می کنند باشد. درخت گردو خاک فقیر ، خاک سطحی و خاک خشک را بهتر از شرایط آب وهوایی نامساعد تحمل می کند. در ضمن خاک باید عاری از نماتد های مولد زخم ریشه و بیماریهای قارچی باشد.

کاشت گردو:
نقشه کاشت : در زمین مسطح سیستم کاشت به صورت مربع مستطیل با آرایش پنج تائی بوده ولی در زمینهای شیب دار در روی خطوط تراز و تراس ها صورت می گیرد در سیستم کاشت مربع فاصله کاشت درختان و فاصله ردیفهای کاشت مساوی است. در حالیکه در آرایش پنج تائی یک درخت در مرکز چهار درخت کاشته می شود. در سیستم مستطیل فاصله ردیفها از فاصله بین درختها بیشتر است روش کاشت مربع به علت سادگی و مناسب بودن از نظر عملیات زراعی و تنک کردن در باغات گردو بسیار معمول است در صورتیکه کشت در زمینهای شیب دار باشد و شیب زمین بیشتر از ۱۰ درصد باشد کاشت بر روی خطوط تراز صورت می گیرد با این روش روی ردیفهای کاشت تمامی درختان در یک سطح قرار می گیرند فاصله ردیفهای کاشت در شیبهای تند کمتر و بر عکس در شیبهای کم بیشتر است .

در خاکهای رسی و خاکهای غیر حاصلخیز ابتدا کودالهایی به ابعاد یک متر کنده شده سپس داخل آن به وسیله خاک و کود دامی پوسیده به نسبت ۲ :۱ در آبان ماه پر شود. کلیه علفهای هرز و بقایای گیاهان باید قبل از کاشت از زمین خارج شود اگر لایه سختی در چاله باشد باید شکسته شود. نهالها را در یک گودال قرار داده روی ریشه ها را با خاک مرطوب می پوشانند تا از خشک شده آنها جلوگیری شود. در اواخر دوره خواب یا اوایل بهار گودالی ایجاد می کنند که سیستم ریشه بطور کامل در داخل آن قرار گیرد نهال را در داخل گودال قرارداد و ریشه ها را به هر طرف پخش می کنند. و سپس آنرا با خاک پر می کنند و با پا فشار داده و بلافاصله آبیاری می کنند. نهالها پس از کاشت باید از فاصله ۴۰ تا ۵۰ سانتی متری بالای محل پیوند سربرداری شوند. آبیاری در سال اول خیلی مهم است طی تابستان آبیاری مداوم از ضروریات است. ولی هنگام بارندگی از غرقابی شدن خاک باید جلوگیری شود.تنه نهالها برای جلوگیری از آفتاب سوختگی با رنگ سفید رنگ آمیزی شود. در صورت وجود باد شدید نهالها به قیم نیز نیاز دارند علفهای هرز پس از ظهور باید از بین بروند و درختان در مقابل آفات و بیماریها محافظت شوند.

فاصله کاشت:
در طراحی فاصله کاشت چند عامل باید در نظر گرفته شود : (۱) درخت گردو حدود ۱۵ تا ۲۰ سال فضای معینی را اشغال می کند لذا در طراحی فاصله باید نهایت کار در نظر گرفته شود. (۲) در سالهای اول تولید محصول بطور مستقیم به تعداد درخت بستگی دارد و هر چه درخت بیشتر باشد محصول بیشتر خواهد بود (۳) در نظر گرفتن ارقامی که در جوانه های جانبی بارده هستند. (۴) عملیات هرس و حذف درختان اضافی امکان کشت متراکم را فراهم می کند. (۵) کشت متراکم مدیریت بهتری از نظر آبیاری ، کوددهی ، هرس و کنترل آفات و بیماریها نیاز دارد. لذا در ارقام مثل هارتلی که رشد رویشی قوی دارند و جوانه های انتهائی آنها باروری می شود فاصله کاشت ۱۵ تا ۲۰ متر در نظر گرفته می شود و در رقم وحیکو که رقمی زودرس با باردهی جانبی ولی در دوره باردهی درختی کوچک و متراکم می باشد فاصله کاشت در مرحله اول رشد ۶/۶ × ۶/۶ در نظر گرفته می شود و در نهایت با هرس و حذف تدریجی درختان اضافی فاصله کاشت به ۳/۹ × ۳/۹ تغییر می یابد و یا رقم گردوی وینا (Vina) که رشد زیادی دارد. و جوانه های جانبی آن بارور و پر محصول می باشد در مرحله اول رشد ۳/۹ × ۳/۹ متر و با تنظیم نهایی ۳/۱۳ × ۳/۱۳ متر می رسد. در صورت نیاز به ارقام گرده دهنده باید این ارقام در ردیفهای ثابت کاشته شوند و از کاشت آزاد در ردیف درختان اضافه که بعداً حذف می شوند باید خودداری نمود. درختان گرده دهنده که از هر هشت ردیف یکبار کاشته می شوند باید در موقعیتی باشند که در معرض وزش باد قرار گیرند

ترتیب و هرس درختان گردو:
هرس درختان جوان را تربیت گویند. که با دو هدف انجام می شود : توسعه اسکلتی قوی و تقویت رشد شاخه ها به موازات تولید محصول زیاد و زودرس اصولاً میوه های گردو در جوانه های انتهایی یا جوانه جانبی و انتهایی شاخه های یکساله تولید می شوند. بنابراین ارقام گردو به دو دسته بارور در جوانه های انتهایی و بارور در جوانه های جانبی تقسم می شوند ارقام با باردهی انتهائی (هارتلی، فرانکورت) فقط نیاز یه تنک کردن دارند و در این ارقام نباید سرشاخه زنی صورت گیرد در غیر اینصورت درخت در رشد رویشی باقیمانده و میوه تولید نخواهد کرد. برعکس این حالت ارقام بارده در جوانه های جانبی (وینا وچیکو) به منظور تقویت رشد شاخه ها که مانع از باردهی زودرس می شود به شدت تنک و سرزنی می شوند. بعد از رشد سال اول نهالها از فاصله ۲ متری سربرداری می شوند. کلیه شاخه های جانبی در روی محور اصلی بجز یک یا دو شاخه که در قسمت پائین تنه حفظ می شوند قطع می گردد. برای جلوگیری از رشد ضعیف شاخه های انشعاب یافته از تنه اصلی تمامی جوانه های اولیه که در بالاتر از فاصله ۳/۱ متری سطح زمین قرار دارند قطع می شوند تا جوانه های ثانویه فرصت رشد داشته باشند هر دو نوع رقم گردو ذکر شده بالا تا ۲ سال مثل هم تربیت می شوند.

هرس درختان بارده:
هدف اصلی از این هرس تولید محصول منظم زیاد و با کیفیت بالا است در کل این هرس چهار هدف عمده دارد (۱) کنترل اندازه درخت. (۲) حفظ قدرت رشد و باردهی سیخکها. (۳) تولید شاخه های جدید برای جایگزینی شاخه های پیرتروکم بارورتر. (۴) حذف شاخه های ضعیف خشک و مزاحم و ایجاد تسهیلات برای عملیات زراعی عمل هرس در دوره خواب درختان انجام می شود ولی بهتر است این کار در اوایل بهار انجام گیرد تاخیر در هرس موجب خروج شیره گیاهی می شود تمامی سطوح قطع شده باید با چسب پوشانده می شود. بهترین روش هرس درختان جوان (۱۶ تا ۱۷ ساله) و میان سال گردو (۳۴ ، ۳۵ ساله) بریدن انتهایی شاخه های سه ساله است. روش مناسب برای هرس درختان بالغ (۴۰ ساله) قطع انتهای شاخه های ۴ تا ۵ ساله است.

تنک کردن:
هنگامیکه درختان نزدیک بهم و به صورت انبوه کاشته شده اند تنک کردن شاخه ها برای تامین نور کافی ضروری است. حذف درخت باید قبل از متراکم شدن آنها صورت گیرد. تغذیه در صورتیکه مقدار یک یا چند عنصر غذایی در خاک کمتر از حد معمول باشد از کودهای مختلف برای برطرف کردن این کمبودها استفاده می شود. ازت : بندرت کمبود ازت مشاهده می شود علائم کمبود ازت در مراحل اولیه به صورت کم رنگ شدن شاخ و برگ ، کوچک شدن برگها ، کاهش رشد شاخه کاهش عملکرد و تشکیل میوه های کوچک با مغز کم می باشد. که کاربرد ازت به مقدار ۲۲۵ – ۱۷۵ کیلوگرم در هر هکتار در اوایل مرحله رشد از ظاهر شدن علائم فوق الذکر جلوگیری می کند. فسفر : کاربرد سوپر فسفات در زمستان در درختان جوان موجب افزایش کیفیت میوه ها می شود ولی درختان بالغ عکس العمل کندی نسبت به این مورد نشان می دهند. پتاسیم : علائم کمبود پتاسیم، برگها ابتدا کم رنگ شده و سپس حاشیه آنها به طرف بالا برگشته و پیچ می خورد و قسمت زیر برگ خاکستری رنگ می شود در صورت کمبود شدید برگها کوچک شده و در حاشیه و نوک برگها سوختگی ایجاد می شود و استفاده از سولفات پتاسیم علائم کمبود را برطرف می کنند. روی : علائم کمبود روی در اوایل فصل رشد قابل مشاهده است که باز شدن جوانه ها به تاخیر افتاده و برگها کوچک و زرد می شوند در صورت کمبود شدید انتهای شاخه نیز خشک می شود. درمان آن محلول پاشی سولفات روی (۳۶ درصد) به میزان نیم کیلو در ۴۰۰ لیتر آب بر روی شاخ و برگ می باشد. بر : علائم کمبود آن به صورت تغییر شکل برگ ، کوتاه شدن میان گره ها وزرد و خشک شدن نوک شاخه ها است استفاده از بوراکس از طریق خاک هر دو یا سه سال روش مناسب جلوگیری از کمبود است. منگنز : کمبود آن در اوایل بهار یا اواسط تابستان لکه های زردرنگی در بین رگبرگها ایجاد شده که بعداً به حاشیه برگها گسترش می یابد این برگها زودتر از موعد مقرر می ریزند محلول پاشی سولفات منگنز روی برگها درمان این کمبود است. آهن : در کمبود آهن در اوایل فصل رشد بین رگبرگها به رنگ زرد در آمده و در حالت پیشرفته سفید می شود که کمبود آهن ابتدا در برگهای انتهایی ظاهر می شود. مس : کمبود مس به صورت لکه های مرده ، زردی و ریزش زود هنگام برگها دیده می شود در ضمن لکه های کوچکی به رنگ قهوه ای تیره در اطراف نوک شاخه ها ظاهر می شود. محلول پاشی محلول بردو در اواخر بهار و یا اوایل تابستان کمبود مس را برطرف می کنند. منیزیم : علائم کمبود به صورت نواحی مشخص در نوک و حاشیه برگهای پائین درخت ظاهر می شود محلول پاشی سولفات منیزیم راه چاره است. در کل استفاده از ازت ، فسفر و پتاسیم به میزان ۶۰ کیلوگرم در هکتار موجب تولید حداکثر گردو خواهد شد.

آبیاری:
آبیاری در مناطق کم باران جهت درختان گردو ضروری است. آب غیر کافی موجب رشد کم ، کاهش عملکرد و کاهش کیفیت میوه می شود و آب بیش از حد نیز باعث کندی رشد و نیز موجب بروز بیماریهای طوقه و ریشه می گردد آبیاری برای درختان جوان و درختان پیوندی بسیار ضروری است ولی در درختان بالغ با افزایش توسعه ریشه ها میزان نیاز به آب کمتر می شود. میزان آبیاری و تعداد آن به سن درخت، نوع خاک ، مقدار بارندگی و پراکنش آن استفاده از مالچ و سیستم مدیریت خاک بستگی دارد. روشهای معمول آبیاری شامل آبیاری غرقابی ، جوی و پشته ، بارانی و قطره ای است انتخاب روش آبیاری به عوامل متعددی از جمله منبع تهیه آب ، سطح زمین ، پیشرفت تکنولوژی و میزان هزینه لازم در مقایسه با افزایش درآمد آن بستگی دارد. مبارزه با علفهای هرز در سالهای اخیر استفاده از علف کشها برای مبارزه با علفهای هرز جایگزین شخم شده است.

