ـ آیا میدانید : ۲۹ اکتبر روز جهانی کوروش کبیر است و این روز فقط در تقویم ایران نیست؟

ـ آیا میدانید : چند سال دیگر ، با نابودی کامل تخت جمشید باید سپاسگذار کشورهایی چون فرانسه باشیم که چندی از تخت جمشید را در موزه های خود حفظ کردند.

 

ـ آیا میدانید: اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت ۴۰سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد.

ـ آیا میدانید : کمبوجیه فرزند کورش بدلیل کشته شدن ۱۲ ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با ۲۵۰ هزار سرباز ایرانی در روز ۴۲ از آغاز بهار ۵۲۵ قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد. او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود.

ـ آیا میدانید : داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار ۵۲۰ قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر نهاد و برای همین مناسبت ۲ نوع سکه طرح دار با نام داریک ( طلا ) و سیکو ( نقره) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد

ادامه نوشته

پانته‌آ در لغت‌نامه دهخدا به صورت پان‌ته‌آ نوشته شده‌است. پانته‌آ بانوی زیبایی از اهل شوش بود و به اسارت کوروش کبیر در آمد و بعد از ماجراهایی کوروش او را به شوهرش آبراداتس رساند و آبراداتاس هم در راه کوروش جان سپرد. کوروش آرامگاهی برای این زوج ـ پانته‌آ و آبراداتاس ـ بنا نهاد که گفته می‌شود بقایای آن هنوز در عراق بر پا می‌باشد.

 


داستان 
پانته‌آ وقتی به اسارت کورش بزرگ در آمد میان افسران و سرداران او غوغایی برپا شد که این غنیمت جنگی بسیار زیبا به چه کسی برسد. سر انجام برای دوری از اختلافات بینشان آن را متعلّق به کورش دانستند کورش به دلیل اخلاق بسیار خوب وقتی فهمید وی شوهر دارد او را فراخواند و تا زمان رسیدن شوهرش یکی از افسران خود را نگهبان وی کرد.
پانته آ که اخلاق کورش کبیر را نمی‌دانست تصمیم به گمراه سازی آن افسر برای فرار خویش شد و به او گفت آراسپ من به تو علاقه دارم و آن طوفانی بود برای آراسپ (نام همان فرمانده) و وی گمراه گشت و قصد استفاده و تجاوز به پانته‌آ را کرد. ولی کورش به موقع خیمه  پانته‌آ رسیده و او را از دست آراسپ نجات داد.
وقتی پانته‌آ کرامت کورش را دید خود را مدیون وی می‌دانست و به شوهرش آبراداتاس ماجرا را گفت. آبراداتاس نیز خود را مدیون کورش می‌دانست و برای وی ارابه‌های جنگی ساخت که از عوامل مهم برد کورش در جنگ با لیدیان شورشی و همچنین شکست دادن حکومت بابل گشت.
آبراداتاس در جنگ لیدی با شهامت جنگید و برای کورش و پارسیان شهید گشت. همسرش پانته‌آ نیز، به خاطر علاقهٔ وافر و عشق توصیف ناپذیرش بر بالین وی خودکشی نمود.
آرامگاه آنان را به دستور کورش بسیار باشکوه ساختند. اکنون بقایایی از آن هنوز موجود است

کوروش در هنگام فتح بابل برای سپاهیان و نزدیکان نکاتی را بدین گونه یادآور شد: دوستان همیشه باید خدا را شکرگذار بود چون عطایای او بیش از اندازه است. ولی باید غنایم را مال خود بدانیم و از همه چیز پاسداری کنیم و بیهوده آنها را از بین نبریم اگر مقداری از آن را به مغلوبان اهدا کنیم کمال انسانیت است. در هر حال چون به مال و منان رسیدید نباید طریق عیش و عشرت را در پیش بگیرید و تنبلی و کاهنی کنید چون در این صورت پس از چندی به حال همین شکست خوردگان خواهید افتاد و انسان های بیهوده خواهید شد. کار را پست نشمارید و اوقات خود را به بطالت مگذرانید. سستی را از خود دور کنید و از نیروی خود به بهترین وجه استفاده کنید و آن را با بیکاری هدر ندهید چون بیکاری سبب انحطاط اخلاقی میشود. دوستان من همیشه پرهیزگار و باتقوا باشید و این را در عمل نشان دهید. تقوای شما بایستی بیشتر از ملت شکست خورده باشد. احساس گرسنگی و تشنگی و سرما و گرما و خستگی و خواب در همه یکسان است ولی می توان از نظر اخلاقی برتر از سایرین بود و این هم نشانه ی انسانیت است. باید حزم و احتیاط  و مراقبت دائمی باشد تا از گزند در امان بمانیم.

 

کوروش انسانی کم نظیر بود. این مرد برجسته در جوانمردی، گذشت، فداکاری، نجابت، عیب پوشی، عدالت، از خود گذشتگی، رافت و مهربانی، رقت قلب، مردانگی، شجاعت، خلق خوش و جمیع صفات پسندیده سرآمد همه بوده است پادشاهی عادل که همیشه در فکر رعیت و آسایش او بود و در هر موردی اگر اجحافی می دید سخت واکنش نشان می داد. بر حسب عقیده و نظر صاحب نظران زمان خود و حتی دشمنان پادشاهی نمونه بود. در هنگام غذا تعداد زیادی از نزدیکان با او غذا می خوردند و تنها غذا خوردن را دوست نداشت. اغلب مقداری غذا برای نگهبانان می فرستاد و از این راه محبت آنان را جلب می کرد. لباسش مادی بود و عقیدهاش این بود که لباس تمام بدن را میپوشاند. در تمام زندگانی این پادشاه فقط یک زن داشت و پس از فوت، زن دیگری را اختیار نکرد. در عین حال او شخصیتی با تدبیر بود، بطوری که پادشاه توانست شالوده ی امپراطوری بزرگی را بنیان نهد که از مدیترانه تا رود سند و از روسیه تا خلیج فارس وسعت داشت و این سرزمین وسیع را به بهترین وجهی اداره میکرد.

همانطور که می دانید منابع ایرانی و هخامنشی در مورد مرگ کوروش هیچ شرحی را روایت نکرده اند(تا انجا که من دیدم)،اما مورخان بزرگ یونانی همچون «هرودوت»، «گزنفون»، «کتزیاس» و … هر کدام مردن کوروش را به گونه ای متفاوت روایت کرده اند.ما در اینجا نظریه های «هرودوت»،«بروسوس» و «کتزیاس»،«دیودوروس» و «گزنفون» را مورد بررسی قرار می دهیم.

 

 

هرودوت می نویسد، چگونگی درگذشت کوروش را که در لشکرکشی به سرزمین «ماساگت ها» یا همان «سکایی ها» به وقوع پیوسته است را به چند گونه بازگفته اند و او به نقل روایتی که بیش از سایر روایات به نظرش درست می رسد می پردازد.

بنا بر نوشته ی هرودوت در آن زمان شهبانویی به نام «تومیریس» بر قبایل ماساگت ها فرمانروایی می کرده است که بیوه ی سابق پادشاه این سرزمین بوده است. کوروش به منظور این که بدون جنگ و خونریزی بر سرزمین ماساگت ها دست یابد، از وی درخواست همسری کرد اما «تومیریس» فهمید که طالب خود او نیست بلکه قصد دارد سرزمین های او را تصرف کند و از این رو درخواست کوروش را نپذیرفت. پس از آن کوروش تصمیم گرفت به سرزمین های تومیریس که در خاور دریای خزر قرار داشت لشکرکشی کند.

ادامه نوشته

کوروش در طول زندگی خود فقط یک زن اختیار کرد و ان زن کاساندان نام داشت دختر فرناسپه از شاهدختان خاندان هخامنشی . کاساندان قبل از کوروش درگذشت و بعد از او کوروش در اندوهی فراوان ماند و برای همیشه و به احترام همسرش تنهایی را برگزید.

 

کوروش بزرگ افتخار همیشگی ایران ابر مرد تاریخ جهان تنها با یک زن ازدواج نمود.

نوشته های تاریخی نشان می دهد که کوروش نه تنها در امور سپاهگری دارای نبوغ نظامی و در جهانگشایی و کشور داری بسیار انسان دوست و نوع پرور بوده و در امور خانوادگی نیز یکی از وفادارترین مردان روزگار بوده است.

مصریان به منظور این که شکست خود را از ایرانیان به نحوی جبران کنند شهرت دادند که کوروش دختر آمازیس فرعون مصر را برای ازدواج خواستگاری کرده است اما فرعون مصر بجای آمازیس دختر زیباروی اپرس فرعون سابق مصر به نام نی یتیس را که خود او برانداخته بود برای کوروش فرستاد و کمبوجیه از نی یتیس متولد شده است .

