افزودن خطافزودن پاراگرافضخیمخمیدهخط زیرخط زدنتوضیحچپ نویسوسط چینراست نویسلینک متن به آدرسحذف لینکمشاهده کدحذف فرمت متن


اگر یادتان بود و باران گرفت

دعایی به حال بیابان کنید ...


گلنار پارسی در دستان شاهنشاه هخامنشی

در سنگ نگاره معروف به بارعام شاهنشاه هخامنشی در تخت‌جمشید که به «نگاره خزانه» معروف است، شاهنشاه هخامنشی در حال پذیرفتن نمایندگان همه سرزمین‌های شاهنشاهی بزرگ ایران هخامنشی به حضور خویش است، در حالی که به نشانه صلح و دوستی، گلی درشت را در دست دارد. این نگاره که اکنون در ساختمان خزانه قرار دارد، نخست در مرکز نگاره بزرگ پلکان شرقی کاخ آپادانا در تخت‌جمشید قرار داشته است و کاخ آپادانا از قدیمی‌ترین کاخ‌های تخت جمشید است که به فرمان داریوش بزرگ (522- 486 پیش از میلاد) بنا شده ‌است و از آن برای برگزاری جشن‌های نوروزی و پذیرش نمایندگان کشورهای وابسته به حضور شاهنشاه استفاده می‌شده‌ است. برخی از پژوهشگران به پیروی از اشمیت1، باستان‌شناس آلمانی، تصویر شاهنشاه هخامنشی در این نگاره را مربوط به داریوش بزرگ می‌دانند. چنان‌ که «هایدماری کخ»2، ایران‌‌شناس آلمانی، نقش کسی که بر تخت شاهی نشسته را مربوط به داریوش بزرگ دانسته و گُلی را که او در این نگاره در دست دارد، «گل نیلوفر» می‌پندارد. وی در شرح این نگاره چنین می‌نویسد: «... داریوش در حالی که ولی‌عهدش را در کنار خویش دارد بر تخت جلوس کرده، پاهایش را روی کرسی مخصوص نهاده، در دست راست دبوسی دارد که به سمت پایین نازک می‌شود و دسته‌ای گرد در بالا دارد... در دست چپ شاه گل نیلوفری با دو غنچه است. ولی‌عهد نیز نظیر این گل را که فقط در تصویر این پدر و پسر آمده، در دست دارد. گل نیلوفر در نگاره‌های تخت جمشید فراوان است ولی نه همراه با دو غنچه...»

اما علی‌رضا شاپور شهبازی، باستان‌شناس، نگاه تازه‌تری به این سنگ‌نگاره دارد. او این نگاره را چنین شرح می‌دهد: «... در وسط صحنه ... پادشاهی بر تخت فرمان‌روایی به حالت نیم‌رخ و روی به سوی راست نشسته است ... پشت سر شاه، شخص دیگری با همان تاج و ریش و جامه ایستاده است و همچون او گل نیلوفر آبی به دست چپ دارد اما دست راستش را با کف باز پیش آورده و به علامت احترام به مقام فرمان‌روا، نگه داشته است. این شخص مقامی پایین‌تر از اولی دارد ولی برتر از همه افراد دیگر است. زیرا او را طوری نشان داده‌اند که از دیگران بسیار بلندتر است ولی با همه بلندی، هم‌قد شخص اورنگ‌نشین است، به همین جهت و به دلیل نوع تاج و ریشش، او را ولیعهد شاه جلوس کرده دانسته اند ... این صحنه بی‌گمان آغاز بارعام را نشان می‌دهد ... تا مدتی همه به پیروی از اشمیت، تاج‌دار اورنگ‌نشین را داریوش و تاج‌دار ایستاده را ولیعهدش "خشیارشا" می‌دانستند اما این عقیده پذیرفتنی نیست چون داریوش همواره تاج کنگره‌دار بر سر داشته و این شخص اورنگ‌نشین تاج ساده‌ای دارد که بیشتر به تاج خشیارشا شبیه است و بنا بر مفاد کتیبه‌هایی که خواهد آمد، ایوان شرقی آپادانا و پلکانش را "خشایارشاساخته و نه داریوش و ایوان غربی را هم بنا بر کتیبه پارسی باستان آن، خشیارشا به اتمام رسانیده است و نه داریوش. این‌ها و دلایل دیگر می‌رساند که شاه اورنگ‌نشین، خشیارشا می‌باشد و ولیعهدش شاه‌زاده داریوش دوم است که به شاهی نرسیده، کشته شد. بعدها اردشیر یکم این دو نقش را از جایگاه اصلی خود بیرون آورده، به خزانه سپرده است و به جای آن‌ها نقوشی از سربازان ساخته و کار گذارده است که این نقش اخیر، در جاهایی کامل نشده مانده است...»3

به این ترتیب بر بنیان پژوهش‌های تازه‌تر، روشن است که در این سنگ نگاره، خشاریارشا بر تخت نشسته و پشت سر او ولی‌عهدش داریوش دوم ایستاده، در حالی که هر دو گلی درشت و پُربرگ را در دست دارند. 

در کوچه پس کوچه ها ... 

گربه ای با نگاهی پر از درد ...

از من پرسید : غریبه ای ؟

گفتم : آری ....

گفت : فرار کن .... 

این جا جای تو نیست ...

جایی که مرا با سنگ میزنند ...

تو را گردن میزنند ...!!!