گل دهی:
گردو درختی یک پایه است و گلهای نر و ماده آن جدا از هم و در روی یک درخت تشکیل می شوند گلهای نر بطور جانبی بر روی شاخه ارشد سال قبل ظاهر شده و به صورت شاتون آویزان می شوند گلهای ماده به صورت جفت در نوک شاخه پر شد سال جاری تشکیل می شوند. جوانه های گلهای ماده در طی تابستان تمایز می یابند.

گرده افشانی:
درختان گردو خود بارور و دگر بارور هستند و در اکثر ارقام رسیدن گرده ها و آمادگی کلاله همزمان است بنابراین در گرده افشانی گردو و مشکلی ایجاد نمی شود در گردو پدیده دیکوگامی وجود دارد و به عنوان مثال در بسیاری از ارقام آزاد شدن گرده ها قبل از پذیرا شدن کلاله صورت می گیرد. (پروتاندری) و در برخی از ارقام رسیدن کلاله قبل از آزاد شدن گرده ها صورت می گیرد. (پروتوجینی) علاوه بر این کوتاه بودن دوره قوه نامیه دانه های گرده و دوره پذیرش کلاله وضعیت گرده افشانی را بدتر می کند گلهای گردو و توسط بادگرده افشانی میشوند به همین دلیل دارای گرده های فراوان وسبک بوده و کلاله بزرگ و پرمانندی دارد که به مدت چند روز قابلیت پذیرش دانه گرده را حفظ می کند. گرده افشانی موثر باکشت ارقام زودرس و دیررس که دانه های گرده خود را در یک دوره زمانی بیشتر آزاد می کنند، تامین میگردد. شرایط آب و هوائی نامساعد مثل باران برف تکرگ یخبندان درطی مدت گل دهی در بهار موجب کاهش محصول گردو می شود. گرده افشانی مصنوعی در گردو آسان بوده و موجب افزایش عملکرد می شود می توان شاتونهای نر را جمع آوری کرد و به مدت دو یا سه هفته در دسکاتور در صفر درجه سانتیگراد و یا داخل یخچال و در رطوبت پایین نگهداری کرد. این گرده ها را می توان برای گرده افشانی همان رقم یا ارقام دیگر در همان محل یا محلهای دیگر بکار برد. هنگامی که کلاله پذیرا شد هر ۱۰ عدد شاتون را در یک پارچه کوچک قرار داده و در قسمت بالای درختها آویزان می کنند و آنرا ۲ تا ۳ بار در روز با یک چوب تکان می دهند . همچنین می توان برای بهبود گرده افشانی چندشاخه را با رقم گرده افشان پیوند کرد اولین دانه های گرده آزاد شده گردو ظرفیت جوانه زنی بیشتری دارند دانه های گرده ذخیر شده در شرایط طبیعی ، قوه نامیه خود را در مدت ۲ تا ۳ روز از دست میدهند در برخی موارد دانه های گرده جمع آوری شده در معرض تابش خورشید و در دمای ۲۵ تا ۳۰ درجه سانتی گراد قوه نامیه خود را در مدت ۱ تا ۳ ساعت از دست می دهند. معمولاً دانه های گرده در مدت ۱ تا ۳ روز بعد از گرده افشانی روی کلاله جوانه می زنند.

رشد و نمو میوه:
رشد و نمو با گرده افشانی و تلقیح آغاز میشود. گلهای ماده گرده افشانی نشده بعد از رشد اولیه حدود سه هفته بعد از گرده افشانی می‌ریزند در ارقام زودرس و در شرایط دمای بالا میوه ها در مدتی زودتر از ۲۰ هفته رسیده و برداشت میشوند.

رسیدن میوه:
هر گونه تاخیردر چیدن میوه ها پس از رسیدن مغز موجب کاهش کیفیت و افزایش انتشار آفات و بیماریها دارد. معمولاً دو شاخص رسیدگی برای تعیین تاریخ برداشت گردو بکار می رود. میوه گردو و بطور محکم بوسیله پوست سبز ضخیمی احاطه شده است که در هنگام رسیدن میوه ترک برداشته و در نتیجه میوه ها بر روی زمین می افتند. زمانی که حدود ۸۰ درصد پوست سبز میوه ها ترک برداشتند میوه‌ها رسیده اند ولی رسیدن مغز و پوست سبز همیشه همزمان نیست و اغلب مغز میوه ها زودتر از ترک برداشتن پوست سبز میرسد.بافتی که در بین دو نصفه مغز و اطراف آن وجود دارد در هنگام رسیدن تغییر رنگ داده و قهوه ای میشود که این یکی دیگر از شاخص های تعیین زمان رسیدن میوه ها است. بسته به شرایط اقلیمی معمولاً برداشت دوهفته بعد از قهوه ای شدن بافت اطراف مغز انجام میشود. تاخیر در برداشت موجب تیره تر شدن رنگ مغز و کاهش کیفیت آن میشود. استفاده از اتفن (۲ کلرواتیل فسفرنیک اسید) به مقدار زیادی چیدن میوه گردو را تسهیل میکند. محلول پاشی ۲۰۰ تا ۵۰۰ میلی گرم در لیتر اتفن موجب تسریع رسیدگی مغز شده و برداشت ۱۰ روز زودتر انجام میشود بعلاوه برداشت تمام میوه ها بطور همزمان امکان پذیر شده و ترک برداشتن پوست سبز نیز تسهیل می گردد. محلول پاشی میوه بوسیله اتفن ، کیفیت مغز گردو را نیز افزایش می دهد.

برداشت:

فصل برداشت گردو بستگی به شرایط محیطی دارد.مثلا در مناطق سرد در اواخر مهر ماه است.اما آنچه مسلم است هنگام برداشت گردو پوست آن باید به رنگ قهوه ای مایل به خاکی در آمده باشد وپوست آن به راحتی از گردو جدا شود.برداشت محصول گردو باید در اولین فرصت که گردو ها پوست می دهند انجام شود.و بعد از چیدن گردوها باید آنها را پوست کنده ومحصول را در سایه ودر جای خشک پهن کرد تا خشک شوند.محل خشک کردن باید طوری باشد که هوا در آن جریان داشته باشد.تنا محصول به طور کامل خشک شود.در مناطقی که آفتاب ملایم باشد میتوان محصول را بعد از پوست گیری در آفتاب ملایم خشک کرد.اگر آفتاب شدید باشدموجب سیاه شدن مغز گردو وعدم بازار پسندی آن میشود.روش سنتی برداشت محصول گردوبه این صورت است که با چوب بلند به شاخه های درخت ضربه میزنند.که باعث تکیده شدن گردوها میشود این روش علاوه بر زحمت زیاد ووقت گیر بودن آن باعث صدمه به درخت گردو میشود وثمر سالهای آینده گردو را نیز از بین میبرد.از آنجایی که ارتفاع درخت گردو زیاد است برای برداشت مکانیزه واصولی از بالابر استفاده میشود که میتوان آنرا به تراکتور متصل نمود
قبل از برداشت باید زمین را مسطح نموده و مواد اضافی مثل شاخه ها و برگهای خشک را جمع‌آوری نمود. برداشت به ۲ روش دستی و ماشینی انجام می گیرد. برداشت دستی : میوه های گردو اکثراً در ماههای شهریور و مهر برداشت می‌شود برداشت در ارتفاعات پائین زودتر و در ارتفاعات بالا دیرتر صورت می گیرد. در برداشت دستی بوسیله ضربه زدن با چوب گردو به زمین می افتد برداشت تمام میوه ها در ۲ تا ۳ نوبت به فاصله چند روز انجام می شود. میوه های چیده شده را به صورت توده جمع آوری کرده و روی آنرا با برگ و علف می پوشانند که در مدت ۹ تا ۱۵ روز عمل تخمیر صورت می گیرد. جدا کردن پوست سبز و شستن و تمیز کرن میوه ها با دست صورت می گیرد. سپس با آفتاب خشک می کنند. برداشت ماشینی : تمامی عملیات از قبیل برداشت جدا کردن پوست سبز، شستشو ، تمیز کردن، خشک کردن ، سفید کردن ، درجه بندی و بسته بندی می تواند بوسیله ماشین انجام گیرد. فرو بردن میوه ها همراه با پوست سبز داخل محلول اتفن به غلظت ۱۵۰۰ میلی گرم در لیتر موجب جدا شدن پوست میوه ها در مدت ۳ تا ۴ روز می گردد. قرار دادن میوه های خشک در محلول ۲۶ تا ۲۸ درصد هیپوکلرید کلسیم و سپس فرو بردن آنها در محلول یک درصد اسید سولفورو موجب سفید شدن آنها می‌شود برای خشک کرده دوباره هوای گرم را که دمای آن بین ۳۲ تا ۳۸ درجه سانتی گراد است به اطراف میوه ها هدایت میکنند تا رطوبت آنها به ۸ درصد کاهش یابد. عملکرد : عملکرد درختان گردو بسته به سن و اندازه درخت ، نوع خاک تغذیه و مقدار آبیاری متغیر است یک درخت بزرگ ۴۰ ساله می تواند تا ۱۷۵ کیلوگرم میوه تولید کند در حالیکه متوسط عملکرد آن ۴۰ کیلوگرم میباشد. درختان پیوندی گردو بعد از ۸ تا ۱۰ سال و پایه های بذر بعد از ۱۸ تا ۲۰ سال به باردهی اقتصادی می رسند.

آفات گردو:
مبارزه با آفات و بیماریهای گردو به علت بزرگ بودن درختان مشکل است زیرا سمپاشی تمام درخت به سختی انجام میشود کاشت درختان پیوندی استفاده از پایه های پاکوتاه ، تربیت و هرس و انتخاب ارقامی که بطور جانبی محصول میدهند موجب کاهش اندازه درخت شده و سمپاشی برداشت میوه را آسانتر می کند. تدابیر بهداشتی شامل برداشت میوه را آسانتر می کند تدابیر بهداشتی شامل کاشت درختان سالم ، جلوگیری از انتقال آفات و بیماریها از طریق ادوات هرس و سایر وسایل کشاورزی ، هرس برگها و شاخه های بیمار وسوزاندن آنها است. بیماریهای گردو : بیماریهای لکه برگی گردو – بیماریهای آنتراکنوز – بیماری بلاریت گردو –شانکرگردو (خشکیدگی سرشاخه) ، شانکر عمیق پوست گردو – پوسیدگی ریشه و طوقه (ناشی از فیتوفتورا) – پوسیدگی ریشه و طوقه (ناشی از قارچ آرمیلاریا) بیماریهای ویروسی گردو مهمترین آنها شامل بیماری خط سیاه – بیماری موزائیک گردو آفات گردو : کرم سیب – مگس پوست خوار میوه گردو ، شپشک، گردو، ابریشم باف ناجور – شته گردو – سوسک شاخک بلند – پروانه فری. آفات انباری شامل شپشه آرد و شپشه دندانه دار از آفات انباری شایع هستند که می توان با سموم کازی مثل متیل بروماید آنها راکنترل نمود.