اما داستان مذکور را مصریان برای دلخوشی خود جعل کرده بودند تا از شدت خفتی که بر اثر شکست بوسیله ایرانیان تحمل کردند کاسته باشند . زیرا اولا همه می دانستند که ولیعهد ایرانی باید پارسی و از خاندان سلطنتی باشد و ثانیا همه آگاه بودند که مادر کمبوجیه کاساندان هخامنشی بوده است.

کاساندان ملکه ایران (ملکه جهان) ۵ فرزند با نام های کمبوجیه ،بردیا ،آتوسا ،رکسانا و ارتیستونهداشت.هنگام مرگ کاساندان در بابل ۶ روز عزای عمومی اعلام شد.کاساندان در ۶ نوامبر ۵۳۹ پیش از میلاد فوت کرد.

آتوسا ، دختر کوروش بزرگ بزرگترین ومحبوب ترین امپراتورتاریخ است آتوسا در لغت به معنای خوش اندام است. همچنین به معنای قدرت و توانمندی نیز میباشد.او دختر زیبا، دلفریب و فوق العاده ای کوروش بزرگ بود.
پس از سرنگونی بردیای دروغین بدست داریوش بزرگ و هفت نفر از جوانان نجبای پارسی و بر تخت نشینی داریوش یکم ، آتوسا همسر داریوش بزرگ شد . ازدواج با آتوسا که از سلاله هخامنشی بود حکومت داریوش بزرگ را قانونی جلوه می داد واز آنجا که آتوسا با هوش، با فرهنگ ، با قدرت و تفکر سیاسی بود در موقع لزوم کمک خوبی برای داریوش شاه به حساب می آمد.
پس از آن آتوسا ” خشایارشاه ” را به دنیا آورد.آتوسا ملکه ی بیش از ۲۸ کشور آسیایی در زمان امپراطوری داریوش بزرگ بود و از وی به نام ” شهبانوی داریوش بزرگ ” یاد کرده است .

آتوسا شهبانوی ایران ، خواندن و نوشتن را به خوبی می دانست و نقش تصمیم گیرنده در آموزش خود و دیگر درباریان داشت.همچنین زندگی سیاسی آتوسای هخامنشی باهیچ زن دیگری از هم دوره های او با او برابری نمی کند.

ادامه نوشته


تولد انسان روشن شدن کبریتی است

و

 مرگش خاموشی آن!

بنگر در این فاصله چه کردی؟!!

گرما بخشیدی...؟!

یا

   سوزاندی..


پس از بررسی اولین پادشاه ماد نوبت به فروتیش دومین پادشاه ماد میرسد.


 هرودوت، بنابر شنیده هایی که از ایرانیان اناتولی داشته، نوشته که دیائوکو 53 سال سلطنت کرد و پس از او پسرش فرورتیش به سلطنت ماد رسید و افزوده که فرورتیش دست به کار به اطاعت کشاندن مردم اسیا شد و قومی پس قومی را به اطاعت خویش کشاند، آنگاه به اشور لشکر کشید، همان اشوریانی که مرکزشان نینوا بود و پیشترها سروران اسیا بودند ولی اینک تنها مانده بودند زیرا متحدانشان از ایشان بریده بودند، ولی با این حال هنوز وضعیت درخشانی داشتند و افزوده که فرورتیش پس از ان که 22 سال سلطنت کرد به اشور لشکر کشید، ولی در لشکرکشی به اشور کشته شد و بیشتر سپاهیانش با او به کشتن رفتند. پس از او پسرش هوخشتر به سلطنت رسید.

اسناد اشوری کلیه وقایع مرتبط به کشور اشور را ضبط کرده اند و به ما رسیده است. در اسنادشان که مربوط به اندکی پس از تبعید دیائوکو است از یکی از امیران ماد با تلفظ اشوری«اواکساتر» نام برده شده است که تلفظ درستش هوخشتر است. شاید این هوخشتر پدر فرورتیش بوده است. درباره این هوخشتر جز این هیچ نمی دانیم که جز این که نواده فرورتیش که در اینده شاهنشاه ایران شد همین لقب را بر خود داشته است. اتخاذ چنین لقبی توسط هوخشتر نمی تواند که بی ارتباط با ان هوخشتر مذکور در اسناد دیگر اشوری بوده باشد که بالاتر به او اشاره کردیم. لذا تصور این که جانشین بلافصل دیائوکو امیری با لقب هوخشتر بوده است درست تر است. اگر این را بپذیریم، فرورتیش نه جانشین دیائوکو که جانشین هوخشتر اول بوده است. شناختن هوخشتر اول منوط به یافته های کاوش های بستانی شناسی است که در اینده انجام شود. گرچه درباره این شخصیت مهم تاریخی اواخر سده هشتم پ م که یکی از شاهان جنوب اذربایجان کنونی یا منطقه همدان بوده است چیزی نمی دانیم ولی موضوع مهمی که در ارتباط با نام او برای ما جلب توجه می کند حضور عناصر فرهنگی دین مزدایسن(زرتشتی) در این زمان در میان قبایل ماد است و می تواند به ما کمک کند که چگونگی گسترش ائین زرتشت در میان قبایل ایرانی غرب فلات را پی گیری کنیم.

هرودوت نوشته که فرورتیش در جنگ با اشوریان کشته شد. ولی در اسناد اشوری از شکست یافتن و کشته شدن فرورتیش در جنگ با اشوریان خبری نیست و سلطه او بر پارس که هرودوت به ان اشاره کرده است نیز با رخدادهای تاریخی ان زمان همخوانی ندارد؛ زیرا پارس – به طور حتم – در اواخر سده هفتم پ م به اطاعت ماد در امد و ان پس از تشکیل پادشاهی ماد بود. پیش از ان و در زمان فرورتیش قبایل پارس هم پیمان خوزیه( عیلام) بودند و دامنه نفوذ ماد نیز هنوز به سمت جنوب گسترش نیافته بود. پس از ورافتادن دولت خوزیه نیز شاهان پارس در پارس و خوزستان به استقلال سلطنت می کردند. هرودوت در اینجا رخدادهای تاریخی را با یکدیگر در امیخته است. ولی به نظر می رسد که روایت کشته شدن فرورتیش در یکی از جنگها درست باشد و چون مسلما در لشکرکشی های شاهان اشور کشته نشده بوده، زیرا در اسناد اشوری چنین خبری به دست داده نشده است می توان احتمال داد که او در تلاش سلطه بر قبایل ناحیه غربی ماد و نزدیک مرزهای اشور در جنگ با امیران دست نشانده اشور که در دژهای کوهستان زاگروس مستقر بودند به کشتن رفته باشد. شاید هم او در جنگ با شاه مان نا که دست نشانده اشوریان بود کشته شده باشد؛ یعنی او به خواست برخی از سران استقلال طلب مان نا درصدد برکنار کردن شاه دست نشانده بر امده و شاه اشور سپاه امدادی برای شاه دست نشانده فرستاده و فرورتیش شکست یافته و کشته شده است. اگر چنین باشد روایتی که هرودوت شنیده بوده است درست در می اید که فرورتیش در جنگ با اشوریان کشته شد. یعنی راویان اهل ماد این گونه برای هرودوت بازگفته بوده اند.

اغاز سلطنت فرورتیش را به درستی نمی توان تعیین کرد. هرودوت بنا بر روایت ایرانیان نوشته که فرورتیش 22 سال سلطنت کرد. چون که او تا سال 678 زنده بوده، پس اغاز سلطنت فرورتیش بر اتحادیه نوین مادها حوالی سال 700(یعنی 14-15 سال پس از اسارت و تبعید دیائوکو) بوده است.( اگر روزی قرار باشد که یک تقویم ملی که در پیوند با حقیقت تاریخ ایران باشد برای ایران وضع شود اصولا باید سال تشکیل سلطنت ماد در ایران که 700 سال پیش از مسیح بوده را به عنوان سال اغاز تقویم تعیین کنند. در این تقویم ایرانی، سال 2011 مسیحی سال 2711 ایرانی خواهد شد.)آخرین لشکرکشی اشوریان به سرزمین ماد در سال 702 بوده که یک لشکرکشی موضعی و کم دامنه بود. اندکی پس از ان فرورتیش دست به کار تجدید بنای اتحادیه قبایل منطقه برای مقابله با لشکرکشی های اینده اشوریان شده است. ولی از ان پس دیگر هیچ گاه اشوریان به درون خاک ماد لشکر نکشیدند.

تلاش های فرورتیش از ان پس تا سال 678 مصروف جذب امیران ایرانی منطقه( یعنی کاوی ها) به اتحادیه بوده و شاید در یکی از این تلاش ها بود که کشته شد.

پس از او پسرش خشتریته جانشینش شد که نخستین پادشاه واقعی ایران است و کسی است که پادشاهی واقعی ماد را تشکیل داد

طبق روال وبلاگ باید به سراغ پادشاه بعد ماد میرفتیم ام قبل از آن خواستم اطلاعاتی درباره یکی از سمبل های ایران به نام فروهر بدهم.این مطلب را از وبلاگ دوست خودم شکیبا برداشتم.