آرتیمان من

آرتيمان

اي زيبا دهم روزگارت چه تعقييركرده است گويي شكسته دلي چشمه هايت چون چشمه دل وچشمت خشكيده اند .ويرانه هاي آسيابهايت درحسرت نعره آب رود وضرب آهنگ سنگشان آهسته آهسته ميروند تا دردل خاك گم شوند تا ديگر نام ونشانشان براي نسلي كه تازه آمده يا مي آيند برجاي نماند .آرتيمان قشنگ من ديگر لايه يخ زمستاني برسنگهاي صيغل خورده رودخانه ات نقش نميبندد وقنديلهاي آويزان از ناودانهاي چوبي خانه هاي كاهگليت حتي ازخاطر پيرمردان وپيرزنانت نيزرخت بربسته اند .تو اين نبودي كه اينك دردامنه كوه اشتوار آرميده اي

ادامه نوشته

قص در ایران هخامنشی

رقص در روزگار هخامنشیان

با افسوس باید گفت كه موضوع و چگونگی رقص در روزگار هخامنشیان چندان روشنتر از وضع آن در دوره پادشاهان ماد نیست و در این خصوص نیز از نقوش و آثار و مدارك مربوط به آن دوره، جز چند اشاره كوتاه و مختصر، مطلبی بدست نمی‌آید و بر اطلاعات ناقص ما در این باره چیزی نمی‌افزاید.

برخی تاریخ‌نویسان یونانی از قول «كتزیاس» پزشك مخصوص اردشیر دوم شاهنشاه هخامنشی نوشته‌اند كه: شاهنشاه هخامنشی نمی‌بایست مست شود مگر سالی یكبار آنهم در روز جشن مهرگان . در آن روزشاهنشاه جامه‌های فاخرارغوانی می‌ پوشیدودر جشن و نیایش مهر شركت می‌كرد. با نوشیدن شیره گیاه «هئومه» (به هندی سومه) یا «می» مست می‌شد. «آتنه» (Athenee) (تاریخ‌ نویس سده سوم میلادی) از دوریس (Douris) (تاریخ‌نویش سده چهارم پیش از میلاد) شرح مفصلی درباره جشن مهرگان نقل كرده، مخصوصاً قید كرده است كه شاهنشاهان هخامنشی در جشن مهرگان میرقصیدند.

چون جشن مهرگان برای پرستش و نیایش «میترا» (مهر) رب النوع یا فرشته فروغ و جنگ و پیمان و حامی و دوستار سپاهیان و آریاییان، بر پا می‌گردید، از اینرو می‌توان استنباط كرد كه این ر قص پارسیانه- كه بدون شك گذشته از شاهنشاه هخامنشی، دیگران نیز در آن شركت می‌كرده‌اند- یك رقص مذهبی یا رزمی بوده است، بدینگونه كه شركت كنندگان در جشن و نیایش، پس از انجام عمل فدیه و قربانی و نیاز و نثار عصاره «هئومه»‌و نوشیدن آن، از خاصیت سكرآورش، مست و سرخوش گردیده، برقص مهیجی می‌پرداخته‌اند. در آن زمانها مهرگان یكی از اعیاد بسیار مهم ایرانیان بشمار می‌رفت و شركت شاهنشاه هخامنشی در این رقص نشانه‌یی است از ارج و اهمیتی كه ایرانیان به ستایش و نیایش ایزد مهر قائل بوده‌اند.

در اینجا برای روشنی موضوع و بمناسبت بسیار بجاست، یادآوری كنیم كه ایرانیان عهد باستان، تنها دو فصل داشتند، تابستان بزرگ و زمستان بزرگ، نوروز جشن آغاز تابستان و مهرگان جشن آغاز زمستان بود.

علاوه بر آنكه روز شانزدهم هر ماه بنام مهر و مخصوص نیایش و ستایش او بود، در روز مهر، ماه مهر،‌ كه همان جشن مهرگانست، مهر باشكوه و جلال فراوان مورد ستایش و پرستش قرار می‌گرفت و جشن و شادی و مراسم مرموزی بنام او برگزار می گردید.

ادامه نوشته

نقش و نگار گل نیلوفر در ایران باستان

نقش-گل-نیلوفر-در-تخت-جمشید

گل نیلوفر را که در تمام نقاط تخت جمشید حجاری شده، می توان نماد تمدن هخامنشی دانست.

این گل که در اکثر تصویرها در دست شاه و بزرگان دیده می شود، سمبلی از صلح و دوستی است. می توان گفت که این گل مهربانی و صلح دوستی ایرانیان را نشان می دهد. گفته می شود ۱۲ گلبرگ این گل ۱۲ ماه سال را نشان می دهد. سطح فرهنگ هر قوم با علاقه مندی و استفاده آنان از گل رابطه مستقیم دارد. تصویر زیاد گل ها در تخت جمشیدعلاوه براینکه خوشبویی و زیبایی این مکان را نشان می دهد، دلیلی بر بالا بودن سطح فرهنگ ایرانیان آن زمان تیز است.

خدایا مهمون نمیخوای؟

 

 

الهی

 

نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم


نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی

 

 

در اگر باز نگردد ، نروم باز به جایی


پشت دیوار نشینم ، چو گدا بر سر راهی

 

 

کس به غیر از تو نخواهم

 
چه بخواهی چه نخواهی

 
باز کن در ، که جز این خانه مرا نیست پناهی