دامنه انتشار:
در جنگلهای شمالی از آستارا تا گلی داغ از جلگه و ساحل تا ارتفاع ۱۵۰۰ متری از سطح دریا انتشار دارد بطور پراکنده یا کم و بیش انبوه در جنگلهای دیده میشود.و نیز در جنگلهای غرب و در راه سنندج به مریوان بطور خودرو دیده میشود. و در خیلی از نقاط کشور باغات اصلاح شده آن وجود دارد

مهمترین خواص گردو :

جوشانده برگ یا پوست سبزگردو برابر تجویز فوق درمان کم خونی و ضعف است. ۲۰ تا ۳۰ گرم از پوست سبز گردو یا خشک آن را در یک لیتر آب به مدت یک ربع بجوشانید و صاف کنید و قبل از هر وعده غذا یک فنجان از آن را بنوشید. ۱۵ تا ۲۰ گرم برگ گردو را به مدت ده دقیقه در یک لیتر آب جوش دم کنید، برای ورم معده و روده به عنوان کرم کش ۳ فنجان در روز از این دم کرده را بنوشید. دم کردهء۵۰ گرم برگ گردو در یک لیتر آب را در آب وان بریزید این حمام آرام بخش خستگی است و ورم را بر طرف می کند همچنین در مورد مداوای سرمازدگی و بیماریهای پوستی تجویز میشود. دمکرده فوق را به میزان حجمش با آب رقیق کنید و آنرا غرغره کنید تا ورم لثه و لوزه شما درمان شود گردو درمان کننده بیماریهای ریوی است. گردو مسکن دل پیچه است. اگر از گردو و عسل مربا درست کنید برای اشخاص لاغر وتقویت و تحریک نیروی جنسی مفید است. مربای گردو ملین بوده و آپاندیس را تقویت می کند

خوردن گردو از تشکیل سنگ کلیه و سنگ کیسه صفرا جلوگیری می کند. پوست درخت گردو و پوست سبز گردو قابض است. گردو را با انجیر و موز بخورید مقوی حواس و مغز است. اگر پوست تاز گردو را به دندان و لثه بمالید لثه و دندان را تقویت می کند. دم کرده برگ درخت گردو برای درمان ورم مفاصل مفید است. ۵۰ گرم برگ گردو را در یک لیتر آبجوش ریخته و بمدت چند دققیه بجوشانید این جوشانده برای شست و شوی زخم ها و التیام انها بسیار مفید است. جوشانده برگ درخت گردو درمان کننده سر درد ، سرمازدگی و بیماریهای پوستی است. شیره قسمت سبز میوه را اگر چند بار روی زگیل بمالید آنرا از بین می برد. قسمت سبز و تازه میوه گردو را اگر با آب بجوشانید و موهای خود را با آن رنگ کنید رنگ قهو ه ای به مو می دهد. برگ تازه درخت گردو حشرات موذی مانند بید و ساس را از بین می برد. اگر زن حامله روزی یک عدد گردو بخورد پس از زایمان پوست شکمش زیبایی خود را حفظ خواهد کرد. چون گردو دارای مس می باشد بنابراین به جذب آهن در بدن کمک می کند

گردو در درمان سرفه‌های کهنه، اختلالات ناشی از معده، دندان درد، شستشوی زخم‌ها، جوش‌های پوستی صورت و سر و بدن، سردردهای کهنه، نقرس، گاز گرفتگی حیوانات و حشرات، زگیل، اگزمای پوستی، تقویت زانوی کودکان، تقویت قوه جنسی در مردان، کم خونی، گل مژه، نرمی استخوان، ورم چشم، شادابی پوست بدن، دیابت، یبوست، مستحکم کردن لثه‌ها، رفع گرفتگی ادرار و تنظیم زمان قاعدگی در خانم‌ها موثر است. جوشانده پوسته سبز گردو تقویت کننده کبد است و اختلالات و نارسایی‌های کبد و مجاری صفراوی را برطرف می‌سازد. گردو نیز درمان کننده ورم و التهاب کبد است.

همچنین گردو دفع کننده سموم بدن و رفع کننده مسمومیت است و عفونت‌های دندان،‌ لثه و دهان را برطرف می‌سازد. ترکیبات شیمیایی آن شامل اسانس , تانن , پکتین و صمغ و همچنین اسید های چرب ضروری روغن آن نظیر اسید آلفالینوییک از اهمیت خاصی برخوردار است.

اثرات درمانی:
درمان ورم روده و معده:۱۵ تا ۲۰ گرم برگ گردو را به مدت ده دقیقه در یک لیتر آب جوش دم کنید، برای ورم معده و روده به به عنوان کرم کش ۳ فنجان در روز از این دم کرده را بنوشید.درمان خستگی و ورم :دم کرده ۵۰ گرم برگ گردو در یک لیتر آب را در آب وان بریزید این حمام آرام بخش خستگی است و ورم را بر طرف می‌کند همچنین در مورد مداوای سرمازدگی و بیماریهای پوستی تجویز می‌شود.درمان ورم لثه ولوزه :دم کرده فوق را به میزان حجمش با آب رقیق کنید و آنرا غرغره کنید تا ورم لثه و لوزه شما درمان شود.درمان کم خونی :جوشانده برگ یا پوست سبزگردو برابر تجویز فوق، درمان کم خونی و ضعف است. ۲۰ تا ۳۰ گرم از پوست سبز گردو یا خشک آن را در یک لیتر آب به مدت یک ربع بجوشانید و صاف کنید و قبل از هر وعده غذا یک فنجان از آن را بنوشید. گردو درمان کننده بیماریهای ریوی است.درمان دل پیچه:گردو مسکن دل پیچه‌است.

تقویت و تحریک نیروی جنسی:اگر از گردو و عسل مربا درست کنید برای اشخاص لاغر وتقویت و تحریک نیروی جنسی مفید است. مربای گردو ملین بوده و آپاندیس را تقویت می‌کند.درمان سنگ کلیه و کیسه صفرا:خوردن گردو از تشکیل سنگ کلیه و سنگ کیسه صفرا جلوگیری می‌کند.پوست درخت گردو و پوست سبز گردو قابض است. خوردن گردو برای تقویت جنسی مفید است. کسانیکه ناراحتی معده و کبد دارند نباید گردو بخورند. افراد چاق نیز باید از آن پرهیز کنند.مقوی حواس و مغز:گردو را با انجیر و موز بخورید مقوی حواس و مغز است.درمان لثه:اگر پوست تاز گردو را به دندان و لثه بمالید لثه و دندان را تقویت می‌کند. دم کرده برگ درخت گردو برای درمان ورم مفاصل مفید است. ۵۰ گرم برگ گردو را در یک لیتر آبجوش ریخته و بمدت چند دققیه بجوشانید این جوشانده برای شست و شوی زخم‌ها و التیام آنها بسیار مفید است.

ترشحات زنانه:دم کرده برگ درخت گردو برای درمان ترشحات زنانه و بیماری سل مفید است. جوشانده برگ درخت گردو برای درمان کننده سر درد، سرمازدگی و بیماریهای پوستی است.اگر زن حامله روزی یک عدد گردو بخورد پس از زایمان پوست شکمش زیبایی خود را حفظ خواهد کرد. چون گردو دارای مس می‌باشد بنابراین به جذب آهن در بدن کمک می‌کند. به هیچ وجه نباید در خوردن گردو افراط و از پنج عدد در روز بیشترمصرف بشود زیرا برای سلامتی زیان آور است.

سایر فواید گردو :

۱- کاهش کلسترول کل

۲- کاهش LDL کلسترول (کلسترول بد)

۳- افزایش HDL کلسترول ( کلسترول خوب)

۴- افزایش قابلیت ارتجاعی رگ های بدن

۵- محافظت در برابر بیماری قلبی

۶- افزایش قدرت ذهن و هوش

۷- مفید برای تنگی نفس

۸- جلوگیری از ورم مفاصل

۹- مفید در بیماری های پوست نظیر: اگزما و پسوریازیس( به وجود آمدن لکه های قرمز رنگ در پوست)

۱۰- ضد سرطان

۱۱- دارای آنتی اکسیدان. در بین آجیل ها، آنتی اکسیدان گردو و شاه بلوط از همه بیشتر است.

۱۲- محافظت از سیستم ایمنی

۱۳- جلوگیری از لخته خون

۱۴- تنظیم سوخت و ساز در بدن

۱۵- تنظیم فشار خون

۱۶- تنظیم قند خون

۱۷- جلوگیری از پارکینسون و آلزایمر

۱۸- جلوگیری از سنگ کیسه صفرا

۱۹- حفاظت از استخوان

۲۰- روغن گردو درمان کننده دردهای مفاصل است و جذب مواد غذایی را آسان می کند.

 