وشی » واژه‌ای است اوستایی که در زبان پهلوی فروهر آمده است. البته این کلمه در گات‌ها نیامده ولی بسیاری از بخشهای اوستا دربرگیرنده مطالبی در رابطه با آن است.
نگاره‌ی فروهر نشان دوران هخامنشی است که صد البته پیش از این قوم بوجود آمده است. در حقیقت فروهر یکی از پنج جز بوجود آورنده آدمی است. در اوستا اینگونه آمده است که وجود آدم زنده از پنج جز ساخته شده است. ( تن، جان، روان، وجدان، فروهر ).
فروهر نماد یکی از نیروهای جهان هستی است که در آدمی نیز وجود دارد. این نیرو که سرچشمه‌اش اهورامزدا است، روشن کننده راه پیشرفت و نیروی پیش برنده و انگیزه دهنده است. نگاره فروهر در فرهنگ ایرانی، نشانه‌ی دو نماد میهنی و دینی می‌باشد.

Δ نماد میهنی : از دوران پادشاهی مادها و سپس شاهنشاهی هخامنشیان نگاره فروهر نشانه‌ی نماد میهنی بوده و آدمی را در پیکره و سیمای شاهین تیز چنگ و بلند پروازی نشان می‌دهد که آنرا نماد توانایی، سر بلندی و فر و شکوه می‌دانستند و پرچمهای خود را به نما و ی‌آراستند.

پیروان « اشو زرتشت » برای این نیروی مینوی که بن مایه آن جنبش و پیشرفت بسوی رسایی، فرامایگی و والایی است، هیچ پیکره‌ای را بهتر و شایسته تر از شاهین نیافتند و آنچه که در گذشته نشانه فر و شکوه و سربلندی بود و انگیزه ملی و میهنی داشت با اندک دگرگونی در سر و پای شاهین به سیمای کنونی در آوردند، تا هم بن مایه مینوی را نشان دهد و هم نمودار سر بلندی و سرفرازی ایرانیان باشد.

تصویر پیرمرد بال داری نمایانگر شکل فروهر است و دست کم به عنوان نشان واره ی ایین زرتشت به کار میرود.این شکل سابقه چندین هزار ساله داشته و نظایر ان در کتیبه های اقوام گوناگون وجود دارد ولی شکلی به صورت موجود در کتیبه های تخت جمشیدبالای سر پادشاهان دیده میشود.

پژوهشگران و خاورشناسان بسیاری درباره ی این شکل به پژوهش پرداخته اند و نظر های گوناگونی داده اند.در ابتدای پژوهش شماری از پژوهشگران این شکل را تصویری از اهورا مزدا خواندند.ولی چون به عقیده ی زرتشتیان اهورا مزدا بی تن و پیکر (ایوی تن و) است و هیچگاه یک زرتشتی شکلی برای اهورا مزدا قایل نیست.این نظر مورد مخالفت پارسیان هندوستان قرار گرفت.ان را رد کرده و به عنوان سمبل فروهر معرفی نمودند.و از قسمت های مختلف ان برای شناساندن بیشتر فروهر کمک گرفتند.

 

 

 

این کار (کمک گرفتن از اشکال) درباره ی شناساندن بسیاری از طرح ها و سازمان های مختلف صورت میگیرد یعنی به صورت شکلی هدف و مسولیت یک سازمان یا ... را مشخص مینماید.

در اینجا باید به روان دانشمند پارسی (رستم جی کاما) نخستین کسی که این شکل را به عنوان سمبل فروهر دانست درود فرستاد.چون با استفاده ی از یک تصویر باستانی وظیفه ی یکی از بزرگترین اجزای وجود انسان را برای همیشه نمایان نمود.

 

 

اجزای مختلف سمبل فروهر:

سر:

گفتیم که فروهر نیرویی است که شوند راهنمایی ما میگردد.و از سویی یاداور شدیم که برای فروهر شکلی در نظر گرفته اند.تا همیشه نقش و وظیفه ی ان یادمان باشد.ازین رو سر فروهر به گونه ی مردی سالخورده است.تا با دیدن این سر به یاد اوریم که فروهر مانند بزرگان و کهن سالان ما را راهنمایی میکند.

 

دست ها:

دست های فروهر به سوی بالاست.به خاطر انکه همیشه به اهورا مزدا توجه داشته باشیم.اشکار است که خداوند دارای جا و مکان ویژه ای نیست.ولی از انجا که اندیشه ی بشر نیروهایی که قدرتش از او بیشتر است در طبقه ی بالاتر از خود میداند.ازین رو این شکل اهورامزدا را در بالا نشان میدهد.

در دست فروهر حلقه ای وجود دارد که ان را نماد احترام به عهد و پیمان میدانند.

 

بال ها:

بال های فروهر باز است.چون با دیدن بال های باز ذهن انسان متوجه پرواز و پیشرفت شده و از دیدن این دو بال باز به یاد میاورد که فروهر او را به سوی پیشرفت و سربلندی راهنمایی مینماید.در ضمن هر بال خود دارای سه قسمت است که نشانه ی اندیشه نیک.گفتار نیک و کردار نیک است.از مشاهده ی این سه بخش اگاه میشویم که هر گونه پیشرفت و ترقی باید از راه درست یعنی به وسیله ی کردار و گفتار و پندار نیک انجام گیرد.

 

دایره ی میان شکل:

منظور از مشخص کردن این دایره در میان فروهر نشان دادن روزگار بی پایان است.به این معنی که هر کار و کرداری را که درین زندگی انجام گیرد را نتیجه ای دارد و اثرات ان باقی باقی خواهد ماند و در جهان دیگر روان از پاداش یا جزای ان برخوردار خواهد شد.

 

دامن:

دامه فروهر از سه قسمت ساخته شده که نماد اندیشه و گفتار و کردار بد است.از مشاهده ی این سه بخش درمیابیم که همواره باید اندیشه و گفتار و کردار بد را به زیر افکنده و پست و زبون سازیم (همان گونه که دامن در زیر قرار دارد ).

 

دو رشته ی اویخته:

 

این دو رشته نماد سپنتامینو(خوی خوبی) و انگره مینو (خوی بدی) است که همیشه ممکن است در اندیشه ی انسان ظاهر شوند.و وظیفه ی هر فرد زرتشتی است که خوبی را در اندیشه خود قرار داده و بدی را ازان دور کند (اندیشه یا پندار نیک).

 

و اما نظر کلی درباره ی نماد فروهر:

درباره ی این شکل که در کتیبه های هخامنشی دید میشود میان دانشمندان اختلاف نظر وجود دارد برخی این شکل را نشانه ی شاهین یا نشانه ی سلطنت دانسته اند.و برخی ان را سمبل فرایزدی یعنی نیرویی که شوند برتری و پشتوانه ی شهریار است میدانند.ولی امروز هر فرد زرتشتی ان را سمبلی از فروهر دانسته  با دیدن بخش های گوناگون ان مسولیت و اهمیت فروهر را درمیابد.

 

 

این نگاره ی بالدار نیمه ادم و نیمه پرنده که گزارش های گوناگون درباره ی ان شده و یا میشود چیست:

از چه گفتگو مینماید؟

پیش از انکه به چگونگی و گزارش ان پرداخته شود این دو بند از یسنا را میاورد:

۱ جان را و بینش درونی را.هوش را روان را و فروهر را میستایم.

۲ همه ی گیتی و تن و استخوان و زندگانی و کالبد و توان و هوش و روان و همچنین فروهر را میستایم که پاییه پیشرفت و رسایی ادمی پایه ی ارجمند فروهر یا برترین روان است.

 

این نگاره ی اهورا مزدا نیست.

گاهی دیده میشود که نگاره ی کنده کاری شده در تخت جمشید و بیستون و دیگر نقاط یا مهر های سلطنتی یا دولتی و...و... را نادرستانه و نادانسته نگاره ی اهورامزدا میدانند.که پنداری نادرست است.

دیباچه ای بر فروهر یا فروشی.

فروهر نمادی باستانی و کهن بوده و ما را با برخی ریشه های کهن و استوار اشنا میسازد.

در بند ۱ از یسنای ۵۵ نیز یکی از مراتب ۹ گانه و برتر هستی است.این نیروها به هنگام زایش و به دنیا امدن به هم میامیزند.و پس از مرگ تن به خاک میپیوندند.جان به باد میرود.شکل به خورشید بازمیگردد.اما روان اگر روان انسانی پرهیزگار باشد به فرور میپیوندد و به جهان مینوی بازمیگردد.اما اگر ازان گناه کاران بشد به فرور نپیوسته بلکه چندی در برزخ و جهان برزخی پالوده میشودو از الودگی های اهریمنی خود را میرهاند سپس به سوی مینو میرود.

