طبق روال وبلاگ باید به سراغ پادشاه بعد ماد میرفتیم
ام قبل از آن خواستم اطلاعاتی درباره یکی از سمبل های ایران به نام فروهر
بدهم.این مطلب را از وبلاگ دوست خودم شکیبا برداشتم.
وشی
» واژهای است اوستایی که در زبان پهلوی فروهر آمده است. البته این کلمه
در گاتها نیامده ولی بسیاری از بخشهای اوستا دربرگیرنده مطالبی در رابطه
با آن است.
نگارهی فروهر نشان دوران هخامنشی است که صد البته پیش از
این قوم بوجود آمده است. در حقیقت فروهر یکی از پنج جز بوجود آورنده آدمی
است. در اوستا اینگونه آمده است که وجود آدم زنده از پنج جز ساخته شده است.
( تن، جان، روان، وجدان، فروهر ).
فروهر نماد یکی از نیروهای جهان هستی
است که در آدمی نیز وجود دارد. این نیرو که سرچشمهاش اهورامزدا است، روشن
کننده راه پیشرفت و نیروی پیش برنده و انگیزه دهنده است. نگاره فروهر در
فرهنگ ایرانی، نشانهی دو نماد میهنی و دینی میباشد.
Δ نماد میهنی : از دوران پادشاهی مادها و
سپس شاهنشاهی هخامنشیان نگاره فروهر نشانهی نماد میهنی بوده و آدمی را در
پیکره و سیمای شاهین تیز چنگ و بلند پروازی نشان میدهد که آنرا نماد
توانایی، سر بلندی و فر و شکوه میدانستند و پرچمهای خود را به نما
و یآراستند.
پیروان « اشو زرتشت » برای این نیروی
مینوی که بن مایه آن جنبش و پیشرفت بسوی رسایی، فرامایگی و والایی است، هیچ
پیکرهای را بهتر و شایسته تر از شاهین نیافتند و آنچه که در گذشته نشانه
فر و شکوه و سربلندی بود و انگیزه ملی و میهنی داشت با اندک دگرگونی در سر و
پای شاهین به سیمای کنونی در آوردند، تا هم بن مایه مینوی را نشان دهد و
هم نمودار سر بلندی و سرفرازی ایرانیان باشد.
تصویر پیرمرد بال داری نمایانگر شکل فروهر
است و دست کم به عنوان نشان واره ی ایین زرتشت به کار میرود.این شکل سابقه
چندین هزار ساله داشته و نظایر ان در کتیبه های اقوام گوناگون وجود دارد
ولی شکلی به صورت موجود در کتیبه های تخت جمشیدبالای سر پادشاهان دیده
میشود.
پژوهشگران و خاورشناسان بسیاری درباره ی
این شکل به پژوهش پرداخته اند و نظر های گوناگونی داده اند.در ابتدای پژوهش
شماری از پژوهشگران این شکل را تصویری از اهورا مزدا خواندند.ولی چون به
عقیده ی زرتشتیان اهورا مزدا بی تن و پیکر (ایوی تن و) است و هیچگاه یک
زرتشتی شکلی برای اهورا مزدا قایل نیست.این نظر مورد مخالفت پارسیان
هندوستان قرار گرفت.ان را رد کرده و به عنوان سمبل فروهر معرفی نمودند.و از
قسمت های مختلف ان برای شناساندن بیشتر فروهر کمک گرفتند.
این کار (کمک گرفتن از اشکال) درباره ی
شناساندن بسیاری از طرح ها و سازمان های مختلف صورت میگیرد یعنی به صورت
شکلی هدف و مسولیت یک سازمان یا ... را مشخص مینماید.
در اینجا باید به روان دانشمند پارسی
(رستم جی کاما) نخستین کسی که این شکل را به عنوان سمبل فروهر دانست درود
فرستاد.چون با استفاده ی از یک تصویر باستانی وظیفه ی یکی از بزرگترین
اجزای وجود انسان را برای همیشه نمایان نمود.
اجزای مختلف سمبل فروهر:
سر:
گفتیم که فروهر نیرویی است که شوند
راهنمایی ما میگردد.و از سویی یاداور شدیم که برای فروهر شکلی در نظر گرفته
اند.تا همیشه نقش و وظیفه ی ان یادمان باشد.ازین رو سر فروهر به گونه ی
مردی سالخورده است.تا با دیدن این سر به یاد اوریم که فروهر مانند بزرگان و
کهن سالان ما را راهنمایی میکند.
دست ها:
دست های فروهر به سوی بالاست.به خاطر انکه
همیشه به اهورا مزدا توجه داشته باشیم.اشکار است که خداوند دارای جا و
مکان ویژه ای نیست.ولی از انجا که اندیشه ی بشر نیروهایی که قدرتش از او
بیشتر است در طبقه ی بالاتر از خود میداند.ازین رو این شکل اهورامزدا را در
بالا نشان میدهد.
در دست فروهر حلقه ای وجود دارد که ان را نماد احترام به عهد و پیمان میدانند.