گردوی پوست کاغذی تویسرکان

از خانه های قدیمی

  خانه قدیمی مسعودی  خانه قدیمی مسعودی                                                                                                             

سرچشمه ها و مضامین شعر رضی


سرچشمه ها و مضامین شعر رضی دکتر محمد امین مروتی چکیده: در این مقاله پس از گذر کوتاهی به زندگی شاعر به اختصار از پیشینة ساقی نامه سرایی و جایگاه ادبی ساقی نامه رضی و وجوه اشتراک و افتراقش با کارهای مشابه سخن رفته. این ساقی نامه با ساقی نانه حافظ مقایسه شده و در مورد تمایز نوع مخاطبه رضی و تاثیری که در مضمون اثر او گذاشته شرحی داده ایم. سپس در مضامین مشترک شعر رضی و حافظ نظیر زهدستیزی عقل گریزی گفته ایم و ارتباط عرفان رضی با متالهین زمانه اش تبیین گردیده و ضمن آن نقد رضی به متصوفه زمانه، به زهد و ریای واعظان و مدعیان، به روزگار و مردمان روزگارش که به جان یکدگر افتاده اند و به عقل فلسفی مورد بحث و فحص قرار گرفته است. پس از آن خطوط ومحورهای اصلی عرفان شاعر شامل عرفان سُکر، تصوف اندوه، عشق و شیدایی، وحدت ونیستی و وحدت وجود به بحث گذاشته شده. عرفان سکر در مقابل عرفان صحو قرار دارد که اولی از مستی و شیدایی بار می گیرد و در آن نبض عاشق بی ادب برمی جهد و به بایزید منسوب است ولی عرفان صحو که به جنید یغدادی منسوب است پاس ادب می دارد و چارچوب مند عمل می کند. از تصوف اندوه و شیخ خرقان و بابا طاهر می گوییم. پس از مطالعه رد پای عرفان سکر و تصوف اندوه در شعر رضی، دایرة بحث رابه مقولات و مضامین اصلی شعر رضی نظیر معنای وحدت و نیستی خواهیم کشاند. و البته در هر بحثی شواهد مثال لازم را از دیوان شاعر عرضه خواهیم کرد و در پایان به زبان شعر رضی و سادگی و روانی آن اشاراتی خواهیم داشت.   کلیدواژه ها:  سرچشمه ها و مضامین شعررضی- ساقی نامه- رضی وحافظ- مستی- وحدت- عشق- عقل   مختصری از زندگی رضی سیدرضی الدین آرتیمانی مشهور به "میرمحمد" و متخلص به "رضی" از شعرای  عارف مسلک دوران صفوی است که در سال ۹۷۸ قمری در روستای آرتیمان تویسرکان به دنیا آمد و در سال ۱۰۳۷ هجری قمری در سن 59 سالگی وفات یافت. او را در محل خانقاهش و در شهر تویسرکان به خاک سپرده اند. از شاگردان میر مرشد بُروجردی بود. به زودی به دربار شاه عباس راه یافت و به عنوان منشی، لقب "میر" گرفت و سپس داماد صفویان شد.کلمه «میر» از آن جهت به رضی اطلاق شد‌است که مدتی جزء میرزایان شاه عباس بوده‌است. آرامگاه میر رضی الدین آرتیمانی   اعتبار و اهمیت ساقی نامة رضی نام و شهرت رضی قرین "ساقی نامه" اوست که به حق از جهت سوز و گداز و شیدایی در عداد انگشت شمارترین ساقی نامه های پارسی است. سوز و گدازش، خواننده را بیش از همه به یاد مثنوی معروف "وحشی بافقی" با مطلع "الهی سینه ای ده آتش افروز" و تا حدودی دو بیتی های هم ولایتیش باباطاهر می اندازد. این ساقی نامة 157 بیتی، سوز فراق و اشتیاق وصالِ عارف مهجوری است که مخاطب اصلیش نه ساقی که خود خداست و "الهی" گفتن هایش که از صمیم جان برمی خیزد لاجرم دل را می سوزاند. مخاطبه با الله، وجه تمایز ساقی نامة رضی از سایر ساقی نامه هاست و بی گمان چنان تخاطبِ بی نظیر است که به چنین نتیجة بی نظیری منجر شده است. وجه تمایز دیگر آن که در سایر ساقی نامه ها، انگوری یا عرفانی بودن می، در هاله ای از ابهام قرار دارد ولی می در ساقی نامة رضی بلاشک انگوری نیست و از آن جا که مخاطبه با الله، رنگ مناجات و نیایش بدان داده است، عنوان "الهی نامه" و "مناجات نامه" هم برازندة آنست. ساقی نامة رضی با این ابیات آسمانی آغاز می شود که از با تمام شر و حالش از خدا طلب سوز دل و حیرانی عقل و نیستی وجود و مستی و راستی حقیقی می کند: الهی به مستان میخانه‌ات به عقل آفرینان دیوانه‌ات  ..... به رندان سر مست آگاه دل که هرگز نرفتند جز راه دل ....... به مستان افتاده در پای خم به مخمور با مرگ با اشتلم ........ که خاکم گل از آب انگور کن سرا پای من آتش طور کن خدا را به جان خراباتیان کزین تهمتِ هستیم وارهان به میخانه وحدتم راه ده دل زنده و جان آگاه ده ....... بیا ساقیا می به گردش در آر که دلگیرم از گردش روزگار اما کدام می؟ مئی که سبو را هم به یاد خدا بیندازد و حتی به عیان خدا را در خود منعکس کرده باشد: مئی ده که چون ریزیش در سبو بر ‌آرد سبو از دل آوازِ هو از آن می که در دل چو منزل کند بدن را فروزان‌تر از دل کند ........ از آن می که گر عکسش افتد به جان توانی به جان دید حق را عیان از آن می که چون شیشه بر لب زند لب شیشه تبخاله از تب زند از آن می که گر عکسش افتد به آب بر آن آب تبخاله افتد حباب هر چند پیشینه سرایش ساقی نامه به فردوسی و اسعد گرگانی هم می رسد ولی غالبا  "نظامی" را به عنوان مُبدع و مبداء ساقی نامه سرایی می شناسند. ساقی‌نامه نوعی مثنوی در بحر متقارب با گویش حماسی است که در آن شاعر خطاب به ساقی از بی ثباتی دهر شکایت می کند و از ساقی می می خواهد تا بر زخم های روزگارِ دون، مرهم فراموشی نهد. تفاوت ساقی نامه با خمریه در فرم این است که ساقی نامه مثنوی است و در بحر متقارب می آید و به لحاظ مضمون نیز حاوی نکات حکیمانه و نزد امثال رضی حاوی مضامین عارفانه هم هست.در حالی که خمریه در وصف شراب و مستی آمده است نظیر خمریه‌های رودکی و منوچهری. در "مغنی‌نامه" هم محور اصلی شعر، طلب آواز و موسیقی از مغنی جهت بهجت خاطر است. پس از ساقی‌نامه‌ حافظ این گونه شعر، مکان و مکانت ویژه ای در ادب پارسی پیدا کرد که ساقی نامه رضی معروف ترین و بهترین آن هاست. "ساقی‌نامه"‌ یا "صوفی‌نامه" یکی از زیباترین گوشه های موسیقی ایرانی هم هست که در آن ساقی نامه های شاعران اغلب در مایه‌های بیات اصفهان و ماهور اجرا می شوند.   به این ترتیب باید مضامین فکری رضی را  در عرصه عرفان جستجو کرد. در ظلّ و ذیلِ ابن عربی و حافظ و پس از قرون هفتم و هشتم دو نوع شعر عرفانی به وجود آمد که به واسطة تقلیدی بودنشان، موفقیت در خوری کسب نکردند. در ظلّ ابن عربی شاعرانی نظیر شاه نعمت الله، مغربی و جامی با استخدام اصطلاحات ابداعیِ شیخ اکبر، مضامین منطوی در عرفان نظری او را پروردند و بسط دادند و ذیلِ شخصیتِ حافظ هم بازار اصطلاحاتی نظیر مغ و مغبچه و پیر مغان و خرابات و باده فروش گرم شد و نقد زهد و ریا به مضمون غالب اشعار تبدیل شد. رضی از این نظر به حافظ شباهت بیشتری دارد ولی علیرغم به کارگیری اصطلاحات حافظی، شوری که در سر و عشقی که در دل داشته، حسابش را از زمرة مقلدان جدا کرده. رضی نیز مانند حافظ با زهد ریایی می ستیزد، با تصوف مبتذل زمانه فاصله گذاری می کند و از فرقه پرستی برائت می جوید و هم از این نظر است که مانند حافظ دست ارادت به شیخ خاص و تعهد به سلوک در طریقت ویژه ای نداده است. حداقل از محتوای اشعار او بوی ارادت های فرقه ای مستفاد نمی گردد.به لحاظ تاریخی در زمان صفویه کوس ابتذال و انحطاط فرقه پرستی های صوفیانه زده شده بود. فِرَقی که شیخ پرستی را جانشین خداپرستی، فرقه پرستی را جایگزین وحدت، کرامت سازی و کرامت بازی را جانشین سلوک روحی  اخلاقی کرده بودند و تحقیر عقل و علم را به سود توجیه تقلید جاهلانه ترویج می کردند. حافظ در متن و بطنِ چنین انحطاطی و در واکنش به چنین اوضاعی سر برکرده بود. در زمان صفویه هم تلفيق ميراث معنوي تصوف با ميراث علمي فلاسفه به نوعي فلسفه الهي و اشراقي نزد حكمايي چون ميرداماد، ملاصدرا، عبدالرزاق لاهيجي، شيخ بهايي و ملامحسن فيض انجاميد. اين حكما خود را "متاله" يا "حكيم الهي" مي‌دانستند. عنوانی كه از شيخ اشراق ، سهروردي وام کرده  بودند.       "ميرمحمدباقر داماد استر آبادي" (وفات 1041 هـ) معروف به "مير داماد" بود. "صدر المتاهلين" (وفات 1050 هـ) معروف به "ملاصدرا در كتاب هاي "اسفار" و "كسر اصنام جاهليه" به نقد تصوف عوامانه پرداخت. اين دو متاله از غزالي و ابن عربي متأثر بودند. ملاصدرا حتي از "وحدت وجود" ابن عربي- با ملاحظاتی -دفاع مي‌كند. در نظر همه اينان، هم "شعور" و عقل ، قدر و منزلت داشت و هم "شهود". هم عالم بودند و هم عارف. برائت جويي اين بزرگان از تصوف خانقاهيِ منحط شده ، مانع از آن نشد كه به چوب تكفير و زندقه‌ي فقهاي اهل ظاهر نواخته نشوند.       دو شاگرد معروف ملاصدرا كه هر دو هم داماد او بوده‌اند، به "فيض" و "فياض" معروف بوده‌اند كه به همراه استاد و به تحريك فقهاي ظاهر به تبعيد اجباري مي‌روند.       ملا عبدالرزاق لاهيجي (وفات 1072 هـ) در شعر "فياض" تخلص مي‌كرد. او هم طريقه‌ي اشراق را بر نحله عقلي ترجيح مي‌دهد و مي‌گويد فيلسوف عقل‌گرا، وجود موجودات را مرحله به مرحله ثابت مي‌كند تا به علت نهايي برسد ولي حكيم اشراقي، اشيا را مرتبه به مرتبه نفي مي‌كند تا به موجود باقي برسد. كتاب معروف فياض "گوهر مراد" نام دارد.      شاگرد ديگر ملاصدرا، محمد بن مرتضي كاشاني معروف به ملا فيض (وفات 1091 هـ) متخلص به "فيض" است كه احياء العلومِ غزالي را موافق مشرب شيعي، تخليص كرده و آن را "احياءِ احياء" ناميده است و به نوعي "غزالي اهل تشيع" محسوب مي‌شود.تصوف حكيمانه (عالمانه) واكنشي در مقابل تصوف عوامانه و مقلدانه بود كه علم را تحقير مي‌كردند و به پشتوانه‌ي جهل گوش فلك را از مدعيات بزرگشان كر مي‌ساختند. حكما مي‌گويند عشق و محبت به خدا مستلزم اين است كه از راز خلقت سر در بياوري و ببيني تو در اين دنيا به چه كار آمده‌اي. بداني سر محبت تو رسيدن از كثرت به وحدت نخستين است و كسي كه اين را نمي‌داند و معرفت ندارد به محبت هم نمي‌رسد. غزالي در کیمیای سعادت مي‌گويد:« هركه خداي تعالي را بهتر شناسد وي را دوست‌تر دارد.» و مولوي مي‌گويد: اين محبت هم نتيجه‌ي دانش است                      كي گـزافه بر چنين تختي نشست تصوف حكيمانه، عقل و عشق را به هم مي‌آميزد و با نردبان عقل و عشق بر بام آسمان مي‌رسد. مريد پرور نيست. فاقد فرقه و خانقاه است. عقل پذير و شريعت پذير و عشق پذير و جهل ستيز است. نكته مهم در تصوف عالمانه اين است كه آن‌ها اغلب از "علم حصولي" شروع كرده‌اند و سرآمد علماي عصر خود بوده‌اند و بعد به" علم حضوري" نايل شده‌اند. "غزالي" نمونه بارزي است. حتي" ابن سينا" هم در اواخر عمر در "رساله طير" و "قصه حي بن يقظان" و "سلامان و ابسال" مشرب عرفاني پيدا كرده بود. اين مشرب از جنيد و غزالي شروع مي‌شود با سهروردي و ابن عربي ادامه مي‌‌يابد تا به ملاصدرا و ميرداماد و شيخ بهايي مي‌رسد. اعراض رضی از سنت متصوفانة زمانه را باید در چنین متن تاریخی ای تحلیل کرد. رضی و حافظ هر چند اندیشه های حافظی در شعر رضی رسوخ آشکار دارد ولی تفاوت عمدة رضی با حافظ این است که حافظ با رندی بیشتری ستر احوال خود از خلق می کرد و حتی به گفته خود با خلق صنعت می کرد در حالی که معنای می و مستی نزد رضی بسیار واضح و آشکار است. حافظ در باره رندی خود می گوید:  حافظم در مجلسی دردی کشم در محفلی          بنگر این شوخی که چون با خلق صنعت می کنم فرق فارق دیگر این دو آن است که رضی خیامی گری و لاادریگری حافظ را ندارد و تکلیفش با خدا و عالم وجود روشن است. عفو و رحمت پروردگار: در مشرب رضی نیز همچون حافظ "لطف خدا  بیشتر از جرم ماست" چرا که "مستحق کرامت گناهکارانند". حافظ می گوید: لطف خـــدا ، بيشتــر ازجــرم مــاست  نكتة ســربستـه چـه دانـي ؟ خمـــوش هست اميدم که علی رغم عدو روز جزا                  فيض عفوش ننهد بارِ گنه بر دوشم از نـامـه سيـاه  نتــرسم ،كـه روز حشـر  با فيض لطف او، صد از اين نامه، طي كنم و  رضی: عُمرم همه صرف شد در این خونخواری   تا در صف محشرم چه بر سر آری یک نام مقدست اگر قهار است،             در لطف هزار نام دیگر داری نقد زهد: در نقد زهد ریایی نیز رضی پا در جای پای حافظ نهاده است. چرا که در زمان او نیز عرفایی ملا صدرا هم از چوب تکفیر اخباری گری مصون نبودند چنان که ترس از دچار شدن به سرنوشت حلاج در شعر رضی هم نمود دارد: هر چه می گوییم از آن، می دهد سر ها به باد بردرِ اندیشه زین پس ، قفل و بندی می زنیم زهد فروشی است که نام و نان برای ریاکاران می آورد ولی رضی مرغی نیست که در این دام گرفتار آید: هیچم از هیچکس نبودی کم                     گر بُدی زهد و زرق و تزویرم به یمن پیر خرابات عشق دانستم                 که دام راه، گهی سبحه است و گه زنار چو نیست چهره زردی، چه خانقاه و چه دیر     چو نیست جذبه دردی، چه آدمی چه حمار ز افسانه واعظان فسردیم ای مطرب عاشقان سرودی   در "سو گند نامه"  از خشکی زهد و عبوس زاهدانه انتقاد می کند  و زاهد را به تر کردن دماغ- خاصه در فصل بهار- ترغیب می کند: بهار است و بلبل، بساط نشاط به طرف چمن می کشد ز انبساط تو هم زاهد از خویش دستی برآر مکن این قدر خشکی اندر بهار ز من بشنو، از زهد اندیشه کن بهار است، دیوانگی پیشه کن چه بر سبحه چسبیده‌ای این قدر بس این خاک بازی که خاکت بسر چرا این قدر خشک و افسرده‌ای نه دستی نه پائی مگر مرده‌ای؟ دلم سوخت بر حال زاهد بسی که بیچاره‌تر زو ندیدم کسی ز کوی خرابات آواره‌ای زبان بسته حیوان بیچاره‌ای ندانم چه دیده است از زندگی نمیرد چرا خود ز شرمندگی که از بزم رندان نماید نفور ز راه مسلمانی افتاده دور من از دید زاهد بسی منکرم مسلمانی ار این بُود کافرم و در ساقی نامه زهد را هم عنان با افسردگی و ریا و دین فروشی تلقی می کند: مغنی سحر شد خروشی بر آر ز خامان افسرده جوشی بر آر که افسرده صحبت زاهدم خراب می و ساغر و شاهدم یائید تا جمله مستان شویم ز مجموع هستی پریشان شویم چو مستان به هم مهربانی کنیم دمی بی‌ریا زندگانی کنیم.... ازین دین به دنیا فروشان مباش به جز بنده باده‌نوشان مباش کدورت کشی از کف کوفیان صفا خواهی، اینک صف صوفیان چه درمانده دلق و سجاده‌ای مکش بار محنت، بکش باده‌ای ز قطره سخن پیش دریا مکن حدیث فقیهان بر ما مکن مکن قصه زاهدان هیچ گوش قدح تا توانی بنوشان و نوش و: سبحه  زهد و سالوسی، خرقه رزق و شیادی  آه ازین خداترسی، داد از این مسلمانی یا:  ای کاش که سجاده به زنار فروشند  این طائفه دین چند به دینار فروشند نقد روزگار : رضی در روزگار خود احساس غربت می کند و دل او نیز مانند حافظ از روزگار و مردمان گرگ صفتش خون است: این خلق جهان به یکدگر کینه ورند گویا که ز مرگ خویشتن بی‌خبرند همچون دو سگ گرسنه از بهر شکم از روی حسد به یکدگر می نگرند(رباعی 42)   بیا ساقیا می به گردش در آر که دلگیرم از گردش روزگار فلک بین که با ما جفا می کند چه ها کرده است و چه ها می کند برآورد از خاک ما گرد و دود چه می خواهد از ما سپهر کبود؟ نمی گردد این آسیا جز به خون الهی که برگردد این سرنگون من آن بینوایم که تا بوده‌ام نیاسایم ار یک دم آسوده‌ام در این عالم تنگ‌تر از قفس به آسودگی کس نزد یک نفس نمانده است در هیچ کس مردمی گریزان شده آدم از آدمی گروهی همه مکر و زرق و حیل همه مهربان، بهر جنگ و جدل همه متفق با هم اندر نفاق به بدخوئی اندر جهان جمله طاق همه گرگ̊ مانا همه میش̊ پوست همه دشمنی کرده در کار دوست شب آلودگی، روز شرمندگی معاذ الله از این چنین زندگی برون ها سفید و درون ها سیاه فغان از چنین زندگی آه، آه همه سر برون کرده از جیب هم هنرمند گردیده در عیب هم خروشیم بر هم چو شیر و پلنگ همه آشتی های بدتر ز جنگ(ساقی نامه)   و از جهل مردمان روزگارش می نالد و در غم و اندوه است: تمیز نیک و بد از هم نکردنت سهل است بلاست این که تو بد̊ نیک و نیک̊ بد دانی چه جانور کنمت نام مانده‌ام حیران به هیچ جانوری غیر خود نمی مانی   دنیا سجن مومن است و سجن رضی نیز: یا رب کجا رویم که در زیر آسمان هر جا که می رویم چو زندان گرفته است حتی بهار این روزگاران هم، تحمل و گنجایش شکوفایی غنچه ها را ندارد: یک روز به کام دل نشستن در طالع روزگار ما نیست زین بیش مشو شکفته‌ ای گل کاین حوصله در بهار ما نیست عشق زمینی: هرچند که بسامد عشق زمینی در شعر رضی بسیار کمتر از دیوان حافظ است، مع هذا یکی دیگر از مشترکات رضی و حافظ،تلقی قنطره ای از عشق زمینی برای رسیدن به عشق آسمانی است که خاستگاه اصلیش را می باید در تصوف جمال پرستانه فارس جست: بهار و باده و عشق و جوانی غنیمت دان غینمت تا توانی و در ترجیع بندش: آن شوخ به شیوه شکرخند زخمم ز نمک لبالب آکند آن ترک به طره پریشان دین و دل ما ز هم پراکند صد بار شکست وباز خوردیم زان شوخ فریب عهد و سوگند و در قصیده "کوی عشق": سرو بالا، چشم شهلا، دلربا کج کله، کاکل پریشان، عشوه‌گر تلخ گو و ترش ابرو، تند خو سخت بازو، سنگدل، بیدادگر در دل او جای کردم عاقبت مهربانی می کند در سنگ اثر و ایضا: با جوانان همیشه بازم عشق هست این پند، یاد از پیرم   اما بعضی شباهت ها و تاثیرات و تواردات در کلام حافظ و رضی: تو در حلقه می‌پرستان در آ      که چیزی نبینی به غیر خدا(رضی‌) در خرابات مغان نور خدا می بینم      وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم(حافظ)   غم عشق تو ای حور پریزاد                        ز غم‌های جهانم کرد آزاد (رضی‌) حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی         من از آن روز که در بند توام آزادم(حافظ)   مده فرصت از دست دیگر که هم را         عجب دانم ار باز ببینیم دیگر(رضی‌) فرصت شمار صحبت کز این دو راه منزل        چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن(حافظ)   گشادم از در پیر مغان شد؛ کاشکی ز اول         ز کف تسبیح می‌افکندم و زنار می‌بستم(رضی‌) مريد پير مغانم ز من مرنج ای شيخ                چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد(حافظ) آن روز بر دلم در معـنی گـشوده شد                 کز ساکنان درگه پیر مغان شدم(حافظ)   از دعای فرشته بیزارم                                    گر از آن لب دهی مرا دشنام(رضی‌) قند آمیخته با گل نه علاج دل ماست         بوسه ای چند برآمیز به دشنامی چند(حافظ)   رضیم، جمله آفاق فروزان ز چراغم          همچو مه، چشم به دریوزه خورشید ندوزم(رضی‌) گرچه آلوده ی فقرم شرم باد از همتم             گر به آب چشمه ی خورشید دامن تر کنم(حافظ)   نقد عقل فلسفی: در" سوگند نامه" برسازی اصطلاحات غریب فلسفی را وافی به مقصود نمی داند و می گوید حکیمان باید مست و بیخود از خود شوند تا از خود و اسرار هستی خبر یابند و طعن در کتب ابن سینا و خواجه نصیر می زند. راه خروج از بن بست عقل، مردن از خود و نفس است تا چشمه های معرفت در دل جاری شود: بگو با حکیم زِ خود بی‌خبر که ای مانده در گل درین ره چو خر به مستی ز حکمت کن اندیشه‌ای چه صغری، چه کبری؟ بکش شیشه‌ای کتاب "اشارات" ابرو بخوان "شفا" در لب جام پُر باده دان ببین "شرح تجرید" ساق و بدن بگو "حکمت العین" چشم و دهن به جز حرف باده مکن گفتگو سخن ‌نَز مقولات و از کیف گو و: در صومعه و مدرسه دیّار نبود در هر دو جهان واقف اسرار نبود بودند همه لنگر آن عالم لیک از عالم دل کسی خبردار نبود(رباعی33) که ایضا یادآور بیت حافظ است: عاقلان نقطة پرگار وجودند، ولی    عشق داند که در این دایره سرگردانند نقد رضی به عقل از موضع مادونِ عقل نیست بلکه از موضعِ فراعقل است. به همین دلیل، عارفان واقعی  نه تنها دشمن عقل نیستند بلکه عقل آفرین اند: الهی به مستان میخانه‌ات به عقل آفرینان دیوانه‌ات و میی نمی نوشند که آن ها را بی عقل کند بلکه مئی می نوشند که آن ها را هشیارتر و بیدارتر می کند و دانایی و بینش می آورد: مئی سر به سر مایة عقل و هوش مئی بی خم و شیشه، در ذوق و جوش به پیمانه، پاک از پلیدم کنید همه دانش و داد و دیدم کنید (ساقی نامه) به قول مولوی حالتی که به شکل مضاعف ما را عاقل تر می کند: زین سر از حیرت اگر عقلت رود هر سرِ مویت سر و عقلی شود داد و فریاد رضی به همان اندازه که از عقل فلسفی به آسمان است، از نادانی هم بلند است. لذا عرفان حقیقی نه تنها عقل ستیز نیست بلکه از عقل فراتر می رود تا هر سرِ مویش سر و عقلی شود: از خواری شاگرد و ز فخرِ استاد صد چاک به جیب هستیم بیش افتاد ز استاد به گوشم آمد این حرف آزاد فریاد زِ دانش و زِ نادانی داد(رباعی45)   محورهای اصلی عرفان رضی عرفان سُکر: گفتیم که مشخصات عارفانة می نزد رضی-به خلاف حافظ- به صراحت و شفافیت تمام ترسیم شده. مئی که چشم و گوش بشر را باز می کند تا حقایق را به عیان ببیند : بیا ساقیا می به گردش در آر که دلگیرم از گردش روزگار مئی ده که چون ریزیش در سبو بر ‌آرد سبو از دل آوازِ هو از آن می که در دل چو منزل کند بدن را فروزان‌تر از دل کند ........ از آن می که گر عکسش افتد به جان توانی به جان دید حق را عیان   مئی که انسان را به جانان می رساند و جلوه ای از فیض عام اوست: از آن می که خورشید شد ذره‌اش بود قل هو اللّه هر قطره‌اش از آن می که روح روانست و بس از آن می که اکسیر جانست و بس رضی را بده جامی از لطف عام به جانان رسان جان او والسلام و میخانه ای که این می در آن سرو می سود مکانی است که کثرت را به وحدت تبدیل و دل ها را زنده و آگاه می گرداند. شرور را به خیر بدل کند: به میخانه وحدتم راه ده دل زنده و جان آگاه ده که از کثرت خلق تنگ آمدم به هر جا شدم سر به سنگ آمدم و کوتاه ترین راه به خدا همین جاست که ما را از خودمان می گیرد: اگر تو مرد رهی در طریق عشق رضی رَهی ز میکده نزدیک‌تر مدان به خدا آن می که منیت و انانیت را از ما بگیرد و همه مان را "نفس واحده" گرداند: مئی از منی و توئی گشته پاک شود جان، چکد قطره‌ای گر به خاک بیا تا سری در سر خم کنیم من و تو، تو و من، همه گم کنیم مئی که آلودگی های نفسانی را بپالاید و ما را از فرش به عرش برساند: می صاف ز الایش ما سوی ازو یک نفس تا به عرش خدا مئی کو مرا وارهاند ز من ز آئین و کیفیت ما و من می صاف ز آلودگیّ ِ بشر مبدل به خیر اندر او جمله شر می معنی افروز صورت گداز مئی گشته معجون راز و نیاز از آن آب، کاتش بجان افکند اگر پیر باشد، جوان افکند و چنین باده ای نه تنها حرام نیست بلکه برای اهلش از شیر مادرشان هم حلال تر است: از آن می حلال است در کیش ما که هستی وبال است در پیش ما از آن می حرام است بر غیر ما که خارج مقام است در سیر ما مئی را که باشد در او این صفت نباشد به غیر از می معرفت رضی بارها بر انگوری نبودن این می تاکید می کند: شورش دوشین ما از می و ساغر نبود هیچ هوائی به جز وصل تو در سر نبود و انسانی که از می معرفت بچشد، خودخواهی هایش را وامی نهد تا خداخواه شود: به این عالم ار آشنائی کنی ز خود بگذری و خدائی کنی کنی خاک میخانه گر توتیا خدا را ببینی به چشم خدا رضی مست شدن با بادة انگوری را تکلف آمیز، زورکی و غیر طبیعی می داند: تکلف بُوَد مست از می شدن خوشا بیخود از ناله نی شدن و در سوگندنامه طلب میِ مدام و پیاپی می کند: بده ساقی آن مایه زندگی دمی وارهانم ز دل مردگی دل و جان من شد به فرمان تو چه جان و چه دل؟ جمله قربان تو به من جان من! می بده می بده پیاپی، پیاپی، پیاپی بده و از آنجا که به قول مولانا "نبض عاشق بی ادب بر می جهد"، رضی طی این ابیات زیبا طلب اعتذار و حلالیت می کند: سخن ها به مستانه گفتم بسی الهی نرنجیده باشد کسی ز مستی ندارم من از خود خبر خمار شبم می دهد دردسر به یک جرعه رفع ملالم کنید بدی گفته باشم، حلالم کنید چه من تازه ز اهل طرب گشته‌ام ببخشید گر بی‌ادب گشته‌ام تصوف اندوه: تصوف و عرفان رضی،تصوف فراق و لاجرم سرشار از اندوه و حسرت است. سابقة تصوف اندوه به ابوالحسن خرقانی و بابا طاهر همدانی برمی گردد. عطار از بو الحسن نقل مي‌كند که به خلاف بوسعید اهل سماع نبود و بيشتر اهل سوز و اندوه بود. چنان که "يك بار ابو سعيد و ابوالحسن يكديگر را در آغوش گرفتند تا قبض ابوالحسن به ابو سعيد رسيد و بسط ابو سعيد به ابوالحسن. ابو سعيد همه شب مي‌گريست و ابوالحسن همه شب به رقص بود. اما فرداي آن روز بر بوسعيد شد كه اندوه ما را باز ده كه بدان دل خوش‌تريم. گفت: راه خلق به خداي به عدد بنده‌ي خداست. گفتم خداوندا مرا به راهي بر كه فقط من و تو باشيم. راهِ اندوه در پيش من نهاد." در دو بيتي‌هاي بابا طاهر هم غم فراق و سوز هجران نمودي تام و تمام دارد و از اين نظر عنوان تصوف "سوز و گداز، هم عنوان مناسبي براي آن است. غمم غم بــي و غمخوار دلــم غــم                 غمم هم مونس و هـم يـار و هـمـدم غمم نهله كــه مــو تـنـهـا نشينـم                 مـريـزا، بــارك الــه، مـرحـبــا غم رضی هم که بر سبیل بوالحسن و بابا طاهر رفته از اندوه پرستی و  شادی فروشی دم می زند: به انده‌پرستان بی پا و سر به شادی فروشان بی شور و شر چرا که داغ عشق را خوش تر می دارد: نهم از درد تو تا می توان داغ کشم از داغ تو تا می توان درد  و غمی برابر با غم عشق نمی شناسد: نیک و بد کائنات بر محک دل زدیم هیچ غمی با غم دوست برابر نبود و اگر مرگ نبود چگونه از چنگ مرگ رهایی می یافتیم؟ بی‌عشق کس ممیراد، بی درد کس مماناد کان عار مرگ باشد وین ننگ زندگانی می بُرد زندگانی گر جان ز چنگ مردن کس جان بدر نمی برد از چنگ زندگانی رضی عمق و وسعت اندوهش را چنین بیان می کند: بر سر چو کلاه عاشقی افرازم سِرّبازی هـا، تمام بازی سازم یک ذره غم درون، برون ار فکنم غم هـای جهان تمام، شادی سازم(رباعی77) و البته رضی با این غم خوش است و اگر همه کس نگران راحتی و آسایش است، اما رضی در غم است که آسایش می یابد: بگرفته همه اهل جهان را غمِ راحت یا رب که نگیرند زِ ما راحتِ غم را در عین حال این اندوه پرستی از مقولة افسردگی های مالیخولیایی نیست، بلکه غم عشق است که خود عالمی دارد. و همچنان که مولوی عاشق قهر و لطف معشوق بود، رضی هم با غم هایش، شاد و حتی شیداست و در اوج مستی مولوی وار ، عربده در می کشد  و زنجیر جنون برمی درد: بگیرید زنجیرم ای دوستان که پیلم کند یاد هندوستان همه مستی و شور و حالیم ما نه چون تو همه قیل و قالیم ما چرا که قرار او در بی قراری و سامانش در بی سامانی است: مرا نه سر نه سامان آفریدند پریشانم به سامان آفریدند نه دستم از گریبان واگرفتند نه در دستم گریبان آفریدند نه دردم را طبیبان چاره کردند نه بیدردم چو ایشان آفریدند نیامیزد سر دردت به گردم که دردم عین درمان آفریدند ز من با آن که بی او نیستم من بیابان در بیابان آفریدند زلیخا گو چمن گلخن کن از آه که یوسف بهرِ زندان آفریدند مرا گویی پریشان از چه روئی؟ سر و زلفش پریشان آفریدند رضی از معرفت بوئی نداری تو را کز عین عرفان آفریدند  و به همین دلیل آسایش و تنعم بهشت را به طاووسان وا می نهد تا خود عقاب وار لحظه های اوج را تجربه کند: با رضی دیگر از بهشت مگوی نیست طاووس بلکه شهباز است وحدت و نیستی: یکی دیگر از محورهای عرفان رضی، نفی منیت برای رسیدن به وحدت و یکی شدن با عالم و آدم است. چرا که مانع اصلی وحدت، نفسانیت و خودخواهی است که باید از میانه برخیزد. تعبیر زیبای رضی در عبارت "تهمت هستی" به نوبة خود در خور توجه است. تو گویی "هستی" چیزی از جنس دشنام و سقط است: خدا را به جان خراباتیان کزین تهمت هستیم وارهان به میخانه وحدتم راه ده دل زنده و جان آگاه ده که از کثرت خلق تنگ آمدم به هر جا شدم سر به سنگ آمدم بزرگ ترین گناه عارف و عامل همه رنج های بشر، هستی اوست و هیمنه و ارتفاع مرگ و ترس ما از نیستی ناشی از پست همتی ماست: این دار فنا بلند از پستی ما است وین سختی ناتمام از هستی ما است گفتم چه گناه کرده‌ام تا هستم یا رب چه گناه بدتر از هستی ما است و البته نیستی و بیخودی وابسته به مستی است که هستی بشر را می سوزاند: بده ساقی آن آبِ آتش خواص که از هستیم زود سازد خلاص به می هستی خود فنا کرده‌ایم نکرده کسی، آنچه ما کرده‌ایم دیدن خود در میانه عین دوبینی و شرک است: یکی ببین و یکی جوی و جز یکی مپرست از آن جهت که دو بینی، قصورِ بینائی است و مانع اصلی نیستی ما و اتصالمان با کل وجود و رسیدمان در مقام "مع اللهی"، دیواری از نفسانیت است که به دور خود کشیده ایم: هر دل که درین زمانه درویش ترک از نیش زبان ناکسان، ریش ترک خواهی که مقام "لی مع الله" یابی گامی بنه از من و توئی پیشترک و برداشتن این گام جز با پاکبازی و ترک داشته ها و همه تعلقات ممکن و میسور نمی گردد: خود بسوز و هر چه می خواهی بساز خود بباز و هر چه می خواهی ببر در کلاه فقر می باید سه ترک ترک دین و ترک دنیا، ترک سر یکی از راهکارهایی که جمله عرفا برای رسیدن به "مقام رضا" بر آن اتفاق دارند، "نخواستن" و ترک خواسته است: یا رب نپسندی که بخواهم ز تو چیزی یا رب به کریمی خود از خواهشم انداز و رسیدن به این مقام نیازمند سلوک دور و درازی نیست. کافی است گامی بر خود نهی و هوالمطلوب: از دوری راه تا بکی آه کنی منزل نشناسی و همین آه کنی یا رب چه شود که بر سر هستی خود یک گام نهی و قصه کوتاه کنی و: گام دگری نهی به منزل برداری اگر زِ خود یکی گام  رضی خود مدعی است که در این راه بر جنید و بایزید هم پیشی گرفته که البته می تواند ادعای بزرگ و حتی گزافی باشد: رضی راه فنا را آن چنان در پیش بگرفتم که واپس ماند بسیاری جنید و بایزید از من عشق: اما برداشتن این یک گام بی مدد عشق میسر نیست. عشق ورزیدن همان راه میانبری است که عارفان و من جمله رضی برای رسیدن به مطلوب و مقصود پیش نهاده اند: به کار خویشتن مشغول هر کس را که می‌بینم به غیر از عاشقی کاری نیاید از رضی باری و در این تک بیت می گوید: جز غم عشق به هر چیز که در ساخته‌ای حیف و صد حیف از آن عمر که در باخته‌ای که یادآور این بیت معروف نظامی است: جهان عشق است و دیگر زرق سازی       همه بازی است الا عشق بازی در مثنوی زیبای "گوهر عشق" چنین می سراید: دل بی‌عشق بر جان بس گران است سر بی‌شور مشتی استخوان است تو را خلد و مرا باغ و چمن، عشق تو را حور و مرا گور و کفن، عشق ز عشق از هر چه برتر می توان شد خدا گر نه، پیمبر می توان شد خراب عشق، آبادی ندارد بد و نیک و غم و شادی ندارد نداند دوست از دشمن گل از خار بَرَش یکسان بود تسبیح و زنار و پیش و بیش از هر چیز نیازمند یک دل صاف و بی کینه ایم: یک جرعه هر آن که از می ما نوشد عیب و هنر تمام عالم پوشد ما صاف دلان کینه نداریم ز مهر خون در دل ما ز مهر دشمن، جوشد(رباعی36) و: ز غرقاب جهان آسوده گردی اگر افتی به گرداب محبّت راهکار دیگری که رضی به مانند همه عرفای دیگر برای تادیب و تنبیه نفس و گشایش ابواب رحمت پیش می نهد سکوت است: تو درِ گفتگو ببند و ببین که چه درها به روی دل باز است وحدت وجود: رضی نیز مانند عرفای دیگر در هر چه نظر می کند، جز خدا نمی بیند: "فاینما تولوا، فثم وجه الله": آن چه من از تو، خدا می‌بینم همه جا خوف و رجا می‌بینم دیده بر دوز زِ خود تا بینی کز کجا تا به کجا می‌بینم با وجودی که تو را نتوان دید من چه گویم که چه ها می‌بینم از همه چیز تو را می شنوم در همه چیز تو را می‌بینم نیست جائی که نباشی آن جا از سمک تا به سما می‌بینم و: نبود غیر کمالت به هر چه کردم گوش مه جمال تو دیدم، چو چشم وا کردم جهان ز حرف تو پر بود تا بُدم خاموش بریده باد زبانم سخن چرا کردم؟ و: چه در خلوت چه در کثرت، به هر جا هر که را دیدم نه خالی خلوتی از تو، نه بیرون از تو، بازاری در قصیده ای با عنوان "چشم تو" می گوید: تا به جائی رسید شور جنون که بر افتاد پرده پندار دوست دیدم همه به صورت دوست یار دیدم همه به صورت یار خانه او زِ هر که جستم گفت لیسَ فی الدار، غیرهُ دَیّار فراسوی نیک وبد: مقام عرفان رفتن به فراسوی نیک و بد و رضا دادن به خیر و شر و بلکه جز خیر و خوبی ندیدن در عالم و آدم است: ای آن که ز عشق تو مرا نیست قرار زین بیش به دست غصه خاطر مسپار بر هر بد و نیک پرتو انداز چو مهر بر ناخوش و خوش گذر تو چون باد بهار و اساسا فراتر رفتن از همه تقابل های اعتباری و خود ساخته و به خصوص دو قطبی کفر و دین و شیرینی و تلخی و بدی و خوبی و غم و شادی است: بکش باده، تلخ و شیرین بخند فنا گرد و بر کفر و بر دین بخند نه سودای کفر و نه پروای دین نه ذوقی به آن و نه شوقی به این(ساقی نامه) خراب عشق آباد ی ندارد بد و نیک و غم و شادی ندارد این تضادها و دوقطبی ها ساختة وهم و پندار ند: نگویم صورتم را بخش معنی مرا از صورت و معنی به در کن ز پیش این پرده پندار بردار زمین و آسمان زیر و زبر کن زبان رضی می توان گفت که پایه و مایة رضی در مثنوی هایش بلندتر از غزل هاو قصیده ها و حتی رباعی هایش است و اشتهار و اعتبار رضی در مرتبة نخست مدیون مثنوی هایش و خاصه ساقی نامه اوست. روانی، بی تکلفی و سادگی، آسان فهم بودن و برکناری از تعقیدات کلامی و پیچش های کلامی، مشخصة بارز شعر رضی است و این در زمانه ای است که با پیدایش سبک هندی، مضمون سازی ها و بازی های واژگانی در اوج خود بوده است.  یکی از زیبایی های زبان رضی استفادة دوگانه از یک واژة یگانه در یک بیت است. مثلا تکرار واژة "استوار" و "روزگار" و "به سر" که در ابیات زیر خوش نشسته است: ما به عهدت استوار استاده‌ایم گر چه عهد تو نباشد استوار   یا مرا یک روزگاری دست ده یا که دست از روزگار من بدار یا: مگو پیمان و عهدم استوار است که در پیمــــان شکستن استواری غمت چندان که با ما سازگار است تو صد چنـدان به ما نــاسازگاری   دیگر به سر رضی نمیاید ای عمر چرا به سر نمی آئی   البته رضی مانند بسیاری از شاعران دیگر از تنگناهای زبانی می نالد: وصف دهانش رضی چه حد بیان است ختم کن این قصه را که قافیه تنگ است اما و صد اما از فیض مکنونات پر سوز قلبی و صمیمیت زبانش، قول و غزل های زیبایی بر زبانش رفته و خود این نکته را خوب می دانسته: حرف ما گوش نمی کرد چه گفتیم رضی کو همه گوش شد و من همه گفتار شدم؟  چنان که در قصیده ای که در مدح امام علی(ع) سروده،از عشق مولا نطقش باز می شود و می گوید: مگر که بر لب من شهد ناب کرده گذر مگر که در دل من آفتاب کرده گذار زبان چو برگ گلم باز عنبر آگین است زبان ز بوی خوشم گشته نافه تاتار مگر ز شاه نجف سر زد از دلم حرفی مگر گذشت حدیثی ز حیدر کرار   منابع: آرتیمانی، رضی الدین،دیوان اشعار، به کوشش محمد علی امامی.1346.تهران، نشر خیام، چاپ اول آشوری ، داريوش ، 1388، عرفان و رندی ، نشر مرکز ، تهران ، چاپ هشتم پورنامداريان، تقی ، 1388، گمشدة لب دريا ، انتشارات سخن ، تهران ،چاپ سوم تذكره میخانه، تصحیح احمد گلچین معانی، تهران انتشارات اقبال، چاپ سوم عطار نیشابوری ،شیخ فرید الدین ،تذکرة الاولیاء، به کوشش دکتر محمد استعلامی،انتشارات زوار ،1383،چاپ چهاردهم غزالی طوسی، ابوحامد امام محمد. کیمیای سعادت، به کوشش حسین خدیو جم. شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.1382، چاپ دهم    غنی ، قاسم / قزوينی ، محمد ، 1386، ديوان حافظ ، انتشارات سفير صبح ، تهران ، چاپ سوم   مروتي، محمد امين ، مقدمه‌اي بر شناخت مولانا،1383 ،تهران،نشر راه مانا، چاپ اول مروتي، محمد امين ، سیری تحلیلی در تاریخ تصوف،در دست انتشار معين ، محمد ، 1380، فرهنگ معين ، انتشارات اميرکبير ، تهران ، چاپ هجدهم