و درین مجموعه ۵ گانه جز ایزدی و اصلی همان فروهر است.زرتشتیان که نشان و مدال فروهر را به سینه و یا روی یقه ی لباس دارندبا دیدن ان باید تصور مفاهیم معنوی و بالای ان را همیشه پیش چشم داشته باشند و از جاده ی پاکی و راستی و درستی و پارسایی و پرهیزگاری هیچگاه خارج نشوند.رو به سوی رسایی و کمال داشته و کوشا باشند تا به خوشبختی و جاودانگی برسند.فروهر نزد زرتشتیان به نشانه و سمبل الگوی مقدس درامده است و اینکه دیگران ان را تصویر اهورامزدا میدانند نادرست و اشتباه محض است.ایرانیان در هیچ روزگاری برای اهورمزدای دانا و افریننده و هستی بخش و دانا نگاره و تندیسی نپنداشته اند و ایرانیان(مانند یونانیان) به پروردگار ادمی شکل اعتقاد ندارند.

نیرو و وظایف شگفت فروهر ها:

ستیز بر علیه نیروهای اهریمنی است در اوستا امده:

(از نیروی فروشیان است که این نظام طبیعت یا قانون اشا پابرجا و اسمان در بالا و زمین در پایین قرار دارد و اینچنین فروغ و روشنایی گسترش میابد و از پرتو انان است که این نظام جهانی را برقرار کرده ام.زمین را افریده ام.زمینی که در ان رودهای پراب جاری است.دریاها گسترده واقع شده گیاهان و نباتات روییده بیشه زارها به وجود امده که دران گله های ستوران چرا میکنندو....و.... در پهنه گاه جنگ به یاری جنگاوران میشتابند).

در حقیقت فروهر نیروی محرکی است در همه ی جانداران و افریدگان جهان هستی.به عبارت دیگر فروغی است مینوی و پرتویی است از نور جاودان و بیکران هستی بخش یکتا که انسان را به رسایی و کمال و پیشرفت و ترقی به جلو میبرد.

 

 

این نگاره ی بالدار نیمه ادم و نیمه پرنده که گزارش های گوناگون درباره ی ان شده و یا میشود چیست:

از چه گفتگو مینماید؟

پیش از انکه به چگونگی و گزارش ان پرداخته شود این دو بند از یسنا را میاورد:

۱ جان را و بینش درونی را.هوش را روان را و فروهر را میستایم.

۲ همه ی گیتی و تن و استخوان و زندگانی و کالبد و توان و هوش و روان و همچنین فروهر را میستایم که پاییه پیشرفت و رسایی ادمی پایه ی ارجمند فروهر یا برترین روان است.

 

این نگاره ی اهورا مزدا نیست.

گاهی دیده میشود که نگاره ی کنده کاری شده در تخت جمشید و بیستون و دیگر نقاط یا مهر های سلطنتی یا دولتی و...و... را نادرستانه و نادانسته نگاره ی اهورامزدا میدانند.که پنداری نادرست است.

دیباچه ای بر فروهر یا فروشی.

فروهر نمادی باستانی و کهن بوده و ما را با برخی ریشه های کهن و استوار اشنا میسازد.

در بند ۱ از یسنای ۵۵ نیز یکی از مراتب ۹ گانه و برتر هستی است.این نیروها به هنگام زایش و به دنیا امدن به هم میامیزند.و پس از مرگ تن به خاک میپیوندند.جان به باد میرود.شکل به خورشید بازمیگردد.اما روان اگر روان انسانی پرهیزگار باشد به فرور میپیوندد و به جهان مینوی بازمیگردد.اما اگر ازان گناه کاران بشد به فرور نپیوسته بلکه چندی در برزخ و جهان برزخی پالوده میشودو از الودگی های اهریمنی خود را میرهاند سپس به سوی مینو میرود.

و درین مجموعه ۵ گانه جز ایزدی و اصلی همان فروهر است.زرتشتیان که نشان و مدال فروهر را به سینه و یا روی یقه ی لباس دارندبا دیدن ان باید تصور مفاهیم معنوی و بالای ان را همیشه پیش چشم داشته باشند و از جاده ی پاکی و راستی و درستی و پارسایی و پرهیزگاری هیچگاه خارج نشوند.رو به سوی رسایی و کمال داشته و کوشا باشند تا به خوشبختی و جاودانگی برسند.فروهر نزد زرتشتیان به نشانه و سمبل الگوی مقدس درامده است و اینکه دیگران ان را تصویر اهورامزدا میدانند نادرست و اشتباه محض است.ایرانیان در هیچ روزگاری برای اهورمزدای دانا و افریننده و هستی بخش و دانا نگاره و تندیسی نپنداشته اند و ایرانیان(مانند یونانیان) به پروردگار ادمی شکل اعتقاد ندارند.

نیرو و وظایف شگفت فروهر ها:

ستیز بر علیه نیروهای اهریمنی است در اوستا امده:

(از نیروی فروشیان است که این نظام طبیعت یا قانون اشا پابرجا و اسمان در بالا و زمین در پایین قرار دارد و اینچنین فروغ و روشنایی گسترش میابد و از پرتو انان است که این نظام جهانی را برقرار کرده ام.زمین را افریده ام.زمینی که در ان رودهای پراب جاری است.دریاها گسترده واقع شده گیاهان و نباتات روییده بیشه زارها به وجود امده که دران گله های ستوران چرا میکنندو....و.... در پهنه گاه جنگ به یاری جنگاوران میشتابند).

در حقیقت فروهر نیروی محرکی است در همه ی جانداران و افریدگان جهان هستی.به عبارت دیگر فروغی است مینوی و پرتویی است از نور جاودان و بیکران هستی بخش یکتا که انسان را به رسایی و کمال و پیشرفت و ترقی به جلو میبرد.

 

بنای کعبه ی زرتشت همانطور که در تصویر دیده می شود، دارای تعدادی پنجره ی کور و تعدادی پله در مقابل درب ورودی بنا می باشد. تاریخ ساخت این بنا به اعتقاد باستان شناسان به حدود 500 قبل از میلاد (2500 سال پیش) باز می گردد، که یادآور یکی دیگر از آثار بجامانده از داریوش کبیر هخامنشی است. کاربرد اصلی این بنا تا بحال در پرده ی ابهام باقی مانده است. نظریات مختلفی در این مورد مطرح شده که یکی از آنها نظریه ی آقای مرادی غیاث آبادی است. اساس این نظریه بر مبنای تشکیل سایه های مختلف در پنجره های کور و ایجاد سایه های گوشه شمال شرقی بنا، بر پلکان در هنگام طلوع خورشید و ظهر حقیقی می باشد



در مورد سایه ی لبه های درونی پنجره ها، محاسبات غیاث آبادی نشان می دهد که پرتو خورشید در هنگام طلوع و در روزهای اول مهرماه و فروردین ماه دقیقاً در راستای شرق جغرافیایی است و همانطور که در شکل 1 نمایش داده شده این پرتو در امتداد خط OD بر پنجره های ردیف سوم یا در امتداد خط "O"E بر پنجره های ردیف دوم قرار دارد و به همین ترتیب چون مکان طلوع خورشید در هر ماه نسبت به شرق تغییر می کند، امتداد پرتوهای تابیده بر پنجره ها نیز تغییر می کند. مثلاً در روز اول آبان و اسفند که میل خورشید حدود 11- درجه می باشد، این پرتو در امتداد OE بر پنجره ها می تابد و زاویه ی DOE دقیقاً نیز برابر با 11 درجه است. به همین ترتیب برای 9 ماه از سال مطابق شکل مقابل پرتو خورشید بامدادی در نخستین روز هر ماه بر مکان خاص از پنجره های بنا می تابد و بر این اساس می توان 

شروع هر ماه خورشیدی را با رصد سایه ها متوجه شد.   

در ماههای خرداد، تیر و مرداد نیز می توان از پرتوهای بامدادی تابیده بر در شرقی و غربی بنا استفاده کرد. بدین ترتیب که مطابق شکل مقابل انحراف پرتو ورودی از شرق در روز اول خرداد و اول مرداد که میل خورشید حدود 20 درجه می باشد، در ضلع شمالی بر اثر کسر انحراف 18 درجه ایِ بنا، به 2 درجه رسیده و در امتداد پاره خط OA که نسبت به ضلع شمالی 2 درجه انحراف دارد، بر لبه ی غربی در بنا می تابد و در روزهای اول تیرماه نیز به همین ترتیب پرتو خورشید بامدادی در امتداد OB که نسبت به ضلع شمالی 5ر5 (= 18-5ر23)درجه انحراف دارد بر لبه ی شرقی بنا قرار می گیرد. 

در مورد پله ها نیز همین طور می توان لبه ی سایه ی بنا را بر پله ای خاص برای آغاز هر ماه مشاهده کرد. زیر نشان دهنده ی پلان بنا و هم چنین سایه ی لبه ی شرقی بنا بر روی پله ها و سایه ی لبه ی بام بنا، بر روی همان پله هاست. بدین ترتیب که روز اول مهر و فروردین سایه بر امتداد پله 27، در اردیبهشت و شهریور بر پله 29، در خرداد و مرداد بر پله 30، در تیر بر آخرین بخش پله 30 و در آبان و اسفند بر پله 25، در آذر و بهمن بر پله 23 و بالاخره در دی ماه بر پله 22 قرار می گیرد. همچنین در هر روز از هفته آخر شهریور سایه ی لبه ی بام، در ظهر به ترتیب بر هفت پله آخر پلکان می تابد.