بال ها:
بال های فروهر باز است.چون با دیدن بال
های باز ذهن انسان متوجه پرواز و پیشرفت شده و از دیدن این دو بال باز به
یاد میاورد که فروهر او را به سوی پیشرفت و سربلندی راهنمایی مینماید.در
ضمن هر بال خود دارای سه قسمت است که نشانه ی اندیشه نیک.گفتار نیک و کردار
نیک است.از مشاهده ی این سه بخش اگاه میشویم که هر گونه پیشرفت و ترقی
باید از راه درست یعنی به وسیله ی کردار و گفتار و پندار نیک انجام گیرد.
دایره ی میان شکل:
منظور از مشخص کردن این دایره در میان
فروهر نشان دادن روزگار بی پایان است.به این معنی که هر کار و کرداری را که
درین زندگی انجام گیرد را نتیجه ای دارد و اثرات ان باقی باقی خواهد ماند و
در جهان دیگر روان از پاداش یا جزای ان برخوردار خواهد شد.
دامن:
دامه فروهر از سه قسمت ساخته شده که نماد
اندیشه و گفتار و کردار بد است.از مشاهده ی این سه بخش درمیابیم که همواره
باید اندیشه و گفتار و کردار بد را به زیر افکنده و پست و زبون سازیم (همان
گونه که دامن در زیر قرار دارد ).
دو رشته ی اویخته:
این دو رشته نماد سپنتامینو(خوی خوبی) و
انگره مینو (خوی بدی) است که همیشه ممکن است در اندیشه ی انسان ظاهر شوند.و
وظیفه ی هر فرد زرتشتی است که خوبی را در اندیشه خود قرار داده و بدی را
ازان دور کند (اندیشه یا پندار نیک).
و اما نظر کلی درباره ی نماد فروهر:
درباره ی این شکل که در کتیبه های هخامنشی
دید میشود میان دانشمندان اختلاف نظر وجود دارد برخی این شکل را نشانه ی
شاهین یا نشانه ی سلطنت دانسته اند.و برخی ان را سمبل فرایزدی یعنی نیرویی
که شوند برتری و پشتوانه ی شهریار است میدانند.ولی امروز هر فرد زرتشتی ان
را سمبلی از فروهر دانسته با دیدن بخش های گوناگون ان مسولیت و اهمیت
فروهر را درمیابد.
این نگاره ی بالدار نیمه ادم و نیمه پرنده که گزارش های گوناگون درباره ی ان شده و یا میشود چیست:
از چه گفتگو مینماید؟
پیش از انکه به چگونگی و گزارش ان پرداخته شود این دو بند از یسنا را میاورد:
۱ جان را و بینش درونی را.هوش را روان را و فروهر را میستایم.
۲ همه ی گیتی و تن و استخوان و زندگانی و
کالبد و توان و هوش و روان و همچنین فروهر را میستایم که پاییه پیشرفت و
رسایی ادمی پایه ی ارجمند فروهر یا برترین روان است.
این نگاره ی اهورا مزدا نیست.
گاهی دیده میشود که نگاره ی کنده کاری شده
در تخت جمشید و بیستون و دیگر نقاط یا مهر های سلطنتی یا دولتی و...و...
را نادرستانه و نادانسته نگاره ی اهورامزدا میدانند.که پنداری نادرست است.
دیباچه ای بر فروهر یا فروشی.
فروهر نمادی باستانی و کهن بوده و ما را با برخی ریشه های کهن و استوار اشنا میسازد.
در بند ۱ از یسنای ۵۵ نیز یکی از مراتب ۹
گانه و برتر هستی است.این نیروها به هنگام زایش و به دنیا امدن به هم
میامیزند.و پس از مرگ تن به خاک میپیوندند.جان به باد میرود.شکل به خورشید
بازمیگردد.اما روان اگر روان انسانی پرهیزگار باشد به فرور میپیوندد و به
جهان مینوی بازمیگردد.اما اگر ازان گناه کاران بشد به فرور نپیوسته بلکه
چندی در برزخ و جهان برزخی پالوده میشودو از الودگی های اهریمنی خود را
میرهاند سپس به سوی مینو میرود.
و درین مجموعه ۵ گانه جز ایزدی و اصلی
همان فروهر است.زرتشتیان که نشان و مدال فروهر را به سینه و یا روی یقه ی
لباس دارندبا دیدن ان باید تصور مفاهیم معنوی و بالای ان را همیشه پیش چشم
داشته باشند و از جاده ی پاکی و راستی و درستی و پارسایی و پرهیزگاری
هیچگاه خارج نشوند.رو به سوی رسایی و کمال داشته و کوشا باشند تا به
خوشبختی و جاودانگی برسند.فروهر نزد زرتشتیان به نشانه و سمبل الگوی مقدس
درامده است و اینکه دیگران ان را تصویر اهورامزدا میدانند نادرست و اشتباه
محض است.ایرانیان در هیچ روزگاری برای اهورمزدای دانا و افریننده و هستی
بخش و دانا نگاره و تندیسی نپنداشته اند و ایرانیان(مانند یونانیان) به
پروردگار ادمی شکل اعتقاد ندارند.