0eom_نمای_دور_از_کوههای_برف_گرفته_آرتیمان_که_از_سلسله_جبال_الوند_است.jpg

7g4g_011212111434.jpg

0m0n_advddy9v9rgc2c8yl6n.jpg

4xbe_img_20170118_132449.jpg

birj_img_20161223_161457.jpg

glvq_img_20161223_172534.jpg

h4z5_dsc_0623.jpg

خانه سید ذبیح الله میرمعینی

mof7_011212105923.jpg

ccf_011212112052.jpg

ham1_011212111453.jpg

ux4q_011212111434.jpg

 معرفی 17 شیرزن پر افتخار ایران باستان

شیرزنان ایران باستان

……………………………………………………………………

یوتاب

 یوتاب : سردار زن ایرانی که خواهر آریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده است . وی درنبرد با اسکندر گجستک همراه آریوبرزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست . ولی یک ایرانی راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگری به ایران هجوم آورد . از او به عنوان شاه آتروپاتان ( آذربایجان ) در سالهای ٢٠ قبل از میلاد تا ٢٠ پس از میلاد نیز یادشده است . با اینهمه هم آریوبرزن و هم یوتاب در راه وطن کشته شدند و نامی جاوید از خود برجای گذاشتند .

آرتمیز

آرتمیز : نخسیتن و تنها زن دریاسالار جهان تا به امروز . او به سال ۴٨٠ پیش از میلاد به مقام دریاسالاری ارتش شاهنشاهی خشیارشا رسید و در نبرد ایران و یونان ارتش شاهنشاهی ایران را از مرزهای دریایی هدایت می کرد . تاریخ نویسان یونان او را در زیبایی – برجستگی و متانت سرآمد همه زنان آن روزگار نامیده اند.آرتمیس نیز درست میباشد .

به درخواست بازدید کنندگان منابع  برای تمام این 17 شیرزن ایرانی اضافه شد

ادامه در ادامه نوشتار

 

اتوسا

 آتوسا : ملکه بیش از ٢٨ کشور آسیایی در زمان امپراتوری داریوش. هرودوت پدر تاریخ از وی به نام شهبانوی داریوش بزرگ یاد کرده است و آتوسا را چندین بار در لشگرکشی ها داریوش یاور فکری و روحی داریوش دانسته است . چند نبرد و لشگر کشی مهم تاریخی ایران به گفته هرودوت به فرمان ملکه آتوسا صورت گرفته است .

آرتادخت

آرتادخت : وزیر خزانه داری و امور مالی دولت ایران در زمان شاهنشاهی اردوان چهارم اشکانی . به گفته کتاب اشکانیان اثر دیاکونوف روسی خاور شناس بزرگ او مالیات ها را سامان بخشید و در اداره امور مالی خطایی مرتکب نشد و اقتصاد امپراتوری پارتیان را رونق بخشید

 

آزرمی دخت : شاهنشاه زن ایرانی در سال ۶٣١ میلادی . او دختر خسرو پرویز بود که پس از” گشتاسب بنده” بر چندین کشور آسیایی پادشاهی کرد . آذرمیدخت سی و دومین پادشاه ساسانی بود . واژه این نام به چم ( معنی) پیر نشدنی و همیشه جوان است

آذرآناهید : ملکه ملکه های امپراتوری ایران در زمان شاهنشاهی شاپور یکم بنیانگذار سلسله ساسانی . نام این ملکه بزرگ و اقدامات دولتی او در قلمرو ایران در کتیبه های کعبه زرتشت در استان فارس بارها آمده است و او را ستایش کرده است . ( ٢۵٢ ساسانیان )

پرین : بانوی دانشمند ایرانی . او دختر کیقباد بود که در سال ٩٢۴ یزدگردی هزاران برگ از نسخه های اوستا را به زبان پهلوی برای آیندگان از گوشه و کنار ممالک آریایی گردآوری نمود و یکبار کامل آنرا نوشت و نامش در تاریخ ایران زمین برای همیشه ثبت گردیده است . از او چند کتاب دیگر گزارش شده است که به احتمال زیاد در آتش سوزی های سپاه اسلام از میان رفته است .

زربانو : سردار جنگجوی ایرانی . دختر رستم و خواهر بانو گشسب . او در سوار کاری زبده بوده است که در نبردها دلاوری ها بسیاری از خود نشان داده است . تاریخ نام او را جنگجویی که آزاد کننده زال – آذربرزین و تخوار از زندان بوده است ثبت کرده .

فرخ رو : نام او به عنوان نخستین بانوی وزیر در تاریخ ایران ثبت شده است وی از طبقه عام کشوری به مقام وزیری امپراتوری ایران رسید

کاساندان : پس از شاهنشاه ایران او نخسین شخصیت قدرتمند کشور ایران بوده است . کاساندان تحت نام ملکه٢٨ کشور آسیایی در کنار همسرش کورش بزرگ حکمرانی میکرده است . مورخین یونانی ( گزنفون ) از ویبا نیکی و بزرگ منشی یاد کرده است .

گردآفرید : یکی دیگر از پهلونان سرزمین ایران . تاریخ از او به عنوان دختر گژدهم یاد میکند که بالباسی مردانه با سهراب زور آزمایی کرد . فردوسی بزرگ از او به نام زنی جنگجو و دلیر از سرزمین پاکان یادمیکند

آریاتس : یکی از سرداران مبارز هخامنشی ایران در سالهای پیش از میلاد . مورخین یونانی در چند جا نامی کوتاه از وی به میان آورده اند

گردیه : بانوی جنگجوی ایرانی . او خواهر بهرام چوبینه بود . فردوسی بزرگ از او به عنوان هسمرخسروپرویز یاد کرده که در چند نبردها در کنار شاهنشاه قرار داشته است و دلاوری بسیاری از خود نشان دادهاست . ( ساسانی ٣۴٨ + شاهنامه فردوسی )٢٧۴

هلاله : پادشاه زن ایرانی که به گفته کتاب دینی و تاریخی بندهش ( ٣٩١ یشتها ۱+۲۷۴ یشتها ۲)کیانیان بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست . از او به عنوان هفتمین پادشاه کیانی یاد شده است که نامش را “همایچهر آزاد” ( همای وهمون ) نیز گفته اند . او مادر داراب بود و پس از “وهومن سپندداتان” بر تخت شاهنشاهیایران نشست . وی با زیبایی تمام سی سال پادشاه ایران بود و هیچ گزارشی مبنی بر بدکردار بودن وی و ثبتقوانین اشتباه و ظالمانه از وی به ثبت نرسیده است

پوران دخت : شاهنشاه ایران در زمان ساسانی . وی زنی بود که بر بیش از ١٠ کشور آسیایی پادشاهی میکرد .او پس از اردشیر شیرویه به عنوان بیست و پنجمین پادشاه ساسانی بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست و فرامانروایی نمود

شیرین : شاهزاده ارمنی . ارمنستان یکی از شهرهای کوچک ایران بود و شاه ارمنستان زیرا نظر شاهنشاه ایران . خسرو پرویز و شیرن حماسه ای از خود ساختند که همیشه در تاریخ ماندگار ماند . شیرین از خسرو ۴ فرزند به نامهای نستور – شهریار – فرود و مردانشه بدنیا آورد که هر چهار فرزند وی در زندان کشته شدند .