        

 

وبدین ترتیب نویسنده ی کتاب نتیجه می گیرد که این بنا برای نوشتن تقویم و یا یافتن اول هر ماه شمسی به طور دقیق، بکار می رفته است، و این نشان از دانش نجوم ریاضی نزد ایرانیان باستان دارد. 


آیا می دانید که اگر شما در حال حمل قرآن باشید، شیطان دچار سردرد شدید می شود ! 
و باز کردن قرآن ، باعث سرگیجه شیطان و زمین خوردنش می شود !!!  
و با شروع در خواندن قرآن ، شیطان به حالت غش فرو می رود !!!
و عمل به قرآن باعث در اغما رفتنش می شود ؟؟؟؟ ..
و  آیا شما می دانید که هنگامی که می خواهید دوباره به این پیام را به دیگران برسانيد ، شیطان سعی خواهد کرد تا شما را منصرف کند ؟؟؟؟؟؟؟

امام صادق (ع) می فرمایند :

کسی که قرآن بخواند به تدریج قرآن با گوشت وخونش مخلوط شده و با فرشتگان همنشین می شود.


مناجات با خدا


بارالها!

در پیشگاه تو ایستاده‌ام،

و دست‌هایم را به سوى تو بلند كرده‌ام،

آگاهم كه در بندگى‌ات كوتاهى نموده و در فرمانبرى‌ات سستى كرده‌ام،

اگر راه حیا را مى‌پیمودم از خواستن و دعا كردن مى‌ترسیدم ...

ولى … پروردگارم!

آن گاه كه شنیدم گناهكاران را به درگاهت فرا مى‌خوانى،

و آنان را به بخشش نیكو و ثواب وعده مى‌دهى،

براى پیروى ندایت آمدم،

و به مهربانى‌هاى مهربان‌ترین مهربانان پناه آوردم.

و به وسیله پیامبرت كه او را بر اهل طاعتت برترى داده، و اجابت و شفاعت را به او بخشیدى،

و به وسیله برترین زن،

و به فرزندانش، كه پیشوایان و جانشینان اویند،

و به تمامى فرشتگانى كه به وسیله اینان به تو روى مى‌كنند، و در شفاعت نزد تو، آنان را كه خاصان درگاه تواند، وسیله قرار مى‌دهند، به تو روى مى‌آورم.

پس بر ایشان درود فرست،

و مرا از دلهره ملاقاتت در امان دار،

و مرا از خاصّان و دوستانت قرار ده،

پیشاپیش، خواسته و سخنم را آنچه سبب ملاقات و دیدن تو مى‌شود قرار دادم

اگر با این همه، خواسته‌ام را رد كنى، امیدهایم به تو به یأس مبدّل مى‌گردد،

همچون مالكى كه از بنده خود گناهانى دیده و او را از درگاهش رانده،

و آقایى كه از بنده‌اش عیوبى دیده و از جوابش سر باز مى‌زند .

واى بر من اگر رحمت گسترده‌ات مرا فرانگیرد،

اگر مرا از درگاهت برانى، پس به درگاه چه كسى روى كنم؟

اما... اگر براى دعایم درهاى قبول را گشوده، و مرا از رساندن به آرزوهایم شادمان گردانى، چونان مالكى هستى كه لطف و بخششى را آغاز كرده، و دوست دارد آن را به انجام رساند، و مولایى را مانى كه لغزش بنده‌اش را نادیده انگاشته و به او رحم كرده است.

در این حالت نمى‌دانم كدام نعمتت را شكر گزارم؟

آیا آن هنگام كه به فضل و بخششت از من خشنود شده، و گذشته‌هایم را بر من مى‌بخشایى؟

یا آن گاه كه با آغاز كردن كرم و احسان بر عفو و بخششت مى‌افزایى؟

پروردگارا!

خواسته‌ام در این جایگاه، یعنى جایگاه بنده فقیر ناامید، آن است كه:

گناهان گذشته‌ام را بیامرزى،

و در باقیمانده عمرم مرا از گناه بازدارى،

و پدر و مادرم را كه دور از خانه و خانواده و غریبانه در زیر خاك‌ها خفته‌اند، ببخشى .

تنهایى‌شان را با انوار احسانت از بین ببر،

و وحشتشان را با نشانه‌هاى بخششت به انس بدل كن،

و به نیكوكارشان دم به دم نعمت و شادمانى بخش،

و به گناهكارشان مغفرت و رحمت عطا كن،

تا به لطف و مرحمتت از خطرات قیامت در امان باشند،

به رحمتت در بهشت ساكنشان گردان،

و بین من و آنان در آن نعمت گسترده شناسایى برقرار كن،

تا مشمول شادمانى گذشته و آینده شویم.

آقایم!

اگر در كارهایم چیزى سراغ دارى كه مقامشان را بالا مى‌برد و بر اكرامشان مى‌افزاید، آن را در نامه اعمالشان قرار ده،

و مرا در رحمت با آنان شریك كن،

و آنان را مشمول رحمتت بگردان، همچنان كه مرا در كودكى تربیت كردند.

زمانی که کمبوجیه و بردیا هر دو پسر کوروش بزرگ به قتل رسیدند امپراطوری هخامنشی با آن وسعت و عظمت دیگر جانشینی نداشت. اما داریوش که از وارثان و شاخه ی فرعی این امپراطوری محسوب میشد توانست به تایید اشراف و بزرگان بر تخت سلطنت جلوس کند . اما گویا افراد قدرت طلبی که سر به شورش برداشتند داریوش را نمی شناختند که همچنان بر تصمیم خود مبنی بر تصاحب تاج و تخت مصمم بودند .
شورشهای بسیاری بود . مزدوزان یونانی از پلاته – ایونیه و لیدی در ارتشهای شورشی ها به استخدام در آمده بودند. گویا آنان تصور میکردند داریوش بیدی باشد که به چنین بادهایی از این قبیل بلرزد. اما همانطور که سیر وقایع تاریخی نشانمان میدهد داریوش توانست در طول یک سال این شاه های دروغین را که هرکدام در دیاری با استخدام عده ای مزدور و اجیر شده برای خود حکومتی بر پا می کردند را سرکوب و سر جای خود نشاند و سردسته ی شورشی ها را به مجازات برساند.
داریوش عاقل تر از این بود که بخواهد بی گدار به آب بزند. او نخبه ترین افراد خود یا همان هفت دلاور را هرکدام به فرماندهی بخشی از سپاه گمارد . خود داریوش به سوی بابل به راه افتاد و شورش بابل را شکست داد. یک نکته ی خیلی جالب و کلیدی : برگرفته از کتاب داریوش بزرگ (در بالا ذکر شد)ص 108 :
در مورد شجاعت – دلاوری و هم چنین استراتژی جنگی تردیدی نیست که وی یکی از نخبه ترین سرداران تاریخ و فردی لایق بوده. اما شگفت انگیز است که بسیاری از افراد داریوش در برخی جتگها علیه یاغیان جنگ را از یکی از سرداران داریوش شکست خوردند. شگفت است که داریوش در انتخاب افراد لایق و کاردان نیز استعداد داشته و تا سیر وقایع به ما نشان میدهد تمامی جنگ ها پیروزی به دنبال داشته.
آلتهایم آشتهیل گزارش میدهد :داریوش فردی قانون مند بود و پایبند به اصول اخلاقی. او برای جنگ – سیاست – روابط خانوادگی – خوردن – خوابیدن – شکار و ... حد و مرزی تعیین میکرد و همیشه تعادل را حفظ و در همه ی کارهایش محتاط رفتار مینمود. او صفات یک سردار شایسته را داشت اما چیزی که باعث پیروزی پی در چی او در جنگها شده می تواند احساس مسئولیت داریوش در عرصه ی کشور داری باشد.
داریوش هیچگاه مردانش را در میدان جنگ تنها نگذاشت . او همیشه خود را الگویی برای دیگران قرار میداد. وقتی سربازان داریوش میدیدند که شاه شاهان بز خوشی و لذات زندگانی دست کشیده و به میدان جنگ شتافته با روحیه ای دو چندان وارد کارزار میشدند. جنگ زیر درفش چنین فرمانروایی که نسبت به مردان خود احساس مسئولیت میکند برای سربازان ارتش مرکزی بسی جای خوشبختی و افتخار داشت .