نیرو و وظایف شگفت فروهر ها:
ستیز بر علیه نیروهای اهریمنی است در اوستا امده:
(از نیروی فروشیان است که این نظام طبیعت
یا قانون اشا پابرجا و اسمان در بالا و زمین در پایین قرار دارد و اینچنین
فروغ و روشنایی گسترش میابد و از پرتو انان است که این نظام جهانی را
برقرار کرده ام.زمین را افریده ام.زمینی که در ان رودهای پراب جاری
است.دریاها گسترده واقع شده گیاهان و نباتات روییده بیشه زارها به وجود
امده که دران گله های ستوران چرا میکنندو....و.... در پهنه گاه جنگ به یاری
جنگاوران میشتابند).
در حقیقت فروهر نیروی محرکی است در همه ی
جانداران و افریدگان جهان هستی.به عبارت دیگر فروغی است مینوی و پرتویی است
از نور جاودان و بیکران هستی بخش یکتا که انسان را به رسایی و کمال و
پیشرفت و ترقی به جلو میبرد.
این نگاره ی بالدار نیمه ادم و نیمه پرنده که گزارش های گوناگون درباره ی ان شده و یا میشود چیست:
از چه گفتگو مینماید؟
پیش از انکه به چگونگی و گزارش ان پرداخته شود این دو بند از یسنا را میاورد:
۱ جان را و بینش درونی را.هوش را روان را و فروهر را میستایم.
۲ همه ی گیتی و تن و استخوان و زندگانی و
کالبد و توان و هوش و روان و همچنین فروهر را میستایم که پاییه پیشرفت و
رسایی ادمی پایه ی ارجمند فروهر یا برترین روان است.
این نگاره ی اهورا مزدا نیست.
گاهی دیده میشود که نگاره ی کنده کاری شده
در تخت جمشید و بیستون و دیگر نقاط یا مهر های سلطنتی یا دولتی و...و...
را نادرستانه و نادانسته نگاره ی اهورامزدا میدانند.که پنداری نادرست است.
دیباچه ای بر فروهر یا فروشی.
فروهر نمادی باستانی و کهن بوده و ما را با برخی ریشه های کهن و استوار اشنا میسازد.
در بند ۱ از یسنای ۵۵ نیز یکی از مراتب ۹
گانه و برتر هستی است.این نیروها به هنگام زایش و به دنیا امدن به هم
میامیزند.و پس از مرگ تن به خاک میپیوندند.جان به باد میرود.شکل به خورشید
بازمیگردد.اما روان اگر روان انسانی پرهیزگار باشد به فرور میپیوندد و به
جهان مینوی بازمیگردد.اما اگر ازان گناه کاران بشد به فرور نپیوسته بلکه
چندی در برزخ و جهان برزخی پالوده میشودو از الودگی های اهریمنی خود را
میرهاند سپس به سوی مینو میرود.
و درین مجموعه ۵ گانه جز ایزدی و اصلی
همان فروهر است.زرتشتیان که نشان و مدال فروهر را به سینه و یا روی یقه ی
لباس دارندبا دیدن ان باید تصور مفاهیم معنوی و بالای ان را همیشه پیش چشم
داشته باشند و از جاده ی پاکی و راستی و درستی و پارسایی و پرهیزگاری
هیچگاه خارج نشوند.رو به سوی رسایی و کمال داشته و کوشا باشند تا به
خوشبختی و جاودانگی برسند.فروهر نزد زرتشتیان به نشانه و سمبل الگوی مقدس
درامده است و اینکه دیگران ان را تصویر اهورامزدا میدانند نادرست و اشتباه
محض است.ایرانیان در هیچ روزگاری برای اهورمزدای دانا و افریننده و هستی
بخش و دانا نگاره و تندیسی نپنداشته اند و ایرانیان(مانند یونانیان) به
پروردگار ادمی شکل اعتقاد ندارند.
نیرو و وظایف شگفت فروهر ها:
ستیز بر علیه نیروهای اهریمنی است در اوستا امده:
(از نیروی فروشیان است که این نظام طبیعت
یا قانون اشا پابرجا و اسمان در بالا و زمین در پایین قرار دارد و اینچنین
فروغ و روشنایی گسترش میابد و از پرتو انان است که این نظام جهانی را
برقرار کرده ام.زمین را افریده ام.زمینی که در ان رودهای پراب جاری
است.دریاها گسترده واقع شده گیاهان و نباتات روییده بیشه زارها به وجود
امده که دران گله های ستوران چرا میکنندو....و.... در پهنه گاه جنگ به یاری
جنگاوران میشتابند).
در حقیقت فروهر نیروی محرکی است در همه ی
جانداران و افریدگان جهان هستی.به عبارت دیگر فروغی است مینوی و پرتویی است
از نور جاودان و بیکران هستی بخش یکتا که انسان را به رسایی و کمال و
پیشرفت و ترقی به جلو میبرد.