پس او سر بر بالین ( جسد بی جان ) خسرو نهاند و با خوردن زهری عشق اش به خسرو را جاودانه ساخت و هردو جان باختند .

بانو گشنسب : دختر دیگر رستم – خواهر زربانوی دلیر . نام بانو گشسب جنگجو در برزونامه و بهمن نامه بسیار آمده است . یکی از مشهورترین حکایت های او نبرد سه گانه فرامرز – رستم و بانوگشسب است . او منظومه ای نیز به نام خود دارد که هم اکنون نسخه ای از آن در کتابخانه ملی پاریس و در کتابخانه ملی بریتانیاموجود است

منابع این نوشتار:

یوتاب : منبع :دانش نامه آزاد ویکی پدیا….اینجا کلیک کنید

آدميرال آرتميز، منبع : دكتر مير حسن عاطفي

آتوسا ، منبع: دانش نامه آزاد ویکی پدیا….اینجا کلیک کنید

آرتادخت ، منبع: دانش نامه آزاد ویکی پدیا….اینجا کلیک کنید

آزرمی دخت ، منبع: دانش نامه آزاد ویکی پدیا….اینجا کلیک کنید

آذرآناهید ، منبع: دانش نامه آزاد ویکی پدیا….اینجا کلیک کنید

پرین ، منبع : ک ایران پیش از اسلام

زربانو ، منبع ، ک ایران پیش از اسلام

فرخ رو ، منبع ک ایران پیش از اسلام

کاساندان ، منبع: گزنوف

گردآفرید ، منبع : دانش نامه آزاد ویکی پدیا….اینجا کلیک کنید

آریاتس ، منبع : گزنوف(منابع یونانی)

گردیه: منابع :شاهنامه + ک  تاریخ ساسانس

هلاله ، منابع : تاریخی بندهش ( ٣٩١ یشتها ۱+۲۷۴ یشتها ۲)

پوران دخت ، منابع : دانش نامه آزاد ویکی پدیا….اینجا کلیک کنید

شیرین ، منبع : موزه بریتانیا

بانو گشنسب، منابع :کتابخانه ملی پاریس و در کتابخانه ملی بریتانیا

 معرفی 17 شیرزن پر افتخار ایران باستان

شیرزنان ایران باستان

……………………………………………………………………

یوتاب

 یوتاب : سردار زن ایرانی که خواهر آریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده است . وی درنبرد با اسکندر گجستک همراه آریوبرزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست . ولی یک ایرانی راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگری به ایران هجوم آورد . از او به عنوان شاه آتروپاتان ( آذربایجان ) در سالهای ٢٠ قبل از میلاد تا ٢٠ پس از میلاد نیز یادشده است . با اینهمه هم آریوبرزن و هم یوتاب در راه وطن کشته شدند و نامی جاوید از خود برجای گذاشتند .

آرتمیز

آرتمیز : نخسیتن و تنها زن دریاسالار جهان تا به امروز . او به سال ۴٨٠ پیش از میلاد به مقام دریاسالاری ارتش شاهنشاهی خشیارشا رسید و در نبرد ایران و یونان ارتش شاهنشاهی ایران را از مرزهای دریایی هدایت می کرد . تاریخ نویسان یونان او را در زیبایی – برجستگی و متانت سرآمد همه زنان آن روزگار نامیده اند.آرتمیس نیز درست میباشد .

به درخواست بازدید کنندگان منابع  برای تمام این 17 شیرزن ایرانی اضافه شد

ادامه در ادامه نوشتار

 

اتوسا

 آتوسا : ملکه بیش از ٢٨ کشور آسیایی در زمان امپراتوری داریوش. هرودوت پدر تاریخ از وی به نام شهبانوی داریوش بزرگ یاد کرده است و آتوسا را چندین بار در لشگرکشی ها داریوش یاور فکری و روحی داریوش دانسته است . چند نبرد و لشگر کشی مهم تاریخی ایران به گفته هرودوت به فرمان ملکه آتوسا صورت گرفته است .

آرتادخت

آرتادخت : وزیر خزانه داری و امور مالی دولت ایران در زمان شاهنشاهی اردوان چهارم اشکانی . به گفته کتاب اشکانیان اثر دیاکونوف روسی خاور شناس بزرگ او مالیات ها را سامان بخشید و در اداره امور مالی خطایی مرتکب نشد و اقتصاد امپراتوری پارتیان را رونق بخشید

 

آزرمی دخت : شاهنشاه زن ایرانی در سال ۶٣١ میلادی . او دختر خسرو پرویز بود که پس از” گشتاسب بنده” بر چندین کشور آسیایی پادشاهی کرد . آذرمیدخت سی و دومین پادشاه ساسانی بود . واژه این نام به چم ( معنی) پیر نشدنی و همیشه جوان است

آذرآناهید : ملکه ملکه های امپراتوری ایران در زمان شاهنشاهی شاپور یکم بنیانگذار سلسله ساسانی . نام این ملکه بزرگ و اقدامات دولتی او در قلمرو ایران در کتیبه های کعبه زرتشت در استان فارس بارها آمده است و او را ستایش کرده است . ( ٢۵٢ ساسانیان )

پرین : بانوی دانشمند ایرانی . او دختر کیقباد بود که در سال ٩٢۴ یزدگردی هزاران برگ از نسخه های اوستا را به زبان پهلوی برای آیندگان از گوشه و کنار ممالک آریایی گردآوری نمود و یکبار کامل آنرا نوشت و نامش در تاریخ ایران زمین برای همیشه ثبت گردیده است . از او چند کتاب دیگر گزارش شده است که به احتمال زیاد در آتش سوزی های سپاه اسلام از میان رفته است .

زربانو : سردار جنگجوی ایرانی . دختر رستم و خواهر بانو گشسب . او در سوار کاری زبده بوده است که در نبردها دلاوری ها بسیاری از خود نشان داده است . تاریخ نام او را جنگجویی که آزاد کننده زال – آذربرزین و تخوار از زندان بوده است ثبت کرده .

فرخ رو : نام او به عنوان نخستین بانوی وزیر در تاریخ ایران ثبت شده است وی از طبقه عام کشوری به مقام وزیری امپراتوری ایران رسید

کاساندان : پس از شاهنشاه ایران او نخسین شخصیت قدرتمند کشور ایران بوده است . کاساندان تحت نام ملکه٢٨ کشور آسیایی در کنار همسرش کورش بزرگ حکمرانی میکرده است . مورخین یونانی ( گزنفون ) از ویبا نیکی و بزرگ منشی یاد کرده است .

گردآفرید : یکی دیگر از پهلونان سرزمین ایران . تاریخ از او به عنوان دختر گژدهم یاد میکند که بالباسی مردانه با سهراب زور آزمایی کرد . فردوسی بزرگ از او به نام زنی جنگجو و دلیر از سرزمین پاکان یادمیکند

آریاتس : یکی از سرداران مبارز هخامنشی ایران در سالهای پیش از میلاد . مورخین یونانی در چند جا نامی کوتاه از وی به میان آورده اند

گردیه : بانوی جنگجوی ایرانی . او خواهر بهرام چوبینه بود . فردوسی بزرگ از او به عنوان هسمرخسروپرویز یاد کرده که در چند نبردها در کنار شاهنشاه قرار داشته است و دلاوری بسیاری از خود نشان دادهاست . ( ساسانی ٣۴٨ + شاهنامه فردوسی )٢٧۴

هلاله : پادشاه زن ایرانی که به گفته کتاب دینی و تاریخی بندهش ( ٣٩١ یشتها ۱+۲۷۴ یشتها ۲)کیانیان بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست . از او به عنوان هفتمین پادشاه کیانی یاد شده است که نامش را “همایچهر آزاد” ( همای وهمون ) نیز گفته اند . او مادر داراب بود و پس از “وهومن سپندداتان” بر تخت شاهنشاهیایران نشست . وی با زیبایی تمام سی سال پادشاه ایران بود و هیچ گزارشی مبنی بر بدکردار بودن وی و ثبتقوانین اشتباه و ظالمانه از وی به ثبت نرسیده است

پوران دخت : شاهنشاه ایران در زمان ساسانی . وی زنی بود که بر بیش از ١٠ کشور آسیایی پادشاهی میکرد .او پس از اردشیر شیرویه به عنوان بیست و پنجمین پادشاه ساسانی بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست و فرامانروایی نمود

شیرین : شاهزاده ارمنی . ارمنستان یکی از شهرهای کوچک ایران بود و شاه ارمنستان زیرا نظر شاهنشاه ایران . خسرو پرویز و شیرن حماسه ای از خود ساختند که همیشه در تاریخ ماندگار ماند . شیرین از خسرو ۴ فرزند به نامهای نستور – شهریار – فرود و مردانشه بدنیا آورد که هر چهار فرزند وی در زندان کشته شدند .

پس او سر بر بالین ( جسد بی جان ) خسرو نهاند و با خوردن زهری عشق اش به خسرو را جاودانه ساخت و هردو جان باختند .

بانو گشنسب : دختر دیگر رستم – خواهر زربانوی دلیر . نام بانو گشسب جنگجو در برزونامه و بهمن نامه بسیار آمده است . یکی از مشهورترین حکایت های او نبرد سه گانه فرامرز – رستم و بانوگشسب است . او منظومه ای نیز به نام خود دارد که هم اکنون نسخه ای از آن در کتابخانه ملی پاریس و در کتابخانه ملی بریتانیاموجود است

منابع این نوشتار:

یوتاب : منبع :دانش نامه آزاد ویکی پدیا….اینجا کلیک کنید

آدميرال آرتميز، منبع : دكتر مير حسن عاطفي

آتوسا ، منبع: دانش نامه آزاد ویکی پدیا….اینجا کلیک کنید

آرتادخت ، منبع: دانش نامه آزاد ویکی پدیا….اینجا کلیک کنید

آزرمی دخت ، منبع: دانش نامه آزاد ویکی پدیا….اینجا کلیک کنید

آذرآناهید ، منبع: دانش نامه آزاد ویکی پدیا….اینجا کلیک کنید

پرین ، منبع : ک ایران پیش از اسلام

زربانو ، منبع ، ک ایران پیش از اسلام

فرخ رو ، منبع ک ایران پیش از اسلام

کاساندان ، منبع: گزنوف

گردآفرید ، منبع : دانش نامه آزاد ویکی پدیا….اینجا کلیک کنید

آریاتس ، منبع : گزنوف(منابع یونانی)

گردیه: منابع :شاهنامه + ک  تاریخ ساسانس

هلاله ، منابع : تاریخی بندهش ( ٣٩١ یشتها ۱+۲۷۴ یشتها ۲)

پوران دخت ، منابع : دانش نامه آزاد ویکی پدیا….اینجا کلیک کنید

شیرین ، منبع : موزه بریتانیا

بانو گشنسب، منابع :کتابخانه ملی پاریس و در کتابخانه ملی بریتانیا

f67677_011212115344.jpg

z1911_011212115309.jpg

v313761_011212110516.jpg

y93712_IMG_20161223_161447.jpg

b643141_IMG_20161223_161449.jpg