اما داریوش بزرگ پس از یک سال توانست نظم و امنیت را به امپراطوری بزرگ ایران بازگرداند و قانون در سرتاسر امپراطوری اجرا شد. داریوش پس از این پیروزی ها شروع به انجام آبادانی ها و کارهایی که از جله ی آنها میتوان از موارد ذیل نام برد :
1-ایجاد شاه راهی که شوش و سارد (غرب و شرق) را به یکدیگر متصل می ساخت.
2- ایجاد کانالی برای مرتبط ساختن دریای پارس با رود موجود در مصر.
3- فرمان به ایجاد خط ملی (خط میخی معروف هخامنشیان)
4- اعلام آزادی اقوام مختلف در سرتاسر امپراطوری از لحاظ دین –مذهب – آیین و رسوم خود.
5- ایجاد ارتشی مرکزی و قدرتمند و تشکیل پادگانهای نظامی و دادن اختیار قابل توجه به سرداران ارتش.
6 – شروع به تشکیل ناوگانی عظیم و دریایی بزرگ
7- ایجاد دستگاه غذایی که یک هیئت که در راس آنان قاضی اعظم قرار داشت عدالت را اجرا میکرد و ایجاد شبکه ی پلیس یا همان (گارد شهری و گشتی)
8- ساخت 14 بنای عظیم در شوش و نگارش دیواره های آن به خط و زبان ایلامی برای احترام به فرهنگ ایلامی
10- تکمیل گارد نخبه ی جاویدان به ده هزار نفر.
11- اجرای کامل تامین اجتماعی و شکل گیری نظامی مدرن
12- و...
ادامه نوشته


آيا ميدانيد

آيا ميدانيد : شاهنشاه شاهپور ساساني در كنار كاخ پرسپوليس ( تخت جمشيد ) رفت و نياكان خود را ستايش كرد . وي نخست يزدان پاك را ستايش كرد - سپس نياي خود را ستايش كرد – سپس شاهنشاهاني كه پرسپوليس را ساختند ( داريوش و خشيارشا ) را ستايش كرد و براي آنان از خداوند طلب

آمرزش نمود و در نهايت در كنار اين بناي باشكوه ايراني شراب نوشيد .

آيا ميدانيد : بسيار از آيين هاي دين مسيحيت برگرفته شده از آيين ميترايي ايراني است كه در هفت هزار سال پيش در سرزمين مقدس ايران بوجود آمده است . حتي اسامي روزهاي آنان نيز ريشه اي ايراني دارد . مانند : دوشنبه ( مه شيد ايراني ) = ماندي يا شنبه ( كيوان شيد = ساتورن ايراني ) = ساتوردي و يا يكشنبه ( مهرشيد ايراني ) = ساندي كه همان روزي است كه كنستانيتن در سال سيصد وبيست و يك ميلادي آنرا تعطيل رسمي و روز جهاني مهر اعلام نمود

آيا ميدانيد : كشور تركستان كنوني همان توران باستاني است و در زمانهاي شاهنشاهي كياني و پيشدادي سالها با ايران جنگيدند . سپس با به قدرت رسيدن شاهنشاهي هخامنشي و اشكاني و ساساني يكي از شهرهاي كوچك ايران شد .

آيا ميدانيد : شاهنشاه كمبوجيه فرزند كورش بزرگ در نخستين اقدام بعد از نشستن بر اريكه شاهنشاهي آسيا به مدت 3 سال تمام خدمات نظامي ( سربازي ) و ماليات ها را براي مردمان كشورهاي تحت كنترل ايران بخشيد . به طوري كه هرودوت مينويسد پس از مرگ وي با اينكه مشكل روحي پيدا كرده بود ولي تمام كشورهاي آسيا براي وي گريستند .

آيا ميدانيد : واژه پاردايز در زبان انگليسي از باغهاي سلطنتي كورش بزرگ گرفته شده است . كورش در پايتخت امپراتوري خود باغهاي عظيمي را بنا نهاد كه آنها را پرديس نام نهاده بود و به مرور زمان آن به پارادايز انگليسي تبديل شد .

 آيا ميدانيد : پس از يورش سپاه اسلام به ايران مردمان بهدين ايران زمين را "گبر" خوانده شدند . گبر واژه اي است از پهلوي به چم ( معني ) مرد و در كردي و بلوچي نيز همين معنا را دارد . ولي اعراب به زرتشتيان ايران واژه گبر دادند به چم كافر . از ديگر نامهايي كه به ايرانيان نسبت دادند واژه مجوس بود

كه گرفته شده از مگوش در زبان پهلوي به چم ( معني ) مغ و پيشواي ديني زرتشتي است . ولي سپاه اسلام مجوس را به معني پيروان كافر و آتش پرست به ايرانيان يكتا پرست نسبت دادند . از ديگر واژه هايي كه اعراب وحشي بر مردمان پاك ايران نام نهادند واژه عجم بوده است . به طوري كه علي بن ابي طالب درخطبه اي به مردم ميگويد : سلام بر شما مردمان كوفه كه شما شوكت عجمان را از بين برديد ( تاريخ

. ( طبري - جلد 6 - ص 2208

آيا ميدانيد : گويشهاي كهن ايراني هنوز زنده هستند . آذري هاي ايراني در گذشته به پهلوي تاتي سخن ميگفته اند . تالشي ها نيز بسياري از واژه هايشان پهلوي مي باشد . شهري در كردستان ايران به نام اورامان وجود دارد كه هنوز به اوستايي سخن مي گويند .

 لرهاي ايراني گويششان از كهن ترين واژه هاي اصيل ايراني تشكيل شده است .

آيا ميدانيد : داريوش بزرگ براي اولين بار در ايران وزارت راه – وزارت آب – سازمان املاك –سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنيان نهاد

آيا ميدانيد : اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد

آيا ميدانيد : نخستين سروده جهان متعلق به ايرانيان است . گاتهاي زرتشت كه سروده هاي پند آموز زرتشت است به عنوان نخستين اشعار جهاني برگزيده شده است . در ايران پيش از اسلام موسيقي نقشي بسيار مهم در زندگي مردم ايران داشت به طوريكه در نبرد "ايسوس" و شكست شاهنشاه داريوش سوم هخامنشي و آتش كشيده شدن ايران به دست اسكندر گجستك 320 نوازنده و موسيقيدان زن ايراني اسير وي شد . يا شاهنشاهي بهرام گور و آوردن دهها موسيقيدان و نوازنده از هند به ايران و پخش كردن آن افراد در شهرهاي ايران براي شاد كردن مردمان ايرا ن . يا موسيقيدان مشهور شاهنشاه خسروپرويز باربد - نكيسا و بامشاد . همه اين اصول به ريشه دين بهي ( زرتشت ) باز ميگشت كه فرمان به شاد بودن مردمان داده بود . در كارنامه شاهنشاه اردشير پاپكان در 1800 سال پيش اسامي سازهاي

ايراني رايج در بين مردمان ايران به اين ترتيب آمده است : عود معمولي ( تار ) رود هندي – بربط –چنگ – تبيره ( طنبور ) – سه تار عود سه تار – زنگ – ناي – قره ني – سنتور – نقاره – طبل – تنبك –سنج – چنگ بادي – شينك . ولي پس از اسلام موسيقي و ساز و شادي حرام و گناه اعلام شد !

آيا ميدانيد : داريوش بزرگ براي جلوگيري از قحطي آب در هندوستان كه جزوي از ايران بوده سدي عظيم بروي رود سند بنا نهاد.

آيا ميدانيد : داريوش در سال 521 قبل از ميلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پايين اجتماع خشنود نيستم

آيا ميدانيد : در دوره شاهنشاهي اشكانيان برق و باطري براي نخستين بار در جهان كشف شده بود . اين باطري از دل خاكهاي بغداد كه قلمرو پادشاهي ايران بود و توسط ايرانيان ساخته شده بود در سال 1938

توسط كونيگ آلماني بدست آمد و به ثبت رسيد و هم اكنون در موزه بغداد نگهداري ميشود .

آيا ميدانيد : ساختمانهاي ضد زلزله در عصر هخامنشيان پايه گذاري شده است . بناهاي ساخته شده در2500 سال پيش در مجتمع پاسارگارد تحمل زلزله با شدت 7 ريشتر را دارند.اين بنا ها بر روي دو پي قراردارند كه پي اول از سنگ و ملات و ساروج بوده و پي دوم فقط از سنگ مي باشد كه بر روي پي اول مي لغزد و به اين ترتيب مي تواند در برابر زلزله مقاومت كند .اين شيوه جز جديدترين تكنولوژي سازه مي باشد كه در دنيا انجام مي شود و ايرانيان در زمان هخامنشيان به آن پي برده بودند و چقدر اسفناك است كه پس از 2500 سال در اين كشور زلزله 5 ريشتري باعث مرگ 40000 ايراني مي شود. همانطور

كه آگاه هستيد ايران در خط زلزله خيز جهان قرار دارد و بناهاي پرسپوليس و پاسارگاد كه از 2500 سال پيش تاكنون باقي مانده است گواي اين سند است

آيا ميدانيد : سنتي كه امروزه امريكايي ها و اروپايي ها قبل از صرف غذا براي نيايش خداوند دارند در2000 سال پيش ايران اجرا مي شده است . گوشه اي از كارنامه درخشان شاهنشاه اردشير پاپكان : { روزي اردشير از نخچير گرسنه و تشنه اندر خانه آمد . سپس واج ( دعاي قبل از غذا ) خواند و كنيزك آن زهر با پست ( نوعي شربت ) و شكر گميخته ( آميخته ) بدست اردشير داد .

