
29-رقص شاهنشاه هخامنشی در جشن مهرگان
این جشن شش روز طول میكشید، بدین معنی كه از روز شانزدهم مهر شروع شده تا روز بیست و یكم ادامه مییافت.
مطابق تعلیمات مذهبی كه شاید در دوره ساسانیان نیز عیناً عمل میگردید، نیایشكنندگان میبایست غسل بجا آورده هنگام نیایش «برسم» (شاخههای جوان و تازه درخت انار) در دست گرفته و شیر را با «زور» یعنی آب مقدس كه آیاتی چند از اوستا بر آن خوانده شده و در اوستا «زاوثرا» (Zaothra) نامیده میشود و عصاره گیاه «هئومه» مخلوط كرده بنوشند و از نان مقدس «درئونه» (Daraona) بخورند و یكی از هفت موبد كه این عصاره را نیاز مهر میكرد «زوت» نامیده میشد.
گر چه ممكن است مراسم نثار و نیاز «هئومه» در عهد هخامنشی با مراسم اوستایی و دوره ساسانی فرق داشته است ولی مداركی موجود است كه محقق میدارد در سال دوم سلطنت خشایارشا (19 سپتامبر 484 ق.م. تا 13 فوریه 483 ق.م.) مراسم نثار «هئومه» در دربار هخامنشی معمول بوده و مستی و سرخوشی شاهنشاه هخامنشی و سایر شركتكنندگان در جشن نیایش مهر از این ماده سكرآور بوده است1.
بهر حال موضوع رقص شاهنشاه هخامنشی در جشن مهرگان، جملهیی بیش نیست و در پیرامون آن بیش از این نمیتوان توضیح داده تفسیر قائل گردید ولی با این حال دانسته نیست خانم «نیلا كرام كوك» امریكایی كه مقاله مختصری راجع برقص در ایران نوشته است و ترجمه آن یكبار در مجله انجمن ایران و آمریكا و بار دیگر به شكل دیگری (با ترجمه مغلوط) در شماره دوم مجله نمایش هنرهای زیبای كشور بچاپ رسیده است، چگونه مدعی گشته است كه: «در دوره هخامنشی بطوریكه از حجاریهای آن دوره معلوم میشود(؟) رقص بطور دسته جمعی و بالاجتماع (؟) بعمل میآمده و نیز در سكههای آن دوره اسلوب اصلی رقصهای جنگی (؟!) نشان داده شده است»؟!
با كوششی كه نویسنده این گفتار برای یافتن مدارك متقن بیشتری در زمینه رقص بعمل آورده است در اینجا ناچارست بگوید كه تمام استنباطهای خانم كوك واهی و بیاساس بوده تخیل صرف و بیمدركی است و آنگاه اگر ما بخود اجازه بدهیم كه بدون دلیل و مدرك، از طرز ایستادن و حركات و نظم سربازان و بزرگان پارسی و مادی عهد هخامنشی در تخت جمشید و حركات تیراندازی و نیزهپرانی بر روی «دریك» (سكههای طلا)های آن زمان، چنین نتایج عالی و مشعشعی بنفع موضوع رقص در دوره هخامنشی بگیریم و حركات و تمرینهای نظامی و ردیف سربازان را بحساب رقصهای جنگی بگذاریم، معلوم نیست چرا باید بهمین مختصر اكتفا كرده در عالم خیال از رقصها و پایكوبیهای دسته جمعی در پیرامون آتشكدهها و آتشگاهها و از مجالس باشكوه رقص دوشیزگان ارغوانی پوش در كاخهای هخامنشی سخنی بمیان نیاوریم و این مجالس را شرح و بسط ندهیم و بقول مثل مشهور «حالا كه در عالم خیال پلو میخوریم بگذاریم هر چه چربتر باشد».
معلوم نیست خانم مزبور از كجای نقوش تخت جمشید، حركات رقص دستهجمعی استنباط كرده و از كدام سكه هخامنشی اسلوب اصلی رقصهای جنگی را بدست آورده است. ما كه یك یك آثار و نقوش فوق را از مد نظر میگذرانیم اثری از یك حركت مخصوص كه بتوان آنرا تعبیر برقص نمود نمییابیم تا چه رسد به اسلوب اصلی رقصهای رزمی.
بهر حال بیگمان در دوره هخامنشیان رقص و موسیقی و آواز در بزمها برای تفریح خاطر و ایجاد شادی و سرور در میان طبقات مختلف مردم رواج داشته است و اشاراتی هم كه در متن كتابهای تاریخی موجود است این موضوع را تایید میكند ولی عبارات و طرز بیان آنها طوری نیست كه بتوان از آنها منظور و چگونگی و نوع و اجرای رقصها را بدست آورده در پیرامون آنها توضیحات بیشتری داد.