آيا ميدانيد : سيستم اداره كشور به صورت پادشاهي براي نخستين بار در جهان توسط ايران پايه گذاري شده است . اين سيستم هم اكنون در كشورهاي پيشرفته اي از قبيل : انگلستان - سوئد - اسپانيا - تايلند – ژاپن - دانمارك - بلژيك - لوكزامبورگ - هلند - نروژ - استراليا و . . . اجرا ميشود در بيش از 6000 سال پيش توسط كيومرث ها و جمشيد ها و هوشنگ ها اجرا و بنيان نهاده شد . به صورتي كه جمشيد شاه تمام مردان روحاني و مذهبي را به قشر راهنماي مردم تبديل كرد و اجازه ورود آنان به مسائل داخلي جامعه را نداد و به آنان مكاني در خارج از شهر داد تا به ارشاد ديني مردم بپردازند سپس خود در راس كشور

بر اريكه شاهنشاهي نشست . آثار به ثبت رسيده شده در مسجد سليمان خوزستان ( مربوط به هوشنگ شاه ) يكي از افتخارات ديرينه ايران دارد . نمونه اي از اقدامات پادشاهان 6000 سال پيش ايران : هوشنگ شاه داراي انجمن پادشاهاي و رايزني حكومتي بود است

هوشنگ شاه سپاهي نظامي براي دفاع از ايران تشكيل داد هوشنگ شاه جشن سده را كه جشن ملي بود و هم اكنون هم وجود دارد را بنا نهاد و آنرا جشن شادي براي شكف آتش براي اولين بار در دنيا نام نهاد هوشنگ شاه در طول چهل سال پادشاهي خود بر هفت كشور تسلط داشت و آن كشورها را تحت حمايت ايران قرار داد

بعد از وي جمشيد شاه بر تخت نشست و ذوب فلزات و نرم كردن آهن را آغاز كرد و از آن ابزار آلات جنگي و دفاعي ساخت جمشيد شاه با آب و خاك و آهك و . . . خشت و ساروج ساخت و از آن ها گرمابه و . . . ساخت

پرتره های تاریخی فتحعلی شاه

جالبترین – شهر فرنگ: فتحعلی شاه قاجار (۱۸۳۴-۱۷۷۲ میلادی) بسیار علاقه داشت که تصویر خود را بر روی بوم، یا به صورت نقاشی دیواری و چه به شکل نقش برجسته سنگی بر همه جا حک کند .

به همین دلیل است که اکنون تعداد زیادی پرده‌های رنگ و روغن از چهره او به یادگار مانده است.
آنچه می‌بینید مجموعه‌ای از این آثار است که توسط دو نقاش دربار به نام‌های مهرعلی و میرزابابا خلق شده و در موزه‌ها و مراکز مختلف فرهنگی ایران و چند کشور دیگر نگهداری می‌شود. فهرست این آثار و نام محل نگهداری آن‌ها که در تصاویر زیر (به ترتیب از راست به چپ) دیده می‌شود، بدین شرح است:

فتحعلی شاه، نقاش: میرزابابا، ۱۷۹۹-۱۷۹۸ میلادی، مجموعه‌ کتابخانه‌ دفتر شرق‌شناسی و هند، لندن

فتحعلی شاه

فتحعلی شاه، حوالی ۱۸۰۰ تا ۱۸۰۶ میلادی، موزه‌ لوور

فتحعلی شاه

فتحعلی شاه، مینیاتور از سر رابرت کر پور‌تر، حوالی ۱۸۱۷ تا ۱۸۲۰ میلادی، مجموعه‌ خلیلی

فتحعلی شاه

ادامه نوشته



چهارچرخه‌های دیروز

ا



جانوری از هزاره‌ها



موش سفالی

ا


پیکرک‌های کوچک



نقش کودکی



مشق شب




نقشی برای سرگرمی



جغجغه باستانی

ا


بازی ایلامی

ای



اسباب‌بازی قیمتی



قمقمه‌کودک

زادگاه کوروش بزرگ کجاست ؟

در سالنامه هاي آشوري ذكر شده-اقامت گزيده اند نامبرده در دنباله ي بحث خود اضافه مي كند كه : «اما در باب پارسيان بايد گفت كه در حدود 700 قبل از ميلاد آنها در پارسوماش در كوههاي فرعي سلسله جبال بختياري در مشرق شوشتر ، ناحيه ي واقع در دوسوي كارون نزديك انحناي بزرگ اين رود پيش از آنكه به سوي جنوب برگردد ، مستقر شدند.ايلام ديگر در آن زمان آن قدرت را نداشت كه از استقرار آنان در اين ناحيه ممانعت كند .همين ناحيه كه همواره بخشي از مستملكات ايلام بود و پارسيان احتمالا" سلطنت آنان را مي شناختند.پارسيان تحت قيادت هخامنش حكومت كوچك خود را -كه مقدور بود بسيار بزرگ گردد-تاسيس كردند و نام خويش را بدان دادند

چيش پيش ( 675-640 ق.م) پسر و جانشين هخامنش بيشتر عنوان «پادشاه شهرانشان » يافته و ناحيه مزبور را تا شمال شرقي پارسوماش اشغال كرده بود. 




 

مراحل سقوط ايلام را بايد در واقع مراحل صعود و شكل گيري دولت پارس ها در پارسوماش دانست.در همين شهر بود كه سر كرده ي پارس ها به نام «چيش پيش »سنگ بناي حكومت پارسيان را در ايران بنا نهاد وي كه از خاندان هخامنشي بود با استفاده از انحطاط ايلام ، آنشان را كه در نزديكي پارسوماش بود تسخير و خود را پادشاه بزرگ شهر آنشان خواند و اين امر ظاهرا از آن رو بود كه آنشان به سبب آنكه در خط ايلام نام و آوازه اي بيشتر داشته بيش از نام پارسوماش ميتوانست حس غرور وي را ارضا كند


پس از مرگ وي ( چيش پيش ) پادشاهي پارسيان عبارت بوداز ايالت پارسوماش كه انشان و پارسه نير بدان افزوده شده بود

او قلمرو خود را مانند سلاطين مرونژي بين دو پسر خويش تقسيم كرد :‌اريارمنه كا در ناز و نعمت به دنيا آمده بود ( 640-590ق.م)و كوروش اول(حدود 640-600)كه «شاه بزرگ»پارسوماش شد

به روايت كتيبه ي بيستون كه تاليف هرودوت نيز موبد آن است از قرن هفتم ق.م در پارس خاندان هخامنشيان حكومت مي كرده است.بعداز مؤسس خاندان كه هخامنش نام داشت و پسرش (چيش پيش)اين خاندان به دو شاخه متقسم گشت كه هر دو در آن سرزمين سلطنت داشتند

ادامه نوشته

"دشتستان" واقع در بخش مركزی شهرستان دشتستان یکی از آثارهای تاریخی و ازنقاط دیدنی استان بوشهر در جنوب ایران است.
«گوردختر دشتستان» گور دختر یعنی دختر گبر یا زرتشتی در خاور جاده برازجان به كازرون قرار دارد كه بنای آن دارای سقف و بدنه سنگی شبیه آرامگاه كوروش بزرگ هخامنش در دشت پاسارگاد است .این بنا یادآور عصر هخامنشی است و قدمت منطقه برازجان را تایید می‌نماید. گفته‌اند که این بنا آرامگاه دختر یا خواهر کوروش است. درخاور گور دختر بقایای کوشک اردشیر ساسانی دیده می‌شود.

گور دختر  شبیه آرامگاه کوروش
   
این اثر تاریخی ارزشمند متعلق به اوایل قرن ششم قبل از میلاد یعنی آغاز دوران پادشاهی هخامنشیان می‌باشد. این آرامگاه سنگی چون آرامگاه كوروش كبیر سرسلسله هخامنشی است كه احتمالا مربوط به مادر یا دختر كوروش بوده است. كه البته هیچ مدرك یا سند قطعی كه دال بر این گفتار باشد به‌دست نیامده است. هیچگونه كتیبه یا نوشته‌ای كه نام متوفی را مشخص كرده باشد از آن به‌دست نیامده
ادامه نوشته


در سال 1258 خورشیدی برابر با 1879 میلادی، به دنبال كاوش‌های گروه انگلیسی، استوانه‌ای از گل پخته بدست باستان‌شناسی به نام "هرمز رسـام" باستان شناس بریتانیایی اصل آسوری تبار، در معبد بزرگ اِسَـگیلَـه ( نیایشگاه مَـردوك ) در شهر باستانی بـابـل در بین‌النهرین کشف شد و بنابر قوانین آن زمان از ایران خارج و تاكنون نیز در بخش ایران باستان موزه بریتانیا در شهر لندن نگهداری می‌شده است. گمان نخستین باستان شناسان این بوده كه این لوح توسط یكی از پادشاهان بابلی نگاشته شده است. اما پس از بررسی خط شناسان مشخص شد كه این استوانه در سال 538 پیش از میلاد به هنگام ورود سپاه ایران به بابل و فتح این شهر به فرمان كوروش، بنیان‌گذار پادشاهی ایران و آغازگر سلسله هخامنشیان نوشته شده است. ترجمه و انتشار متن این استوانه گلی نشان داد آن چه از خاك بابل كشف شد، "نخستین منشور جهانی حقوق بشر" است. از زمان نگارش این فرمان تا به امروز (1389) 2548 سال می‌گذرد.       فرمان کوروش کبیر روی فرش قرمز در ایران !
ادامه نوشته

آرامگاه کوروش کبیر

آرامگاه کوروش کبیر در پاسارگاد

کوروش بزرگ یا کوروش کبیر (به پارسی باستان: ‎KU‎‎U‎‎RA‎‎U‎‎SHA‎) همچنین معروف به کوروش دوم (۶۰۰ یا ۵۷۶ ق.م. تا ۵۳۰ یا ۵۲۹ ق.م.)، نخستین پادشاه و بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی (۵۵۹ ق.م-۵۲۹ ق.م.) است. شاه پارسی، به‌خاطر بخشندگی‌، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه‌گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، گسترش تمدن و غیره شناخته شده‌است.

ایرانیان کوروش را پدر*[۱] و یونانیان او را سرور و قانونگذار می‌نامیدند. یهودیان این پادشاه را به منزله مسح‌شده توسط پروردگار بشمار می‌آوردند، ضمن آنکه بابلیان او را مورد تأیید مردوک می‌دانستند
ادامه نوشته

رضا شاه به همراه فرزندان در جزیره موریس در زمان تبعید
www.taknaz.ir

زائرین کربلا پای پیاده در زمان قاجار
www.taknaz.ir

ادامه نوشته

تصاویر نخستین کتاب دوم دبستان سال 1339

این تصاویر مربوط به اولین کتاب فارسی سال دوم دبستان در سال 1339

هست!




















































شما یادتون نمیاد، تیتراژ شروع برنامه کودک: اون بچه هه که دستشو میذاشت

پشتش و ناراحت بود و هی راه میرفت، یه دفعه پرده کنار میرفت و مینوشت

برنامه کودک و نوجوان با آهنگ وگ وگ وَََََگ، وگ وگ وَََََگ، وگ وگ وگ وگ، وگ… !

شما یادتون نمیاد تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد

مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن آب بخوریم...


شما یادتون نمیاد شبا بیشتر از ساعت ۱۲ تلویزیون برنامه نداشت سر ساعت

۱۲ سرود ملی و پخش می کرد و قطع می شد…. سر زد از افق…مهر خاوران !


شما یادتون نمیاد هرکی بهمون فحش میداد کف دستمونو نشونش میدادیم 

میگفتیم آیینه آیینه


شما یادتون نمیاد زمستون اون وقتا تمام عشقمون

این بود که رادیو بگه مدرسه ها به خاطر برف تعطیله !


شما یادتون نمیاد کوچولو ها کوچولوها دستاتون بدیم به ما بریم به شهر قصه ها

شما یادتون نمیاد گنجشگکه اشی مشی …. میفتی تو آب خیس میشی

….کی میپزه آشپز باشی ….. کی میخوره حاکـــــــــــم باشــــــــی

به یاد هنرمندی که تنها خوند تنها زد و در تنهایی مرد . . .

شما یادتون نمیاد مدیر مدرسه از مادرامون کادو می گرفت سر صف می داد به ما

بعد می گفت: همه تو صفاشون از جلو نظام برید سر کلاساتون


شما یادتون نمیاد آلوچه و تمره هندی ، بستنی آلاسکا، همشون هم غیر بهداشتی !

شما یادتون نمیاد تقلید کار میمونه…میمون جزو حیوونه !

این جمله حرص درار ترین جمله بود تو اون زمان !


شما یادتون نمیاد خط کشهائی که محکم می زدیم رو مچ دستمون دستبند می

شد !


شما یادتون نمیاد کلی با ذوق و شوق تلویزیون تماشا می کردیم

یهو یه تصویر گل و بلبل میومد: ادامه برنامه تا چند دقیقه دیگر !


             و خیلی چیزهایی که خود ماهم

                        یادمون رفته

                        

یاد قدیم ها بخیر ، شعرهای دوران کودکی ، خاطرات گذشته!

دیشب پریشب اشکنه داشتیم، رفتم بخورم قاشق نداشتیم، رفتم بخرم ماشین زیرم کرد، آقا پلیسه دست تو جیبم کرد، یه زاری برداشت، هیچی نگفتم، دوزاری ورداش،هیچی نگفتم،پنج زاری برداش، زدم تو گوشش، گوشش خون اومد، بردمش دکتر، دکنر دوا داد، آب انار داد، دوا نخورده، افتادش و مرد!

-------------


ده بیست سه پونزده - هزار و شصت و شونزده - هرکی می گه شونزده نیست - هیفده - هیژده - نوزده - بیست


----------


ده بیست سی چل - پنجاه شصت- هفتاد هشتاد نود صد


--------------------------


دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده. خبر داری؟ نچ نچ . بی خبری؟ نچ. نچ . پس تو گرگ من هستی. . .


----------------

  کوکاکولا پپسی، من آدمم تو خرسی، من سفیدم تو مشکی، کی خوبه، خدا، کی بده، تو تو ، من بدم؟!، اومدم. . .


-------------


پشت درای بسته، زیزی گولو نشسته، آقا جمالی می خونه، آقا مهندس می رقصه!


----------------

دیشب تو بانک ملی، من بودم و قلقلی، قلقلی گفت مامان جون، چایی رو بریز تو فنجون، فنجون خجالت کشید، سرشو به ساعت کشید، ساعت که هشت و نیم بود، مامان خونه داییم بود،رفتم دم آشپزخونه، دیدم غذا فسنجونه، دور و برش بادمجونه، هی ریختم، هی خوردم، هی ریختم، هی خوردم، مامان اومد بالا سرم، با ملاقه زد تو سرم، آی سرم، وای سرم، آی سرم، وای سرم، من دختر افسرم، افسر عروسی کرده، منو دعوت نکرده، خدا ذلیلش کنه، زیر زمینش کنه، زیر زمین نهنگه، دست علی تفنگه.....


---------


یه بی بی دارم کوره، آش می پزه شوره، می گم چرا شوره، می گه چشام کوره، می گم برو به دکتر، می گه پولی ندارم، می گم برو گدایی، می گه خودت گدایی!...


تصمیم کبری کتاب فارسی دوم دبستان قبل و بعد از انقلاب


تصمیم کبری کتاب فارسی دوم دبستان قبل ازانقلاب


تصمیم کبری کتاب دوم دبستان بعد از انقلاب سال 1360

کتاب تدبیر در منزل1331-برنامه نو 1335-کالبد شناسی فیزیو لوزی جانوری برای سال چهارم دبیرستان-امادگی1340-کتاب قدیمی پیش اهنگ و  کتاب دوم ابتدایی کتاب علوم ابتدایی سال اول1345

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2012/09/853269_orig.jpghttp://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2012/09/853285_orig.jpg

غت نامه انگلیسی قدیمی(دیکشنری قدیمی)-جغرافیای مقدماتی-کتاب عربی دوم دبیرستان قدیمی-کتاب زمین شناسی قدیمی-صرف و نحو  و قرائت عربی1324

کتاب اول اکابر1324-حل المسایل جبر 1315-کتاب تاریخ دوم دبیرستان قدیمی

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2012/09/853244_orig.jpg

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2012/09/853246_orig.jpghttp://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2012/09/853248_orig.jpghttp://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2012/09/853250_orig.jpghttp://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2012/09/853252_orig.jpghttp://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2012/09/853254_orig.jpghttp://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2012/09/853256_orig.jpghttp://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2012/09/853258_orig.jpghttp://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2012/09/853260_orig.jpg

رده:کتابهای درسی قدیمی

----------------------------------

کتاب سوم ابتدایی1321-سیاست نامه برای دبیرستان-منتخب کلیله و دمنه برای دبیرستان-علم فیزیک-مثلثات 2برای پنجم دبیرستان-فروغ مزدیسنی-جغرافیای نظامی1328دانشکده افسری -جانور شناسی سال دوم دبیرستان1333-کتاب اخلاق برای چهارم پنجم و ششم ابتدایی

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2012/09/853264_orig.jpg

http://s1.picofile.com/file/7543183759/101010101010.gif


http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2012/09/853281_orig.jpghttp://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2012/09/853279_orig.jpghttp://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2012/09/853284_orig.jpghttp://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2012/09/853283_orig.jpghttp://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2012/09/853282_orig.jpghttp://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2012/09/853262_orig.jpghttp://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2012/09/853266_orig.jpghttp://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2012/09/853268_orig.jpghttp://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2012/09/853280_orig.jpg