از اشاراتی كه در بعضی از كتابهای تاریخی شده است، چنین پیداست كه در مجالس دربار خشایارشا بعضی رقصهای تفریحی و غیرمذهبی همراه با موسیقی و آواز انجام میگرفته است و زنان غیر عقدی او كه شماره آنها فراوان بوده، وظیفه داشتهاند هنگام صرف غذا، شاه و ملكه را با موسیقی و رقصهای خود مشغول و خوش دارند، پس بالطبع در بزمها و جشنها و مجالس حكام و سرداران و اعیان مملكت نیز این قبیل رقصها توسط رقاصههای زیباروی خوشاندام، اجرا گردیده، حضار را مشغول و مسرور میداشته است.
یكی از مدارك و دلایل وجود مجالس رقص، كه در آن علاوه بر رقاصهها، دختران بزرگان ایران نیز برقص و پایكوبی میپرداختهاند، داستان عشق و ازدواج الكساندر مقدونی با «ركسانا» دختر «اكسیارتس» سردار و خشتر پاون (ساتراپ) پارسینژاد ایالت سغد است. بنا بنوشته تاریخنویسان یونانی اولین دیدار الكساندر بار كسانا در سغد، در یك مجلس رقص بوده كه در آن سی تن از دختران خانوادههای درجه اول سغدیان نیز شركت داشتهاند.
پلو تارخ درباره عشق و زناشویی الكساندر با ركسانا مینویسد: «اگر چه علت آن دلباختگی بود، زیرا نخستین بار كه او را دید در یك بزم رقص بود و در همان دیدار، جوانی و زیبایی آن زن، دل الكساندر را ربود، با این همه زناشویی با او بامقصودیكه داشت هم شایسته و هم سازگار بود».
آریان نیز همین موضوع را در كتاب خود بطرز دیگری آورده است، ولی كنت كورث آنرا بشرحی كه در پایین میآوریم، مفصلتر از دیگران نوشته است، او مینویسد:
«پس از آن الكساندر بولایتی رفت كه «كوهورتانوس» و الی آن بود و از ولات ممتاز پارس بشمار میرفت. او اظهار انقیاد كرد و الكساندر وی را بحكومت ابقا داشته از سه پسرش دو نفر را برای خدمت در لشكر مقدونی طلبید و حاكم مزبور پسر سوم خود را هم باختیار الكساندر گذاشت.
«كوهورتانوس» خواست ضیافتی برای الكساندر با تجملات مشرق زمین بدهد، و باین مقصود 30 نفر از دختران خانوادههای درجه اول سغدیان را باین بزم دعوت كرد، دختر والی هم جزو آنان بود و این دختر از حیث زیبایی و لطافت مثل و مانند نداشت و بقدری دلربا بود كه در میان آنهمه دختر زیبا، توجه تمام حضار را بخود جلب میكرد. الكساندر كه مست باده عنایتهای اقبال و ابخره شراب بود عاشق وی گشت» كنت كورث مینویسد: «پادشاهی كه زن داریوش و دختران او یعنی زنانی را دیده بود كه كسی جز «ركسانا» در وجاهت بپای آنان نمیرسید، با وجود این نسبت بآنها حسیاتی جز محبت پدر باولاد نپرورده بود و در اینجا عاشق دختری شد كه نه در عروقش خون شاهی جاری بود و نه از حیث مقام میتوانست قرین آنها باشد».
بهر حال، وجود این خبر و اطلاع تاریخی و تشكیل مجلس رقص از دختران حاكم و بزرگان سغدیان علاوه بر اینكه وجود چنین مجالسی را در میان طبقات مختلف مردم ایران عهد هخامنشی مسلم میدارد، ضمناً نشان میدهد كه مقام رقص در اجتماع آنروزی- برخلاف دورههای بعد- بسیار محترم و والا بوده، حتی دختران حاكم و بزرگان ایرانزمین نیز در چنین مجالسی حاضر شده به پایكوبی و دست افشانی میپرداختهاند.
چنانكه بیشتر از این گفته شد، در آثار بازمانده از دوره هخامنشی، هیچ نقش و تصویری كه دلالت بر رقص نماید دیده نشده و یا بعبارت دیگر ساخته نشده است، زیرا، ایرانیان شهرنشین و درباریان عهد هخامنشی، مردمانی بسیار جدی و متین و تشریفاتی و در مورد زنان و دختران خود بسیار متعصب بودهاند، بنابراین نه تنها از حك و رسم مناظر و مجالس رقص و بزم بر روی سنگها و فلزات و ظروف و غیره خودداری میكردهاند بلكه حتی حاضر نبودهاند صورت و هیكل زنی را هم (جز در چهار مورد) در جایی نفش بسته و بمعرض نمایش بگذارند، مبادا، حرمت آنان را، كه سخت پایبندش بودند، از بین ببرند
روستای آرتیمان در شهرستان تویسرکان از توابع استان همدان است که به صورت زیبایی ساخته شده ودر روی سه کوه روبه روی هم ساخته شده و مابین این سه را باغهای گردو پر کرده است ورودخانه آرتیمان این باغها را از وسط به دو قسمت تقسیم کرده.